
سکانسهای ماندگار
یک تراژدی ایرانی
شوکران بهروز افخمی 1379

سعید مروتی| روزنامهنگار:
افخمی در بهترین دوران فعالیت حرفهایاش سراغ «شوکران» رفت. کارگردانی که با «عروس» (1369)، «روز فرشته» (1372)، «روز شیطان» (1373) و «جهان پهلوان تختی» (1376) نشان داده بود حرفهایترین فیلمساز نسل پس از انقلاب است با شوکران به نقطه عطف کارنامهاش دست یافت.
فکر اولیه شوکران از فیلم هالیوودی «جذابیت مرگبار» (آریان لین) میآید و جدا از موقعیت داستانی، حال و هوای فیلم افخمی تاحدودی یادآور رمان «یک تراژدی آمریکایی» نوشته تئودور درایدز و «مکانی در آفتاب» (جورج استیونس 1951) و «پنجره» (جلال مقدم 1349)، دو فیلمی که براساس این رمان ساخته شدند، نیز هست. شوکران یکی از اجتماعیترین ملودرامهای سینمای ایران است که کنار روایت استادانه داستانش، تصویری اسنادی از طبقه متوسط ایرانی ارائه میدهد. حضور هدیه تهرانی و فریبرز عربنیا در بهترین دوران حرفهایشان در مقابل دوربین و تأثیر چشمگیر نعمت حقیقی در پشت دوربین، کنار یک افخمی باهوش و خلاق به ساخت فیلمی منجر شده که جزو بهترین فیلمهای سینمای پس از انقلاب است. بعد از اکران شوکران و موفقیت چشمگیرش در برقراری ارتباط با تماشاگران، فیلمهای زیادی تحت تأثیر این ساخته افخمی ساخته شدند که البته جز یکی دو استثنا هیچکدام آثار درخشانی از کار درنیامدند.
زمان اکران فیلم، افخمی در مصاحبه با امید روحانی گفت: «فکر میکنم بهترین فیلمی است که ساختهام و احتمالا به این زودی موفق نخواهم شد چیزی به این خوبی بسازم.» حالا 17 سال از آن روزها گذشته و هنوز هم شوکران بهترین فیلم افخمی است.
سکانس برگزیده: در فیلمی که مدام تماشاگرش را غافلگیر میکند ولی هرگز گولش نمیزند، تصور ما از سیما ریاحی و مهندس محمود بصیرت کاراکترهای اصلی شوکران به مرور تغییر میکند. سیما ریاحی از پرسونای زن اغواگر به زنی تنها و رهاشده تبدیل میشود و محمود بصیرت تکنوکرات مسلمان با نپذیرفتن مسئولیت کاری که انجام داده، خصوصیات انسانیاش را از کف میدهد. در تراژدی انتهای شوکران تماشاگر محمود بصیرت را مقصر مرگ سیما ریاحی میداند.
فرقی هم نمیکند که علت مرگ تصادف یا خودکشی بوده باشد. در سکانس پایانی محمود و همسرش ترانه (رزیتا غفاری) در اتوبان در حال حرکتند که با صحنه تصادف مواجه میشوند. محمود میایستد، از ماشین پیاده میشود و دوربین روی ترانه میماند.
خارج از کادر همهمه مردم، آژیر آمبولانس و... صحنه تصادف را در سکانس قبلی دیدهایم و حالا باید تأثیر این اتفاق را بر محمود ببینیم.
محمود با چهرهای بهتزده به داخل کادر بازمیگردد.
ترانه: کسی مرده بود؟
محمود: آره!
ترانه: وای پناه برخدا! بیچاره زن و بچهاش.
محمود: آره!
پس از چند لحظه مکث به نمای دونفره محمود و ترانه، تصویر کات میشود به نمای دوری از اتوبان و تیتراژ پایانی میآید.
افخمی شوکران را با تلخی فراوان به پایان میرساند؛ با مرگ کاراکتر زن فیلم و ارائه چهره زشتی از کاراکتر مرد که با مسئولیتناپذیریاش تراژدی میآفریند.