آیا زندانیان سیاسی در دوره پهلوی شکنجه میشدند؟
حقوقبشر در دولت محمدرضاشاه
یکی از روشهای ضدانسانی خاندان پهلوی برای سرکوب منتقدان، شکنجه مخالفان بود. در حکومت پهلوی پسر، 2نهاد مخوف ساواک و کمیته مشترک ضدخرابکاری، وظیفه شکنجه مخالفان حکومت را بهعهده داشتند. این شکنجهها در حدی بودند که کسانی چون سایروس ونس، وزیر خارجه آمریکا در دولت کارتر نیز در کتاب خاطرات خود، به روشهای غیرانسانی در رفتار ساواک با زندانیان و محکومان اذعان کرده و آن را یکی از دلایل گسترش نارضایتی عمومی و گرایش مردم بهسوی تحرکات انقلابی خوانده است.
آپولو؛ نام یکی از دستگاههای شکنجه رژیم است که میتوان آن را از ابداعات آنها نیز دانست. این دستگاه شامل یک صندلی فلزی، گیره و کلاهخود است؛ زندانی را روی صندلی میخواباندند و دستوپای او را با گیرههایی ثابت نگهمیداشتند. بعد از آن کلاهخود فلزی را که از سقف آویزان بود، روی سر زندانی پایین میکشیدند و سپس با کابل به کف پاهایش میزدند. علاوه بر این، شکنجهگر با سوزاندن بدن زندانی توسط فندک و سیگار، کشیدن ناخنها با انبردست یا فروکردن سوزن زیر ناخنها و... او را موردشکنجه قرارمیداد.حبس کردن زندانیان سیاسی در زندانهای تاریک و کثیف، توسط رژیم نیز به بدترین شکل خود انجام میگرفت، زیرا زندانهای رژیم علاوه بر آنکه فاقد روشنایی مناسب و نیز هوای پاک بودند، از حداقل امکانات بهداشتی و درمانی نیز بیبهره بودند و همین موضوع، زندانیان را مستعد ابتلا به بسیاری از بیماریها میکرد.
تهدید خانواده و یا بستگان زندانی و هتکحرمت آنان؛ تهدید خانواده زندانیان از دیگر روشهای شکنجه ساواک و کمیته مشترک به شمار میرفت. در این روش، زمانی که زندانی اطلاعات لازم را در اختیار بازجوها قرارنمیداد و یا مطابق خواستههای آنان عمل نمیکرد، بازجو با تهدید خانواده زندانی، او را مجبور به تبعیت از اهداف خود میکرد؛ بدین معنا که با حاضر کردن نزدیکان زندانی و هتکحرمت و یا حتی تجاوز به آنها، زندانی را موردآزار و اذیتروحی قرار میداد. در نتیجه اینکه، شکنجه افرادی که بهدلیل فعالیت علیه رژیم دستگیر شده بودند، یکی از شیوههای اصلی ساواک و کمیته ضدخرابکاری جهت سرکوب فعالیت و نیز اقرارگرفتن اجباری و دروغین از آنها بود. این شکنجهها گاهی چنان سخت و سنگین بود که باعث آسیب دائمی و یا شهادت زندانی میشد.
در واقع محمدرضا شاه با تأسیس این نهادها و نیز اعمال بدترین شکنجهها به اشتباه فکر میکرد که میتواند باعث سکوت مردم و بقای رژیم خود شود اما برخلاف تصورات او، مردم نهتنها سکوت نکردند بلکه در مبارزات خود مصممتر شدند و تا پیروزی انقلاب به مبارزات خود ادامه دادند.