
شبهای روشن بازار
یک شب ماه رمضانی در حسینیهای که همسایه بازار آهنگران است

رابعه تیموری- روزنامه نگار
یک قرار چندینساله است که از 83سال پیش تا امروز پابرجا مانده؛ از همان سال 1320که پهلوان ابراهیم متوسلیان وسط چهارراه گلوبندک حسینیهای برپا کرد تا چراغ روضه و شبنشینی بازاریهای همدانی روشن بماند. تا وقتی پهلوان همدانیتبار بازار پایتخت، هیئت و حسینیه را میچرخاند، ماه رمضان از مهمترین مناسبتهایی بود که بزرگان بازار برای برپایی این دورهمی غنیمت میشمردند و در این فرصت به معاشرت با هم میپرداختند، پای درس استادان اخلاق مینشستند و به شنیدن روضه و قرآنخوانی از 4صباح ماه رمضان حظ و بهره میبردند. حالا هم که پهلوان ابراهیم در میان بازاریان نیست، رسمش برقرار است و آنها به همان سبک و سیاق گذشته در 30شب ماه رمضان در هیئت و مسجد همدانیها دور هم جمع میشوند. جوانان بسیاری هم به جمع این کاسبان قدیمی پیوستهاند و حالا در شبهای رمضان حسینیه همدانیها احوالی دیدنی دارد.
بفرما چای!
بازار پرهیاهوی آهنگران در سکوت فرورفته، اما شب سرد و یخ زده خیابان ری خاموش و بیصدا نیست و با سروصدای حرکت خودروهایی که از پل ری سرازیر میشوند، تاریکی و سکون خیابان ترک میخورد. روشنایی سردر و حیاط مسجد و حسینیه همدانیها به پیادهرو زیر پل پاشیده و مهمانان حسینیه با دیدن دوست و آشناهای قدیمیشان مشغول خوش و بش و اختلاط هستند. حیاط، بزرگ و دلباز است و با پلکانی پهن و نه چندان بلند به حسینیه متصل میشود. قسمت زنانه در زیرزمین قرار گرفته و خانمهای هیئت در آنجا جمع میشوند. بنر پارچهای بزرگی که بر فراز پل ری نصب شده از منبر رفتن حاج حسین انصاریان در حسینیه همدانیها خبر میدهد، اما به قول «بابا محمود» این پارچهنوشته فقط برای مطلع کردن رهگذران بهکار میآید. قدیمیهای حسینیه از پامنبریهای پروپاقرص شیخ حسین هستند و میدانند او از نخستین سالهای پا گرفتن حسینیه هر ماه رمضان اینجا منبر میرود. آقا محمود صالحی از ظهر مشغول تدارک بساط پذیرایی از مهمانان است و استکانهای لبریز از چای خوشرنگش از پاکیزگی برق میزنند. دیسهای پر از خرما و شیرینیهای محلی خوانسار هم روی میز گوشه سالن چیده شدهاند تا چاشنی چای لبسوز مهمانان باشند. سینیهای چای که کنار دیسهای خرما ردیف میشوند، جوانان جلو میآیند تا آنها را میان مهمانان سرمازده حیاط بچرخانند.
میدانداری جوانان
قرار است ساعت 9و نیم مراسم قرآنخوانی شروع شود و حاجمحمد منصوری سروقت از راه میرسد. جوانترها که در گوشهوکنار حیاط مشغول اختلاطند همراه حاجمحمد وارد حسینیه میشوند. آداب کوچک و بزرگی را خوب میدانند و پشت سر ریشسفیدانی که در چند ردیف جلو نشستهاند، مسجدی و بیادا ردیف میشوند. بزرگترها که انگار بعد از مدتها فرصت اختلاط و معاشرت پیدا کردهاند، با دیدن حاجمحمد با همان تسبیحهایی که لای انگشتانشان میچرخانند به احترامش نیمخیز میشوند. پذیرایی از آنها هم با جوانها بوده و جوانک سبزهرویی مشغول جمعآوری استکانهای خالی میشود. صوت حاجمحمد زیبا و دلنشین است و وقتی چند سوره ابتدایی جزء اول را تلاوت میکند، میدان را به مهمانان میسپارد. تعدادی از آنها انگار از مدتها پیش شاگردی حاجمحمد را میکنند و تلاوتشان به درس پس دادن شباهت دارد. پرسن و سالهایی هم که یا امسال گذرشان به حسینیه همدانیها افتاده یا نفسشان قوت تلاوت ندارد، دلشان نمیآید از ثواب تلاوت بینصیب بمانند و بیغلط یا پرغلط چند آیهای میخوانند.
سنتی دیرینه
درسالن بانوان بچههای بازیگوش به مادرها فرصت نمیدهند تلاوتهای حسینیه و غلطگیریهای پرحوصله استاد منصوری را که از تلویزیون مداربسته پخش میشود به خوبی بشنوند. تعدادی از آنها هم پا به پای استاد و قاریان حسینیه سورههای جزء اول را زمزمه میکنند تا از آقایان عقب نمانند. برنامه حسینیه زمانبندی شده است و پیش از رسیدن وقت سخنرانی حاج جواد صابریان محفل قرآنخوانی به پایان میرسد. حاج جواد درحالیکه 01دقیقهای تا ساعت 11شب باقی است، روی منبر میرود و در طول 54دقیقهای که صحبت میکند، بسیاری از بایدها و نبایدهای دینی و اخلاقی ماه رمضان مطرح میشوند. حاج صابریان در چند سال اخیر هر سال در حسینیه همدانیها منبر داشته و تعدادی از حاضران میدانند که لابهلای جلسات سخنرانی او میتوانند احکام ویژه این ماه را بشنوند و ابهاماتشان برطرف شود. شب زندهداریهای ماه رمضانی قدیمیهای بازار همیشه روضهای پرسوز داشته و هنوز هم حاجسعید هدایتیان به ناز نفسش این سنت دیرینه را برای مهمانان حسینیه زنده نگه میدارد.