• پنج شنبه 7 اسفند 1404
  • ٢ رمضان ١٤٤٧
  • 2026 Feb 26
پنج شنبه 7 اسفند 1404
کد مطلب : 273345
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/jqvnB
+
-

جانبازی که شهید مدافع امنیت شد

پای صحبت‌های خواهر شهید محسن حاجی‌زاده

گزارش
جانبازی که شهید مدافع امنیت شد

ریحانه مرتضوی| خبرنگار

دوشنبه ۱۵ دی‌ماه امسال، همزمان با سالروز وفات حضرت زینب(س)، تعدادی از اهالی رسانه به دعوت سازمان بهشت زهرا(س) مهمان برنامه «رحیل» بودند. قرار بود بازدیدی از بخش‌های مختلف معراج شهدا، سالن وداع، گلزار شهدا و محل بهسازی مزار شهیدان داشته باشند. در سالن وداع خانواده‌های شهدای روزهای جنگ ۱۲ روزه، روضه حضرت زینب(س) در لحظه وداع با برادرش امام حسین(ع) خوانده شد: «او می‌برید و من می‌بریدم، او از حسین سر، من از حسین دل...» در میان خبرنگاران، فرشته حاجی‌زاده، دبیر سرویس شهادت خبرگزاری دفاع‌مقدس، با شنیدن این روضه به پهنای صورت اشک می‌ریخت. او نمی‌دانست 4روز بعد مصداق این روضه می‌شود و خبر شهادت برادرش محسن حاجی‌زاده از مدافعان امنیت را به او می‌دهند. صحبت‌های این خواهر شهید را در ادامه با هم مرور می‌کنیم.
همیشه پای کار انقلاب
شهید محسن حاجی‌زاده متولد سال ۱۳۴۸ و رزمنده دفاع‌مقدس و جانباز بود. بعد از جنگ عضو سپاه شد و فعالیتش را در قرارگاه سلمان شروع کرد. در سوریه نیز به‌عنوان مدافع حرم حضور داشت. پس از آن دوره، در اوج شیوع ویروس کرونا به‌عنوان نیروی داوطلب در بیمارستان‌ها و مراکز درمانی حضور داشت و حتی بعد از آن نیز هر گاه با کمبود نیرو مواجه می‌شدند، حاج محسن خودش را می‌رساند. یکی از رفقایش می‌گفت: «یک بار از او دلیل این کارهایش را پرسیدم، اینطور جواب داد: «بدون خدمت به مردم، خدا توفیق شهادت را به کسی نمی‌دهد...»

قصدش آرام کردن فضا بود
شب ۱۸ دی‌ماه، محله صادقیه بسیار ملتهب و شلوغ بود. نیروهای مدافع امنیت، بدون سلاح، قصد آرام کردن فضا را داشتند؛ اما اغتشاشگران که مسلح بودند، با توحش قصد آتش‌سوزی و کشته‌سازی داشتند. حاج‌محسن نیز در میان شلوغی تأکید داشت که نباید میدان را خالی کرد. حتی وقتی برای آخرین بار با همسرش صحبت کرد، از او خواسته بود خانه را ترک کند و به جایی امن برود، اما او نپذیرفته بود. در حال موتورسواری و گشتزنی بود که اغتشاشگران به او حمله کردند و او را از پا درآوردند.پهلو، پیشانی و چند عضو بدنش مورد هدف ساچمه قرار گرفت و پس از آن، چندین نفر به سمت پیکرش یورش بردند و حتی با بلوک سیمانی به سرش کوبیدند و جمجمه‌اش را متلاشی‌کردند.

به سختی شناسایی شد
فرشته حاجی‌زاده به روزهای سختی اشاره می‌کند که به دنبال پیکر برادرش بوده‌اند:«روز جمعه بود که از شهادتش مطلع شدیم، از پیکر خبری نبود. شوکه بودیم و حال بدی داشتیم. برای شناسایی به سردخانه کهریزک رفتیم؛ جایی که عده‌ای از اغتشاشگران به آنجا نیز رحم نکرده و پیکرها را از کاور درآورده بودند. در اثر جابه‌جایی کدهای پزشکی قانونی، کار شناسایی سخت‌تر شده بود. سردخانه نیز در آن شرایط تلخ با کمبود نیرو مواجه بود و باید خودمان دست به‌کار می‌شدیم. با برادر دیگر و همسرم مشغول شناسایی شدیم. حتی دختر 16‌ساله‌ام داوطلب شد که کمکمان کند. حال بد از دیدن جنازه‌ها یک طرف، درد سردرگمی طرف دیگر؛ مدام اخباری ضد‌و نقیض نیز در این مورد می‌شنیدیم. در آن تکاپوی جست‌وجو، یک‌بار از معراج تماس گرفته شد که پیکر شناسایی شده و با هزار امید به آنجا رفتیم؛ اما متوجه شدیم اشتباهی صورت گرفته و پیکر متعلق به برادرم نیست و دوباره ناامید بازگشتیم. سرانجام پس از 4 روز، دوشنبه عصر، گمشده‌مان پیدا شد. جای تیر روی چند عضو بدنش بود و بر اثر اصابت یک شیء سنگین مانند بلوک سیمانی، بخشی از جمجمه‌اش از بین رفته بود. پیکر غرق به خونش گواهی از شهادت غریبانه و مظلومانه‌اش می‌داد.»

وداع باشکوه
سرانجام در روز جمعه ۲۶ دی‌ماه، پیکر مطهر شهید محسن حاجی‌زاده‌بیدگلی که در راه تأمین امنیت مردم در اغتشاشات اخیر تهران به شهادت رسید، با استقبالی کم‌نظیر توسط مردم آران و بیدگل تشییع و در گلزار شهدای امام هادی(ع) به خاک سپرده شد. حاج‌محسن که در خانواده‌ای شهیدپرور رشد کرده بود، ششمین شهیدی شد که کل فامیل در راه انقلاب و وطنشان هدیه کردند. خواهر شهید در روز مراسم تشییع، در سخنرانی‌ای با صلابت، زینب‌گونه برای دشمنان رجز خواند: «دشمن بداند که با ریختن خون انسان‌های بی‌گناه و کشتن مظلومان، تنها درخت تناور اسلام و انقلاب را پربارتر می‌کند.»




 

این خبر را به اشتراک بگذارید