امروز؛ برگ زرین تاریخ
محمدرضا ورزی، کارگردان سریالهای تاریخی در گفتوگو با تلویزیون همشهری از حضور حماسهآفرین مردم در صحنه گفت
گروه 24
محمدرضا ورزی، کارگردان آثاری چون «معمای شاه»، «سالهای مشروطه» و «تبریز در مه» بهعنوان سینماگری علاقهمند و پیگیر تاریخ معاصر ایران شناخته میشود، سینماگری که آثارش معمولا بحثانگیز از کار درمیآید و بهعنوان کارگردان آثار تاریخی رخدادهای اخیر کشورمان را هم از منظر تاریخی بررسی میکند.
محمدرضا ورزی با حضور در تلویزیون همشهری به واکاوی رخدادهای تاریخ معاصر ایران و آنچه در این شبها در خیابانها میگذرد پرداخت.

روزگاری حتی یک گلوله سربی هم نمیتوانستیم بسازیم
وقتی میخواستم سریال «تبریز در مه» را کار کنم، برخی از اعضای شوراها و مدیران تلویزیون خیلی مخالفت میکردند، با این استدلال که چرا باید این واقعه تلخ را برای مردم نشان بدهیم و چرا پیروزیهایمان را نشان ندهیم.
استدلال من این بود که اتفاقا خوب است که برای مردم این وقایع را نشان بدهیم. یکجور واکسینه کردن جامعه است. واکسن درد و تب به همراه دارد، ولی عوضش بدن را مقاوم میکند. در این سریال من به چرایی این اتفاق پرداختم و چرایی این اتفاق خیلی مهمتر از خود واقعه است. ما در آن زمان 2مسئله داشتیم. در بخش نظامی مطلقا هیچگونه استقلالی نداشتیم. در بخش فناوری نظامی در آن زمان حتی یک گلوله سربی هم نمیتوانستیم تولید کنیم. در این ابعاد این یکی از مواردی بود که ایران را مجبور میکرد از کشور بیگانه خرید کند. طبیعتا کشور بیگانه هم برگ برنده خودش را رو نمیکند. حالا دیگر بماند که ما بخواهیم در برابر امپراتوری روسیه در قرن 19 میلادی جانانه بجنگیم.نیاز به ادواتی داشتیم که در اختیارمان نبود. با وجود این، بهدلیل اینکه مردم ایران از دیرباز در برابر تهاجم خارجی به شکلی معجزهآسا کنار هم قرار میگیرند آن زمان هم همین مردم کنار هم قرار گرفتند. حتی زنها در آذربایجان طلاهایشان را هدیه میکردند برای مخارج جنگ، ولی این کافی نبود، چون ما به لحاظ نظامی باید از سوی انگلستان یا فرانسه مورد حمایت قرار میگرفتیم، ولی هر دو کشور خیانت کردند. گلستان و ترکمانچای محصول خیانت دولتهای فرانسه و انگلستان بود. یعنی اگر کشتی حامل مهمات و ادواتی که بریتانیا فرستاده بود برای ما بهموقع میرسید، روسها چون در جبهه عثمانی درگیر جنگ بودند، در این جبهه حتما دچار شکست میشدند. ما چون استقلال نظامی نداشتیم و نیازمند کمک دیگران بودیم، کمک نرسید و شکست خوردیم و سرزمینهای زیادی از کشورمان جدا شد که این از نقاط دردناک تاریخ ماست.
اگر استقلال نظامی نداشتیم، کشور سقوط میکرد
در طول ۴۷سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، دشمن از طریق رسانههای خودش در حوزههای مختلف همیشه این موضوع را گوشزد کرده که مردم، پول شما دارد بابت سلاح و فلسطین و لبنان هزینه میشود و شعارهم درست کردند که « نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران». از واژه مقدس ایران سوءاستفاده کردند و این نکته مغفول ماند که ما اگر در لبنان نمیجنگیدیم، در سوریه نمیجنگیدیم، باید وسط تهران میجنگیدیم. متأسفانه دستاندرکاران حوزه رسانه مسئله را درست تبیین نکردند و در تبیین این موضوع مهم جفا کردند، درحالیکه تبیین این قضیه بهنظر من از اوجب واجبات بود. ایرانیان عزیز در هر دین و مسلکی که هستند این را بدانند اگر ما استقلال نظامی نداشتیم، امروز کماندوهای آمریکایی وسط پایتخت ایران داشتند آبجو باز میکردند و مزاحم نوامیس مردم میشدند. استقلال نظامی هر کشوری تبدیل میشود به اقتدار نظامی و اقتدار نظامی مانع منکوب شدن موجودیت آن سرزمین میشود.
حضور حماسی مردم در خیابانها
مسئولان قدر این مردم را باید بدانند. این حرکت خودجوش مردم در خیابانها شگفتانگیز است. من در شبهای زیادی در تجمعات شبانه مردم حضور یافتم و با موبایلم این حضور را ثبت کردم و این کار را ادامه میدهم. الان دقیقا نمیدانم به چه نتیجهای از این تصاویر خواهم رسید.
باید ببینم در مونتاژ به چه چیزی میرسم. به هر حال علاقهمندم سهمی در انعکاس این سیل خروشان ملت داشته باشم. در این شبها با تصاویر و مناظر عجیبی مواجه شدم. آنچه در این شبها شاهدش هستیم حضور مردم با سلایق و علایق مختلف و متفاوت است. اینها مردم هستند، مردمی از طیفهای مختلف که هر کدام بهصورت خودجوش یک گوشه کار را گرفتهاند. یک نفر چای میدهد، عدهای پرچم ایران به دست دارند و با تمام وجود پای کشور عزیزمان ایستادهاند.
من تصاویر زیادی از حال و هوای خیابانها در این شبها ثبت کردهام و امیدوارم از دل اینها به فیلمی برسم که در خور فداکاریهای ملت ایران باشد.