نامهای از جبهه دشمن
علیرضا محمودی؛ روزنامهنگار

«رهایی»(1361) ساخته رسول صدرعاملی نخستین فیلم ایرانی است که داستان آن به تبعات جنگ تحمیلی اول میپردازد. مسیر حرفهای صدرعاملی با تهیه فیلم «خونبارش»(1359) ساخته شادروان امیر قویدل از خبرنگاری معروف در روزنامه اطلاعات به سمت تهیهکنندهای مشهور تغییر کرد.
او با همکاری دیگر خبرنگار روزنامه اطلاعات، فریدون جیرانی که سودای فیلمنامهنویسی داشت، تصمیم گرفت وارد حرفه کارگردانی شود. نتیجه این تصمیم فیلمی شد که اگر گیشه سردی داشت (حدود 50هزار تومان فروش) اما نقد و بحث داغی را در فضای مطبوعات به راه انداخت. برخی منتقدان و سینماگران «رهایی» را متناسب با شرایط جنگی کشور نمیدانستند. «رهایی» روایت زندگی یک رزمنده جانباز به نام قاسم داودرضایی است که با ازدستدادن یک پای خود در فتح خرمشهر برای حضور در جبهه دچار چالش است؛ تنشی درونی که به زندگی شخصی قاسم نیز وارد شده است. «رهایی» داستان دیگری هم دارد؛ داستان سربازی عراقی که قبل از اسارت نامهای به نیروهای ایرانی مینویسد و در آن بر اشتراکات 2ملت مسلمان تأکید میکند. این نامه متفاوت بهدست قاسم میافتد و او را راهی اردوگاه اسرای عراقی میکند. دیدار با این رزمنده نگرش قاسم را به جنگ و زندگی دگرگون میکند. تماشای «رهایی» 4دهه بعد از ساختهشدنش نشان میدهد که عوامل جوانش با چند مضمون روایت خود نتوانستهاند در دوران موفقیت فیلمهای حماسی و عملیاتی برای خود موفقیتی تجاری و انتقادی بهدست آورند؛ دستاوردی حرفهای که در «گلهای داودی» باعث موفقیت حرفهای و انتقادی جیرانی و صدرعاملی و همکار دیگرشان بیژن امکانیان شد. در آگهیهای روزنامهای «رهایی» بشارت سینمای بعد از انقلاب داده شده است؛ بشارتی که بیشتر با تاسیس بنیاد سینمایی فارابی(1364) از هر لحاظ اتفاق افتاد. «رهایی» اما از لحاظ تاریخی نخستین فیلم درباره زندگی در شهرها همزمان با جنگ است و میتواند دستاوردهای شهری برای تماشاگران تیزبین این روزهای سینمای ایران داشته باشد.