روایت اغتشاش در دانشگاهها
گفتوگو با فعالان دانشجویی درباره اغتشاشات اخیر در تلویزیون اینترنتی همشهری
سحر خانمحمدی- رادمان اسدی| روزنامهنگار
در پی ناآرامیهای اخیر در برخی دانشگاههای کشور، پرسشهای متعددی درباره ماهیت این تحرکات، ریشههای شکلگیری آن و نسبتش با رخدادهای دیماه مطرح شده است. آیا با یک جنبش دانشجویی مواجه بودیم یا بروز خشمهای مقطعی؟ این اتفاقات سیاسی بود، اجتماعی بود یا امنیتی؟ در گفتوگویی تفصیلی با زینب صادقی، مسئول بسیج دانشگاه الزهرا(س) و علیرضا صفری، از ادوار بسیج دانشگاه تهران در تلویزیون اینترنتی همشهری تلاش کردهایم این پرسشها را از منظر آنان بررسی کنیم.
منشأ درگیریها و عوامل زمینهساز چه بود؟
علیرضا صفری:
ابتدا نیاز به ریشهشناسی و تبارشناسی تاریخی داریم؛ بدون نگاه تاریخی نمیتوان فهمید که چه اتفاقی رخ داده است.
در دانشگاههای ما 2رویکرد اصلی وجود دارد:
یک رویکرد بر فاعلیت و سوژگی انسان ایرانی ـ مسلمان تأکید دارد و پیشرفت را در بستر تاریخی کشور و ظرفیتهای داخلی میبیند.
رویکرد دیگر ایران را از زاویه جهانسومی و در چارچوب قدرتهای جهانی تحلیل میکند. در این نگاه، سرنوشت کشور به بیرون مرزها گره خورده و توان داخلی کماهمیت است.
نمایندگان این نگاه دوم شامل برخی استادان و چهرههای شناختهشده دانشگاهی هستند که سالها کرسیهای علمی، رسانه و منابع مالی را در اختیار داشتهاند.
این نگاه باعث شده دانشجو حس کند هیچ فاعلیتی ندارد و سرنوشتش در آن سوی مرزها تعیین میشود.
این ذهنیت زمینه را برای بروز رفتارهای هیجانی و ناهنجار فراهم کرده است.
زینب صادقی:
بخشی از مسئله به نگرشی برمیگردد که از دوران مدرسه به دانشآموز منتقل میشود و سپس در دانشگاه ادامه پیدا میکند: اینکه ما قدرتی نداریم و آیندهای در کشور برای ما وجود ندارد.
این نگاه ناامیدکننده باعث شکلگیری خشم دانشجویان میشود تا تلاش کنند آینده خود را ترسیم کنند و شاید حکومت را به نوعی تغییر دهند.
ضعف دیگر این است که نگاه تاریخی دقیق به مسائل نداریم، حوادث را صرفا در مقطع خود تحلیل میکنیم و سیر گذشته و آینده آن را نمیبینیم.
اتفاقی را که در دانشگاهها رخ داد میتوان یک جنبش دانشجویی دانست یا باید آن را نوعی خشم هیجانی و مقطعی تلقی کرد؟
زینب صادقی:
شکل بروز خشم امسال متفاوت بود؛ خشونت بیشتری داشت.
مدل دانشجوییای که با تأمل و بررسی وارد مسائل شود کمتر دیده شد.
در برخی دانشگاهها زد و خورد جدی رخ داد، سنگپرانی صورت گرفت و ادبیاتی به کار رفت که در شأن فضای دانشگاه نبود.
علیرضا صفری:
این اتفاقات را میتوان «ناجنبش» خواند، نه یک جنبش واقعی.
جنبش واقعی دارای این ویژگیهاست:
سازماندهی نسبی
هدف و مطالبه مشخص
پذیرش گفتوگو و تضارب آرا
آنچه در دانشگاههای صنعتی شریف، تهران، امیرکبیر، الزهرا(س) و خواجه نصیر رخ داد فاقد این مؤلفهها بود.
به جای مطالبات سازمانیافته، شاهد فحاشی، هتاکی، آتش زدن پرچم، هتک حرمت مقدسات و درگیری با همکلاسیها بودیم.
جمیع این رفتارها را میتوان در قالب یک «ناجنبش» تجمیع کرد.
این رفتارهایی که در جریان وقایع دانشگاهها رخ داد، میتواند رفتار طبیعی یک دانشجو باشد؟ و آیا احتمال حضور افرادی غیردانشجو در این تجمعات را میدهید؟
زینب صادقی:
رفتار طبیعی دانشجو باید براساس منطق، بررسی و تفکر باشد. دانشجو نماد علم کشور است و دانشگاه نماد نهاد علم.
آنچه شاهد بودیم گفتمان مشخصی نبود و افراد براساس هیجانات یا عقاید شخصی عمل میکردند.
حتی در مسائل اقتصادی که جای بررسی جدی دارد، هیچ شعار یا مطالبهای از دانشجویان شنیده نشد.
در برخی دانشگاهها ورود و خروج آسان باعث شد افرادی که دانشجو نبودند بتوانند وارد دانشگاه شوند و پس از تجمع بهراحتی خارج شوند.
این افراد غالبا ادبیات و رفتارشان مشخص میکرد که دانشجو نیستند.
در دانشگاه الزهرا(س) سختگیریها مانع چنین پدیدهای شد، اما در سایر دانشگاهها چنین رفتاری مشاهده شد.
نسبت دانشجویانی که رفتار هنجارشکنانه داشتند بسیار کم بود. در دانشگاه الزهرا(س) کمتر از یک درصد بود.
بیشتر دانشجویان تماشاچی بودند و برخی هم دانشجویان انقلابی بودند.
علیرضا صفری:
نسبت افراد حاضر در این اتفاقات به کل جمعیت دانشگاهی بسیار کم بود. برای مثال در دانشگاه تهران با حدود ۵۰هزار دانشجو اوج حضور در این جریان حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ نفر بود؛ یعنی کمتر از یک درصد.
نکته مهم این است که چرا این اتفاق در دانشگاه رخ میدهد.
دانشگاه بستری حساس است و رسانهها توجه بیشتری به آن دارند.
انتخاب این مکان برای بروز خشونت و رفتارهای ناهنجار با توجه به رسانهای بودن و حساسیت جامعه اتفاق میافتد.
پروژه ۱۸ و ۱۹دی در خیابان شکست خورد و هزینه سنگینی به کشور تحمیل کرد. تعداد کشتهها، شهدا و تبعات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آن قابل توجه بود.
پروژه پشتسازی و جنگ آشوب نیاز به تنفس مصنوعی داشت و دانشگاه به این منظور انتخاب شد.
ویژگیهای دانشگاه که آن را مهم میکند، این است که محل حضور نخبگان است، یک ارزش فرهنگی مهم در جامعه ایرانی محسوب میشود و اینکه فعالیت رسانهای در دانشگاه ضریب چندصدبرابری دارد. مثلا آتش زدن پرچم در دانشگاه نسبت به یک خیابان کوچک بازتاب بیشتری دارد.