کن، پایگاه امن انقلابیون
روزهای مبارزات دهه50 در روستاهای غرب تهران به روایت اهالی
سمیرا محبعلی | روزنامهنگار
مبارزات انقلابی در غرب تهران از کلاسهای قرآن و پای منبر امامانجماعت مساجد آغاز شد. روستاهای قدیمی کن، باغفیض، حصارک و روستاهای حاشیه البرز پایگاههای مردمی انقلاب بودند؛ جایی که بارقههای انقلاب و خیزش برای سرنگونی ظلم با ایمان و اعتقاد اهالی روستا گره خورد.
آقاشمس، یک مبارز مردمی
سخن از مبارزات انقلابی در محلهها و روستاهای غرب تهران که به میان میآید، همه حرف از پیرمردی میزنند که بیش از 50سال امامجماعت مساجد و هیئتهای محله کن و باغ فیض بود؛ مردی که همیشه لبخند برلب داشت و کسی تندی و غضبی از او ندیده بود. آیتالله شمس نجفآبادی اگرچه اهل نجفآباد اصفهان بود ولی همه عمرش را وقف اهالی غرب تهران کرد. او، روحانی مبارز و انقلابی ای بود که نقش بیبدیلی در فعالیتهای انقلابی مردم کن و باغفیض داشت و بهدلیل همدورهبودن با آیتالله مهدویکنی و باقریکنی برای فعالیتهای تبلیغی به کن آمده و در این روستا ساکن میشود. گفته میشود به سفارش آیتالله مهدوی کنی او با نوه دختری آیتاللهحاجملا باقرکنی ازدواج میکند. همسر او که یکی از زنان فاضل و دینمدار کن بود زندگی ساده و بیآلایشی را با وی آغاز میکند. در سال 57نیز او و همسرش نقش مؤثری در جریانات انقلابی داشتند. از شاگردان برجسته آیتالله شمس باید به شهید حبیبالله روستایی در کن و شهید عباسعلی ناطق نوری در باغفیض اشاره کرد که هر دو از مبارزان تأثیرگذار انقلاب اسلامی در غرب تهران بودند.
رضاشاه نتوانست عمامه من را بردارد
علیرضا حاجآقا بزرگی از اهالی محله کن میگوید:
«سال 60منافقان روحانیان و افراد مذهبی را ترور میکردند، آقا شمس به همراه چند نفر از علمای بزرگ سوار ماشینی بودند. اینطور شایع بود که منافقان اگر یک روحانی را در ماشین ببینند، ترور میکنند. به هر حال همه روحانیانی که در ماشین بودند، عمامهشان را برداشتند تا شناخته نشوند، الا آقاشمس. وقتی از حاجآقا پرسیدند چرا عمامه را بر نمیدارید، گفت: رضاشاه نتوانست عمامه من را بردارد، اینها که دیگر عددی نیستند.
شجاعت زنان روستای کیگا
مردمی که در انقلاب اسلامی حضور داشتند همین مردمی بودند که در روستاها کشاورزی میکردند یا در شهرها به کارشان مشغول بودند. با اینکه در
دهه 50هنوز شبکههای اجتماعی شکل نگرفته بودند اما به شکل بسیار قابل تاملی از تازهترین اخبار درگیریها و تظاهرات علیه رژیم ستمشاهی باخبر بودند. حضور در تجمعات و راهپیماییها در کوتاهترین زمان سامان میگرفت و مردم از دور و نزدیک در آنها شرکت میکردند. این از خاطرات مردم روستاهای بالادست غرب تهران پیداست. حمید خانعلی یکی از ساکنان روستای امامزاده داوود میگوید: شاه به روستاهای بالادست زیاد کار نداشت چون رفتوآمد به اینجا خیلی سخت بود. یک پاسگاه گذاشته بود توی سولقان. تا مأموران بیایند چند ساعت طول میکشید. او ادامه میدهد: بهمن 57که درگیریها بالا گرفت یک مأمور شبانهروز توی کیگا و امامزاده داوود حضور داشت، با این حال یادم میآید اوایل بهمن زنان کیگایی برای همراهکردن مردم روستا جلوی تکیهشان تجمع کردند و برای انقلاب شعار دادند. سرباز بنده خدا که خودش هم دل خوشی از رژیم نداشت، مردم را اذیت نکرد. هر چند زنان کیگا شجاعت زیادی برای تجمع به خرج دادند. حمیدرضا معصومی یکی از ساکنان قدیمی روستای سنگان است. او میگوید. «من بهخاطر اینکه یکی از دوستانم در خیابان انقلاب زندگی میکرد، زیاد به آنجا میرفتم. یک بار درجریان درگیریها دوستم زخمی شد.گویا حین تیراندازیها به او هم تیر خورده بود. خلاصه با هر زحمتی بود یک ماشین گرفتم و او را تا شهرزیبا آوردم و از آنجا آمدیم سنگان. 3ماه در روستای ما ماند. دوستم در این مدت بهخاطر سوادی که داشت جلساتی در خانه ما برگزار میکرد و علاوه بر اینکه مردم را با اهداف انقلاب آشنا میکرد، سعی داشت حرکت امام(ره) را برای مردم تبیین کند، اهالی هم با شوق پای حرفهایش مینشستند.
عبایش را روی دوش عباسعلی اندخت
حاجمحمد تقی محبی از اهالی قدیم محله کن میگوید: «مرحوم آیتالله شمس زمان انقلاب یکی از پیشنمازهای باغ فیض بود، هر چند که محل زندگیاش در کن بود و به کنیها خیلی کمک کرد، اما دلبستگی خاصی به باغفیض داشت و مردم هم خیلی دوستش داشتند. در توصیف انقلابیبودن این مرد فقط همین را میتوانم بگویم که رساله امام(ره) پیش و پس از انقلاب از دستش نیفتاد. عباسعلی ناطق نوری از شاگردان مرحوم آقاشمس در هدایت و آگاهسازی جوانان محلههای غرب تهران نقش بسزایی داشت. کلاسهای قرآن او کلاسهای عادی نبود. کلاسهایی را در خانه یا مسجد برگزار میکرد و تفسیر قرآن و درس سیاست به مردم میداد. مدتی بعد آقاشمس او را به باغفیض آورد تا در این محل هم جلسه داشته باشد.
زمانی که آقاشمس او را به باغفیض آورد عبایش را روی دوش عباسعلی انداخت. این کارش نشان میداد که چقدر به این مرد ارادت دارد. از آقاشمس پرسیدم: حاجی این آقا امام خمینی (ره) را قبول دارد؟ لبخندی زد و گفت: ایشان از فداییهای امام(ره) هستند.»
شهید عباسعلی ناطق نوری قهرمان بیچون و چرای مبارزات انقلابی مردم غرب تهران است. شرکت مستمر او در جلسات مذهبی از مهمترین برنامههای مبارزاتیاش بود و هنوز هم سخنان و فعالیتهایش در هیئت قهرودیهای تهران، مناطق امیریه، باغفیض، کن، ونک، حصارک، سهراه آذری و برخی مناطق محروم شهر تهران در اذهان و خاطرهها باقی مانده است.
