• سه شنبه 5 خرداد 1405
  • ٩ ذو الحجة ١٤٤٧
  • 2026 May 26
دو شنبه 17 فروردین 1405
کد مطلب : 274092
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/mQ2W0
+
-

هوای «بانو» را داشته باشید

سبک زندگی شهید رضا قلی‌زاده به روایت خواهر شهید

گزارش
هوای «بانو» را داشته باشید

ارغوان رضایی | روزنامه‌نگار 

 ستوان‌یکم شهید پاسدار رضا قلی‌زاده ، از پرسنل نیروی هوافضای سپاه از اهالی محله کیانشهر بود. او که در تیر‌ماه سال 1368به دنیا آمده بود، 2 فرزند دختر و یک پسر داشت و اسفندماه سال 1405در حملات آمریکا و اسرائیل به پادگان گرمدره کرج به شهادت رسید. در این گزارش با  فرحناز قلی‌زاده،خواهر شهید، درباره سبک زندگی این شهید گفت‌وگو کرده‌ایم.

توجه ویژه به پدر و مادر
خواهر شهید دلتنگ برادر است و با بغض می‌گوید:«ما 7 خواهر و برادر بودیم و رضا فرزند آخر خانواده و عصای دست پدر و مادرم بود و با همه مشغله کاری‌ای که داشت به خوبی از والدین ما مراقبت و به آنها رسیدگی می‌کرد. شاید هیچ‌کدام از ما به درستی نمی‌دانیم ساعت قرص و داروی پدر و مادرمان چه زمانی است یا دکتر چه دارویی برایشان تجویز کرده، ولی رضا همه این کارها را انجام می‌داد.» فرحناز قلی‌زاده از کودکی برادر شهیدش می‌گوید:«از همان کودکی اهل نماز و روزه بود. خاطرم هست بچه که بود دوست داشت مکبر مسجد باشد و اذان بگوید. آنقدر پیگیری کرد تا بالاخره موفق شد. از همان روزی هم که دارای درآمد و کسب‌وکار شد، خمس اموالش را حساب می‌کرد.»

خانواده‌دوست بود 
شهید قلی‌زاده مرد خانواده‌دوستی بود و توجه ویژه‌ای به همسر و فرزندانش داشت. به‌ویژه این اواخر که صاحب دختری شده بود بیش از همیشه سعی می‌کرد تا همراه و یاور همسرش در امور خانه باشد. خواهر شهید می‌گوید:« علاقه فراوانی به همسرش داشت و همیشه او را بانوجان صدا می‌کرد. همین اواخر به‌دلیل تقارن ‌ماه مبارک رمضان و آخر سال همه کارهای خانه را انجام داده بود تا همسرش که نوزاد 10 ماهه‌ای داشت در آرامش باشد و همیشه می‌گفت در نبود من هوای بانو را داشته باشید.»
فرحناز قلی‌زاده از ماموریت برادرش به کردستان و وصیتش می‌گوید:«چند سال پیش برای ماموریتی راهی کردستان شد. قبل از رفتن پیشم آمد و گفت تو خواهر بزرگ‌تری، اگر من از این سفر برنگشتم حتما هوای بانو و فرزندان من را داشته باش. پدرم نقاش ساختمان بود و برادرم از سن کم کنار پدرم کار می‌کرد و از همین پس‌اندازش خانه‌ای خریده بود اما با توجه به احترامی که برای پدرم قائل بود خانه را به نام او کرد. قبل از سفرش تأکید کرد که اگر برنگشتم خانه برای بانو و فرزندانم است.»

غیبت نکنید
بانو قلی‌زاده یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های برادرش را توجه به مسائل اخلاقی عنوان می‌کند و در این‌باره توضیح می‌دهد:«رضا از غیبت کردن نفرت داشت. حتی وقتی خانوادگی دور هم جمع می‌شدیم و درباره کسی حرفی می‌زدیم، همیشه ناراحت می‌شد و می‌گفت اینها همه غیبت است، چرا گناه می‌کنید.»

آخرین خداحافظی
خواهر از آخرین خداحافظی برادرش با مادر، همسر و فرزندانش می‌گوید:«موقع رفتن به همسرش سفارش کرد در نبودش قوی باشد. گونه پسرش را بوسید و گفت در نبود من تو مرد خانه‌ای، هوای مادر و خواهرانت را داشته باش! مادرم از زیر قرآن ردش کرد و وقتی سوار ماشین شد، شیشه را پایین کشید و دست مادرم را بوسید. قرار بود 3 روز بعد به خانه برگردد.»  او از لحظه پرواز برادرش اینگونه تعریف می‌کند:«وقتی پادگان گرمدره را زدند همه خانواده نگران شدیم. برادرم همیشه با خانواده‌اش در تماس بود. 2‌روزی بودند که حتی برای بیدار کردن سحری هم زنگ نزده بود. اول به ما گفتند دکل مخابراتی را زده‌اند و برادرم زنده است تا اینکه یک شب برادر دیگرم، رضا را خواب دیده بود که گفته شهید شده است. از فردای همان روز است پیگیری کردیم و بعد از چند روز متوجه شدیم که رضا شهید شده. گویا رضا در لحظه شهادت همراه با 6نفر از همکارانش زیر زمین بودند که بر اثر انفجار  هواکش زیرزمین کنده شده و در ورودی مسدود می‌شود و همگی به شهادت می‌رسند.»








 

این خبر را به اشتراک بگذارید