پسرک فلافلفروش
مریم مرتضوی؛ خبرنگار
کـتاب«پســـــرک فــلافلفــــروش» زندگینامه و خاطرات طلبه بسیجی، شهید مدافع حرم هادی ذوالفقاری را روایت میکند که در گروه فرهنگی شهید ابراهیم هــادی تالیف شده است. پســری محجوب و سربهزیر که از همان ابتدای کودکی نیز خلق و خوی خاصی داشت و آسمانی بود. او به شهید ابراهیم هادی علاقه داشت و آنقدر دلبسته شهید هادی بود که رفتار و کارهایش تماما رنگ و بوی او را بهخود گرفته بود. همیشه دغدغه مفید بودن داشت و از هرفرصتی برای کار در مسجد و فعالیتهای فرهنگی استفاده میکرد. بچه پایین شهر، میدان خراسان، عاشق ساندویچ فلافل بود و مدتی نیز در فلافلفروشی برای یادگرفتن کار مشغول شد و پس از آن نیز مدتی در بازار کار کرد. با درآمد اندکی که داشت گره از کار اطرافیان باز میکرد و به دوستانش هم زیاد پول قرض میداد. او در دورهای به حوزه علمیه رفت و درس طلبگی خواند. مدتی هم برای ادامه تحصیل به نجف اشرف رفت و... .
در قسمتی از کتاب آمده:
به مرور رفتوآمد هادی به منازل دوستان طلبهاش بیشتر شد. در این رفتوآمدها متوجه شد که بیشتر دوستان طلبهاش، از خانوادههای مستضعف نجف هستند. بسیاری از این خانوادهها در منازلی زندگی میکنند که از نیازهای اولیه نیز محروم هستند. این خانهها آب لولهکشی نداشت. بااینکه آب لولهکشی تا مقابل درب خانه آمده بود، اما بضاعت مالی برای لولهکشی نداشتند. این موضوع بسیار او را رنج میداد.
برای همین به تهران آمد و به سراغ دوستانش رفت. دستگاههای مربوط به لولهکشی را خرید و چند روزی در مغازه یکی از دوستانش ماند تا نحوه لولهکشی با لولههای جدید پلاستیکی را یاد بگیرد. هرچه را لازم داشت تهیه کرد و راهی نجف شد. صبح تا عصر در کلاس درس مشغول بود و بعد از ظهرها برای کار به خانه طلبههای نجف میرفت.