اقتدار بانو در میان ضرب و شتم اوباش
روز گذشته تصویری منتشر شد از ضرب و شتم یک بانوی چادری که در دفاع از انقلاب شعار میدهد، که دل هر بینندهای را به درد میآورد.
اما چقدر این تصویر الهامبخش است. چقدر فوقالعاده است.انگار بناست این بار زنان این دیار چادر به سر کنند و پا به میدان بگذارند.اشتباه نکنید سالهاست فرق صدای بلندشده از درد را با صدای برآمده از حلقوم دشمن میشناسیم. این زن که بر سر اراذل و اوباش فریاد میزند هم خودش دردمند است و هم صدای دردمندان را میشناسد. او فریادش را نه حتی بر سر اراذل که بر سر دشمن این مردم بلند کرده. گوش کنید، قسم به چادر خاکیاش راست میگویم.
این بار نوبت زنان است گویا .سحر امامی روبهروی دوربین آنطور طرح میلیارد دلاری اسرائیل را دود هوا کرد .و حالا این بانوکتکش میزنند، فریاد میزند .بد و بیراه به او میگویند، فریاد میزند .تنهایش میگذارند، فریاد میزند .مسخرهاش میکنند، فریاد میزند .ترقه و آتش کنارش میزنند، فریاد میزند.این بغض گلوی ایران ماست که تبدیل به فریاد شده آنهم نه بر سر عدهای هموطن دیگر که بر سر دشمن این کشور، این صدای زنان خانهداری است که با سیلی صورت خود را سرخ میکنند تا جلوی دشمن غربی نشکنند.
این صدای زنان گمنامی است که مدد به شوهران سخت کوششان میدهند تا کمرشان خم نشود.این صدای مادر آرمانهاست، صدای مادر روحاللههاست.این چادر که بر سر کرده همه دارایی این کشور است، نماد معرفت، معنویت و پاکی. آن فریادی که میزند نماد عقلانیت، صبوری و ایستادگی اوست.بانو، چقدر با شکوه پرچمداری میکنی.