• سه شنبه 6 آبان 1399
  • الثُّلاثَاء 10 ربیع الاول 1442
  • 2020 Oct 27
دو شنبه 19 آذر 1397
کد مطلب : 40413
+
-

حکایت ظلم

قصه‌های کهن
حکایت ظلم


آورده‌اند که نوشین‌روان عادل را در شکارگاهی صید کباب کردند و نمک نبود. غلامی به روستا رفت تا نمک آرد. نوشیروان گفت: نمک به قیمت بستان تا رسمی نشود و ده خراب نگردد. گفتند: ازین قدر چه خلل آید؟ گفت: بنیاد ظلم در جهان اول اندکی بوده است هرکه آمد برو مزیدی کرده تا بدین غایت رسیده.

اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی /  برآورند غلامان او درخت از بیخ
 

گلستان سعدی

این خبر را به اشتراک بگذارید
در همینه زمینه :