تکرار تاریخ؟
مروری بر تاریخچه حذف و تحریمهای سیاسی در جامهای جهانی و آینده نامشخص ایران در مسابقات پیشرو
گروه تماشاگر
صدای آژیرهای خطر، تیترهای ملتهب خبرگزاریهای جهان و بوی باروت در خاورمیانه، بار دیگر نشان داد که ورزش و سیاست، برخلاف شعارهای زیبای سازمانهای بینالمللی، هرگز از یکدیگر جدا نبودهاند. با تشدید تنشها و حملات اخیر آمریکا و اسرائیل به منافع ایران، و در پی آن توییت جنجالی و تحریکآمیز دونالد ترامپ علیه تیم ملی فوتبال ایران، موجی از نگرانی در میان فوتبالدوستان ایرانی شکل گرفته است. در این میان، سکوت معنادار فیفا که همیشه ادعای جدایی فوتبال از سیاست را داشته، بر ابهامات افزوده است. جام جهانی ۲۰۲۶ قرار است به میزبانی مشترک ایالات متحده آمریکا، کانادا و مکزیک برگزار شود. تیم ملی ایران که یکی از قدرتهای سنتی قاره آسیاست، مسیر همواری برای صعود به این رقابتها داشت و خیلی زود جواز حضور در این رقابتها را کسب کرد؛ اما حالا یک سوال بزرگ و تاریخی ذهن همه را درگیر کرده است؛ آیا با توجه به خصومتهای عمیق سیاسی، تهدیدهای علنی و احتمال عدم صدور روادید یا حتی تحریم مسابقات از سوی خود ایران به نشانه اعتراض، ممکن است یوزهای ایرانی بزرگترین فستیوال فوتبال جهان را از دست بدهند؟ برای پاسخ به این سوال و درک بهتر این شرایط ملتهب، باید به تاریخچه جامهای جهانی نگاهی بیندازیم. تاریخ نشان میدهد که مستطیل سبز بارها و بارها تحت تاثیر تصمیمات سیاستمداران، جنگها و تحریمها قرار گرفته است. حذف، انصراف یا محرومیت تیمها به دلایل غیرورزشی، اتفاق تازهای در تقویم فیفا نیست.
زخم جنگ جهانی بر پیکر فوتبال
درست همانطور که امروز سایه جنگ بر سر خاورمیانه سنگینی میکند، در اواسط قرن بیستم نیز جنگ جهانی دوم فوتبال را به محاق برد. در سالهای ۱۹۴۲ و ۱۹۴۶، غرش توپها و تانکها جای سوت داوران را گرفت و جام جهانی به طور کامل لغو شد. پس از پایان جنگ، وقتی جهان در سال ۱۹۵۰ در برزیل دوباره گرد هم آمد تا فوتبال را جشن بگیرد، فیفا با رویکردی کاملا سیاسی، کشورهای آلمان و ژاپن را به عنوان آغازگران جنگ از حضور در مسابقات و حتی مرحله مقدماتی محروم کرد. این نشان داد که در دنیای فوتبال، برندگان جنگ قوانین را دیکته میکنند.
وقتی نقشه جغرافیا تغییر میکند
اتریش در دهه ۱۹۳۰ یکی از قدرتهای بلامنازع فوتبال اروپا بود و به جام جهانی ۱۹۳۸ فرانسه نیز صعود کرده بود. اما چند ماه پیش از آغاز مسابقات، ماشین جنگی آلمان نازی در عملیات «آنشلوس»، اتریش را به خاک خود ضمیمه کرد. نام اتریش از جدول مسابقات پاک شد و بازیکنان این تیم با چشمانی اشکبار مجبور شدند لباس تیم ملی آلمان را بر تن کنند؛ تصویری تلخ از تسلیم ورزش در برابر قدرتطلبی سیاستمداران. در دهه ۹۰ میلادی نیز داستان مشابهی برای یوگسلاوی رخ داد. تیمی پر از ستارههای درخشان که آماده فتح جام جهانی ۱۹۹۴ آمریکا بود، به دلیل آغاز جنگهای داخلی بالکان و تحریمهای گسترده سازمان ملل متحد، با حکم فیفا و یوفا از مسابقات مقدماتی کنار گذاشته شد.
تحریمها و انصرافهای اعتراضی
گاهی اوقات این خود کشورها هستند که در اعتراض به شرایط سیاسی یا بیعدالتیها، از حضور در مسابقات انصراف میدهند. شاید شبیهترین سناریو به وضعیت احتمالی ایران در جام جهانی پیشرو، ماجرای اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۷۴ باشد. شوروی در مرحله پلیآف باید به مصاف شیلی میرفت. اما در شیلی ژنرال پینوشه با یک کودتای خونین قدرت را در دست گرفته بود و استادیوم ملی سانتیاگو را به شکنجهگاه مخالفان تبدیل کرده بود. مقامات شوروی اعلام کردند که روی چمنهای آغشته به خون بازی نخواهند کرد. فیفا اما این استدلال سیاسی و انسانی را نپذیرفت، رای به پیروزی شیلی داد و شوروی از جام جهانی حذف شد. اعتراضات دستهجمعی نیز سابقه طولانی دارد. در جام جهانی ۱۹۶۶ انگلستان، فیفا در تصمیمی عجیب و تبعیضآمیز، برای دو قاره پهناور آسیا و آفریقا تنها یک سهمیه مشترک در نظر گرفت. تمامی ۱۵کشور آفریقایی حاضر در مرحله مقدماتی، در اعتراض به این بیعدالتی فیفا، مسابقات را تحریم کردند و دستهجمعی انصراف دادند. این انصراف تاریخی در نهایت فیفا را مجبور کرد در دورههای بعدی سهمیه آفریقا را افزایش دهد. آرژانتین نیز در سالهای ۱۹۳۸، ۱۹۵۰ و ۱۹۵۴ به دلیل اختلافات شدید سیاسی با فیفا و فدراسیونهای میزبان، قید حضور در جام جهانی را زد. حتی تیم ملی هند در سال ۱۹۵۰، نه فقط به خاطر داستان معروف «بازی با پای برهنه»، بلکه به دلیل مشکلات مالی و کماهمیت دانستن جام جهانی در آن مقطع سیاسی، از سفر طولانی به برزیل انصراف داد.
آینده مبهم
حالا، با مرور این تاریخچه پرفراز و نشیب، به زمان حال و وضعیت پیچیده ایران برمیگردیم. از یک سو توییتهای تند ترامپ و سیاستهای خصمانه میزبان اصلی جام جهانی ۲۰۲۶ (آمریکا) و از سوی دیگر سکوت محافظهکارانه فیفا، فضا را به شدت غبارآلود کرده است. آیا دولت آمریکا در صورت تداوم تنشها، برای کادر و بازیکنان ایرانی ویزا صادر خواهد کرد؟ آیا ایران در اعتراض به این حملات و فشارهای سیاسی، مسیر اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۷۴ را در پیش گرفته و خود از حضور در کشوری که آن را متخاصم میداند انصراف خواهد داد؟ و یا فیفا تحت فشار کشورهای غربی، سناریوی روسیه را برای ایران پیادهسازی میکند؟ هنوز سوت آغاز مسابقات جام جهانی ۲۰۲۶ به صدا درنیامده است، اما به نظر میرسد رقابت اصلی، مدتهاست که نه در زمینهای چمن، بلکه در راهروهای تاریک سیاست آغاز شده است. فوتبال، این زیباترین بازی جهان، بار دیگر در انتظار است تا ببیند آیا صلح میتواند بر کینه پیروز شود، یا اینکه نام ایران نیز به لیست بلندبالای غایبان سیاسی تاریخ جامهای جهانی اضافه خواهد شد.
معیارهای دوگانه
مورد آفریقای جنوبی یکی از معدود دفعاتی بود که جامعه جهانی فوتبال در برابر یک سیستم نژادپرستانه ایستاد. سیاستهای ضدانسانی «آپارتاید» باعث شد تا این کشور از دهه ۱۹۶۰ تا سال ۱۹۹۲ از سوی فیفا طرد شود. اما در سالهای اخیر، ماجرای روسیه (۲۰۲۲) نشان داد که فیفا چگونه تحت فشار افکار عمومی و دولتهای غربی عمل میکند. پس از حمله روسیه به اوکراین، در حالی که فیفا ابتدا تمایلی به حذف کامل این تیم نداشت، تهدید لهستان و دیگر کشورهای اروپایی به عدم رویارویی با روسیه، باعث شد فیفا این تیم را از مسابقات مقدماتی جام جهانی قطر کنار بگذارد.
انصراف ممنوع!
علی کفاشیان در گفتوگو با همشهری، راهکاری قانونی و تهاجمی پیش روی دیپلماسی ورزشی کشور قرار داد
علی کفاشیان، رئیس سابق فدراسیون فوتبال با تاکید بر نقض آشکار قوانین فیفا، از استراتژی هوشمندانه ایران برای مقابله با کارشکنیهای میزبان پرده برداشت: «انصراف ندهید، بازیها را به کانادا و مکزیک ببرید!»
سایه سنگین سیاست بار دیگر بر مستطیل سبز افتاده است. با نزدیک شدن به جام جهانی و میزبانی مشترک آمریکا، کانادا و مکزیک، زمزمههایی مبنی بر تهدید و کارشکنی در مسیر حضور تیم ملی ایران به گوش میرسد؛ تهدیداتی که تا این لحظه تنها با سکوت معنادار فدراسیون جهانی فوتبال (فیفا) همراه بوده است. اما در میان این هیاهو، علی کفاشیان در گفتوگویی صریح با تلویزیون همشهری، راهکاری قانونی و تهاجمی را پیش روی دیپلماسی ورزشی کشور قرار داد. کفاشیان با رجوع به تجربه سالها حضورش در مسند ریاست، به یک اصل کلیدی و غیرقابل چشمپوشی در اساسنامه فیفا اشاره میکند: «تضمین امنیت و تسهیل حضور تیمها». او یادآور میشود که فرمهای میزبانی فیفا تنها چند برگه ساده نیستند، بلکه دولت کشور میزبان باید بالاترین تضمینهای امنیتی، اقتصادی و کنسولی را ارائه دهد. از نگاه او، اظهارات تهدیدآمیز اخیر، نقض آشکار این تعهدات بینالمللی است و فیفا چارهای جز واکنش نخواهد داشت.
در حالی که شاید در گوشه و کنار صحبت از احتمال انصراف ایران به میان بیاید، کفاشیان این ایده را تسلیم شدن و بازی در زمین حریف میداند. روایت او از این نبرد دیپلماتیک یک دستور کار روشن دارد؛ عقبنشینی ممنوع! او معتقد است ایران باید با قدرت اعلام کند که در مسابقات حاضر میشود تا خیال میزبان از غیبت ما راحت نشود. نقطه اوج این روایت، یک پاتک حقوقی است. کفاشیان پیشنهاد میدهد فدراسیون فوتبال باید فوراً با ارسال نامهای اعتراضی به فیفا، عدم صلاحیت آمریکا در تامین امنیت مسابقات را گوشزد کند. راهکار نهایی او قاطعانه است؛ درخواست رسمی ایران برای تغییر محل برگزاری بازیهای تیم ملی و انتقال آنها به خاک دو میزبان دیگر، یعنی کانادا یا مکزیک.
ملت ایران؛ الگوی شرافت
علیرضا کوشکی، هافبک ملیپوش استقلال ضمن محکوم کردن تجاوز به ایران گفت: «حمله به مدارس و منازل مسکونی نشاندهنده بیرحمی دشمن است. همبستگی و غیرت ملت ایران بار دیگر تاریخساز شد؛ مردمی که یک وجب از خاک خود را نمیدهند. یقین دارم از این ملت تا سالها به عنوان الگوی شرافت یاد میشود.»
بیشتر به هم کمک کنیم
علی علیپور، مهاجم پرسپولیس، حملات به کشور و تخریب ناجوانمردانه مدارس و ورزشگاه آزادی را محکوم کرد. او در این خصوص گفت: «مطمئنم با وحدت و همدلی، بهتر از قبل خواهیم ساخت.» او همچنین از هموطنان خواست در این شرایط سخت، بیشتر از گذشته به یکدیگر کمک کنند و آرامشبخش هم باشند.