• شنبه 10 مرداد 1405
  • ١٧ صفر ١٤٤٨
  • 2026 Aug 01
جمعه 9 مرداد 1405
کد مطلب : 279543
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/0VOMX
+
-

شهادتت مبارک بانو

حال دخترانه اش را داشت، همیشه یک عروسک دو طرفه همراهش بود که از یک سوی می خندید و از سوی دیگر ناراحت بود. مثل همه آدمها که دو راهی خیر و شر، خوشی و ناخوشی در وجود خودشان است، بستگی دارد چه سویی بایستند، چگونه قیام کنند، برای خدا یا برای دنیا. 
نابغه رشته شیمی فیزیک ما، وقتی دکتری گرفت وارد پروژه های موشکی شد. مسیری که زندگی اش را به خطر می انداخت و همان زمان از نروژ دعوتنامه داشت برای یک زندگی آسوده. اما خود را وقف ایران کرد. او بنا بود شهید شود. یک هفته قبل از شهادتش ماشین او در مسیر کهف الشهدا چپ کرد و او به صورت معجزه آسایی نجات پیدا کرد. بانو تو خود قرار است در کهف الشهدا وارد شوی و مسیر حیات دختران این کشور را ترسیم کنی، صبر کن. 
وقتی زدندش ، طوری پیکرش پیدا شد که فقط با آزمایش دی ان ای پدر قابل شناسایی بود. 
حالا اتاق مهسا باقی مانده، اتاقی ساده با یک میز چوبی قدیمی، پرده ای دخترانه به رنگ صورتی، همان عروسک کوچک دو سویه که روی خندانش به سمت آسمان است... میز چوبی قدیمی اما هم محل تحصیل مهسا بود و هم میز نمازش. او به دلیل مشکل زانو و توده ای که در کودکی عمل کرده بود، نمی توانست ایستاده نماز بخواند؛ از این رو روی همین میز، با یک صندلی ساده و چادری بلند به رنگ سفید-مشکی، با پروردگارش راز و نیاز می کرد.
دکتر مهسا طاهری، شهادتت مبارک بانو

 

این خبر را به اشتراک بگذارید