پسر ایران، تولدت مبارک
روایت پدر شهید پارسا هزارجریبی از وصیتهای عاشقانه تکفرزندش که در جنگ 12روزه آسمانی شد
الناز عباسیان | روزنامهنگار
«دلم برات تنگ شده رفیق؛ دلم برای اون شوخیهات، برای اون سلام نظامیت به پرچم ایران، برای اون حرفهایی که وقتی نمیتونستی بگی نه! میگفتی «معذبم نکن». پارساجان! پسر دوستداشتنی من. امروز دوم شهریور و روز تولدته. تولدت مبارک پسر ایران! کیک تولدت رو گذاشتم سر مزارت، ولی میدونم که تو جایی بهتر از اینجا نشستی و داری به من لبخند میزنی. اگه بودی، امروز باید شمع 27سالگیترو فوت میکردی! ولی تو خودت بهتر از من میدونی که برای من و مادرت، هر روز، روز تولد توست؛ چون هر لحظه با خاطراتت زندگی میکنیم. تو همون تکدرختی هستی که همیشه میگفتی. حالا سایهات افتاده تو دلم. تکفرزندم بودی، ریشهام بودی! دشمن فکر کرد با بردن بچههای ایران، میتونه نسلکشی کنه اما نه؛ تو و بچههای این سرزمین تکثیر شدید. الان هزار تا پسر دارم؛ هرکی میاد کنار مزارت، میگه داداش پارسا.» اینها بخشی از واگویههای پدر شهید پارسا منصور هزارجریبی است؛ پسری که در جنگ 12روزه آسمانی شده و بهخاطر علاقه بسیارش به وطن،در فضای مجازی به «پسر ایران» معروف شد. در برنامه «جان ایران» از قاب تلویزیون همشهری پای صحبتهای رامین منصور هزارجریبی نشستیم.
وطنپرستی پسر خالکوبیدار
پارسا متولد دوم شهریور ۱۳۷۸ بود. ورزشکار، پرانرژی، با خالکوبیهایی از اشعار فردوسی و نقشه ایران. اما بهگفته پدرش، هیچکس از ظاهرش نمیتوانست عمق دلبستگیاش به ایران را حدس بزند. چندماه پیش از شهادت، فیلمی از او منتشر شد که در برابر پرچم سهرنگ ایستاده و سلام نظامی میدهد. پدر ماجرای این فیلم را تعریف میکند: «پسرم قهرمان رشته پدل بود. شرایطی فراهم شد که پارسا را به خارج از کشور اعزام کنیم. من و مادرش به او پیشنهاد مهاجرت دادیم. چند روز بعد دیدم برای من فیلمی ارسال کرده است: فیلمی که با شلوار ورزشی، مقابل پرچم ایران ایستاده و ادای احترام میکند. بعد رو به دوربین خطاب به ما میگوید من اینجا میمانم. روی فیلم هم یک متن با موضوع وطن پرستی نوشته بود: «گفتم و باز هم توی این لحظات پایانی عهد میبندم من پسر ایران، پایبند این سه رنگ! پایبند این مادر میمانم.» نمیدانم این حرف چطور به زبانش آمده بود که تأکید کرد در این لحظات پایانی! یکبار هم رفته بود دبی. به سمت دریا رفت و رو به ایران کنار ساحل، سلام نظامی داد. یک شرکت تجاری ثبت کرده بود که اولش واژه پرشین(Persian) داشت. خیلیها گفتند این جمله را حذف کن تا شرکتهای دبی بهتر همکاری کنند گفت «اصلا و ابدا نام ایران از شرکت من حذف نمیشود.» اغراق نمیکنم اگر بگویم بعد از انتشار فیلم سلام نظامی و ادای احترام او به پرچم ایران، چالش احترام به پرچم در فضای مجازی چقدر زیاد شد. پارسا نشان داد که وطنپرستی، یک حس درونی است نه یک شعار.»
دشمن خواست ریشهام را بزند
یکی از عجیبترین توصیفهای پدر از پارسا، تشبیه او به یک «تکدرخت» است. پدر روایت میکند: «همیشه هنگام رفتن به شمال از سمت فیروزکوه، به یک درخت تنها اشاره میکرد و میگفت بابا، من هم مثل این درختم؛ محکم اما تنها.» حالا که رفته به آن جمله او فکر میکنم؛ اینکه مثل درخت بود. گرچه به ظاهر رفته اما ریشه دوانده در دل خیلیها. باور کنید بعد از شهادتش کلی دوست پیدا کرده. آدمهایی با ظاهر متفاوت. از مذهبی گرفته تا غیرمذهبی. چند وقت پیش مادری با من تماس گرفت و گفت پسرم هوای مهاجرت به سرش زده بود. بعد از دیدن فیلم و عکسهای پسر شما نهتنها منصرف شده که تبدیل به یک وطنپرست واقعی شده. در فضای مجازی از ایران تولید محتوا میکند و به عشق پارسا، پلاک «پسر ایران» به گردنش آویخته است. در مراسم چهلم پارسا معاون مدرسه به من و مادرش گفت «شما مقصرید که این پسر شهید شد.» با تعجب پرسیدم «چطور؟» گفت «چون خوب تربیتش کردید، خدا او را از شما گرفت.»

روی مزارم بنویس پسر ایران
پدرش با بغض و اشک از وصیت پسرش میگوید: «در روزهای کرونا، پارسا به من گفت «بابا، وقتی مردم، روی سنگ قبرم بنویس پسر ایران و لوگوی پرسپولیس را هم بگذار.» من آن موقع جدی نگرفتم، اما او خودش میدانست چه میخواهد.»
