سودای تبدیل دانشگاه به زمین اغتشاش
مهدی جمشیدی؛ عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه
نه فقط در سالهای آغازین انقلاب، دانشگاه به یکی از زمینهها و عرصههای تعیینکننده طرح براندازی تبدیل شد بلکه در نیمه دوم دهه70، جریان روشنفکری سکولار تصمیم گرفت که افزون بر تلاشهای مطبوعاتی، به دانشگاه نیز راه یابد و از جنبش دانشجویی، یک دنباله مطیع و منقاد بسازد. بخشی از جنبش دانشجویی، چنین نقشی را پذیرفت و در آن دوره، همچون «نیروی میدانی» و «ابزار فشار» برای لیبرالهای ایرانی عمل
کرد.
گفته میشد که جنبش دانشجویی به نیروی پیشران تبدیل شده است، اما حقیقت این بود که دانشگاه و جنبش دانشجویی، اصالت و استقلال خویش را از دست داده بود و این لیبرالهای حزبی و سیاسی بودند که در حکم عقل نهان، عمل میکردند و دانشجویان را به بدنه عملیاتی و هیجانی مقاصد خویش فروکاهیده بودند. از این دوره به بعد، هیچ طرحی برای براندازی در میان نبود که جنبش دانشجویی در آن بهعنوان عنصر کلیدی، حضور نداشته باشد. حتی در اغتشاش «زن، زندگی، آزادی» نیز بنا بود دانشگاه به «گرانیگاه تکوین تنش» تبدیل شود اما آن حادثه خیابانی، طعمه و شکار گواراتری برای طراحان بود. در اغتشاش اخیر نیز دوباره صورتبندی تنش و تلاطم دانشگاهی در دستور کار قرار گرفت و همزمان با اعتراضات بازاری و به بهانه همگرایی با آن، «اغتشاش دانشگاهی» پدید آمد. با غیرحضوریشدن دانشگاهها، این طرح به حالت تعلیق درآمد و براندازی به خیابان و عرصه عمومی منتقل شد که جنایات و فجایع بیسابقهای را رقم زد.
اینک با فروکش تنش در جامعه از یکسو و گشودهشدن دانشگاهها از سوی دیگر، لایه دیگری از طرح براندازی آغاز شده که هسته مرکزی آن، دانشگاه است. اینبار بهجای «جامعه»، «دانشگاه» انتخاب شده است. در مقام ارجاعدادن آنچه در برخی دانشگاهها میگذرد به دشمن، تردیدی وجود ندارد؛ این خط، ساخته رسانههای دشمن است و همه بار اغتشاش، بر روایتپردازی وارونه و هیجانی گذاشته شده است. البته روشن است که تجدد در دانشگاه، بدنه و عقبه دارد و هرچند اقلی و محدود است، اما قدرت فضاسازی و غوغاسالاری دارد. ارجاعدهی این خط به دشمن بیرونی، اشاره به نقطه آغاز و مهندسی ساختار اغتشاش است، نه بیشتر. لیبرالیسم ایرانی، دنباله دانشگاهی و دانشجویی دارد و میکوشد خود را بهمثابه تمامیت دانشگاه و دانشجو یا وجه غالب آن بنمایاند، اما حقیقت این است که از دهه70 به اینسو، این لایه دروندانشگاهی، بسط و نمو چندانی نداشته و همچنان یک «رگه محدود» باقی مانده است. نباید این واقعیت دروندانشگاهی را انکار کرد؛ همچنانکه نباید درباره آن مبالغه ورزید.
روایتهایی که تاکنون دیده و شنیدهایم، حاکی از آن است که جبهه اسلامی و انقلابی جنبش دانشجویی، به میدان آمده و صریح و قاطع در برابر بازسازی موج اغتشاش دانشگاهی ایستاده است. این امر، به معنی آن است که بدون مداخله بیرونی، نیروهای مؤمن و متعهد درون دانشگاه، از عهده تقابل با لایه هتاک و هوچیگر برآمدهاند. بااینحال، بسیار مهم است که مجال تولید تنشهای «فرسایشی» و «زنجیرهای» از نیروهای اغتشاش ستانده شود و فرصت داده نشود که در شرایط جنگی، «تصویر هرجومرج» از جامعه ایران به بیرون ارسال شود. ازآنجاکه مسئله، موجودیت انگاره اسلام سیاسی و تداوم حیات انقلاب است، باید بیش از همیشه، حساس و وقتشناس بود و مجال تصویرسازی از جامعه ایران را به جریان اغتشاش و فتنه نداد.