ایران امروز واضحترین نقطه تاریخ
گفتوگوی تلویزیون همشهری با عبدالله روا برنامهساز محبوب تلویزیون
گروه 24
عبدالله روا را همه با برنامههای طنزش میشناسند ولی شاید خیلیها ندانند که این برنامهساز و مجری محبوب، خود فرزند شهید است. با برنامهسازی که با طنزهای خلاقانهاش در حوزه ورزش، سالها خنده بر لب ایرانیان آورده، در جدیترین موقعیت ممکن در برنامه «پارک وی» همکلام شدیم که گزیدهای از این برنامه را پیشرو دارید.

در واضحترین نقطه تاریخ قرار داریم
مثل همه مردم ما هم با همه اتفاقات همراه هستیم. با همه غمها و شادیها فرقی نمیکند و تنها نکته عجیب برای من تردید در موضعگیری بعضی از هنرمندان و کلا آدمهای مشهور است؛ چون فکر میکنم الان در واضحترین دوره تاریخ قرار داریم. کاملا واضح است که موضع همه آدمها به چه سمتی باید باشد. البته فکر نمیکنم کسانی هم که حالا به هر دلیلی، مثلا عدمدسترسی به اینترنت نتوانستهاند اظهارنظر کنند، در جبهه مقابل ایستادهاند. الان همه طرف ایران هستند و هیچ ایرانی واقعی،درمفهوم واقعی کلمه به چیزی جز این فکر نمیکند.
شهادت کودکان میناب
شهادت کودکان میناب در واقع صحنهای بود که بهصورت یک نماد در کنار شهادت رهبر بزرگوارمان همیشه به یاد خواهیم داشت. این رخدادها هیچ وقت ضعف یا در واقع نشانهای بر ضعف ما نبوده و هیچ وقت هم نخواهد بود. من مطمئنم از خون تک تک این عزیزان درخت پهناوری رشد خواهد کرد که انشاالله ما سالهای سال زیر سایه امنش با عزت زیست خواهیم کرد. در مورد خانوادههای شهدا و روزگاری که میگذرانند، احساس میکنم که صحبت کردن از هر کدام از این عزیزان یک داستان مجزا دارد. یعنی هر کدام از اینها مثنوی هفتاد من کاغذ است. از بنده که از یک سالگی پدرم را از دست دادم تا پدر و مادر جوانی که فرزندشان را در میناب در یک لحظه از دست دادند، هر کدام به قول حافظ «یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب/ کز هر زبان که میشنوم نامکرر است»
امیدوارم ما از این اتفاقات، واقعا قدرت بگیریم. همه ما امیدواریم که روز پیروزی کامل از راه برسد.
شرایط ویژه در تلویزیون
اینکه من یا هر دوست دیگری الان در تلویزیون نیستیم، واقعا اهمیت خاصی ندارد. شرایط تلویزیون هم مثل شرایط ایران یک وضعیت نو و متفاوت است.
در شرایط جنگی خیلی از دوستان و عزیزان ما با تخصصی که دارند به خدمترسانی مشغولند. من از مدتی قبل از اتفاقات مربوط به جنگ رمضان و حتی جنگ تحمیلی
۱۲روزه، کم کار شده بودم. در جنگ ۱۲ روزه منزل مسکونی ما تخریب شد. این اتفاق باعث کم کاریام شد. حالا با تمام توان و با آغوش باز در خدمت تلویزیون یا هر رسانهای که بتواند منادی حق باشد هستم.
در مورد رخدادهای روز، سوژههایی هم به ذهنم رسیده ولی الان اولویت با عزیزانی است که در شرایط جنگی تخصصشان بیشتر به درد مردم میخورد؛ مثل زمان کرونا که بیشتر پزشکان و کارشناسان حوزه پزشکی در رسانهها فعال بودند؛ الان هم طبیعتا دوستان متخصص در شرایط جنگی میدان را در اختیار دارند.
هنوز پیشنهاد خاصی از تلویزیون به من داده نشده است ولی اگر جایی کارآمد باشم در کمال افتخار در خدمت هستم.
حال و هوای
این روزهای وطن
حال و هوای این روزها را فرصت عجیب و غریب و مغتنمی برای کشورمان میبینم. احساس میکنم تمام وعدههایی که به ما داده شده بهزودی جامه عمل
خواهد پوشید