• پنج شنبه 13 بهمن 1401
  • الْخَمِيس 11 رجب 1444
  • 2023 Feb 02
یکشنبه 24 بهمن 1400
کد مطلب : 153735
+
-

مؤلفه‌های رابطه

علیرضا زرندی ، روانشناس و درمانگر پویشی

اگر رابطه را براساس سه جزء در هم تنیده صمیمیت، مراقبت و آزادی تعریف کنیم، لازم است مؤلفه‌های رفتاری ناشی از آن را بهتر بشناسیم؛ در واقع «سبک‌های برقراری رابطه» حول محور‌ 4‌مولفه صداقت، صراحت، احترام و مهارگری (کنترل‌گری) شکل می‌گیرند. در این بخش به‌دنبال معرفی این چهار مؤلفه در روابط هستیم. صداقت در رابطه یعنی اینکه آنچه درون ما می‌گذرد و آنچه بر زبان و رفتار ما جاری است، یکی باشد. هماهنگی عمل من، آنچه می‌گویم  و نحوه‌ای که می‌گویم، نشان‌دهنده صداقت در رابطه است. هنگامی که ابروهای فرد گره خورده است و می‌گوید ناراحت نیست، مصداقی از رفتار و گفتار غیرصادقانه است. هنگامی که ما اینگونه به دیگران پیام می‌دهیم، آنها از دل و درون ما خبردار نمی‌شوند و لذا پاسخ مناسب با حال ما نشان نمی‌دهند و آیا همین کفایت نمی‌کند تا اصالت و رضایت بخشی رابطه تحت‌الشعاع قرار گیرد!
صراحت به روشن و واضح بودن پیام اشاره دارد. عبارت «به در می‌گویم تا دیوار بشنود» نشان‌دهنده یک پیام غیرمستقیم و ناواضح است. کنایه‌زدن، بی‌ارزش‌کردن و طعنه‌زدن از نمونه‌های بارز رفتارهای غیرصریح است. اینکه ما پیام‌هایمان را جزئی، عینی، مشخص و روشن بیان کنیم، به جای ارسال پیام‌های کلی، ذهنی، ‌نامشخص و مبهم در روابط ما اختلال ایجاد می‌کند. این جمله «من از اینکه به من نگاه نکردی از دستت دلخور شدم.»، خیلی سازنده‌تر از این جمله است که« از اینکه آدم را نمی‌بینی دیگه ذله شدم.»
احترام به‌معنای حفظ حریم، تمامیت، فردیت و انسانیت دیگران است؛ تلقی اینکه هر انسانی موجودی ارزشمند است و نه ابزاری برای استفاده و بهره‌گیری ما. اینکه ما به آدم‌ها حق می‌دهیم خودشان باشند و بین خودشان و خودمان تمایز قائل می‌شویم و آنها را همانگونه که هستند می‌پذیریم، بیانگر احترام است. نکته مهم دراینجا تمایز علاقه و احترام است؛ شاید ما یک فرد و یا رفتارهای او را دوست نداشته باشیم و مورد پسند ما نباشد ولی این دلیل بر بی‌احترامی ما به آن شخص نیست. مهارگری در مقابل اختیار عمل‌دادن ما به دیگران در روابط اشاره دارد. مهارگری یا کنترل گاهی با نیت خیرخواهی و گاهی با هدف بهره‌کشی است. در هر دو صورت برای رابطه مخرب است. لذا مفاهیم کنترل و مراقبت با هم اشتباه گرفته می‌شوند. کنترل در راستای دنبال‌کردن اهداف خودمان است ولی مراقبت در راستای دنبال‌کردن مقاصد فرد مقابل است. کنترل ماهیتی یک‌طرفه دارد ولی مراقبت دوطرفه؛ توافقی و مشارکتی است. کنترل با خودمختاری فرد مقابل منافات دارد، پس برپایه احترام نیست اما مراقبت، تقویت‌کننده خودمختاری غیرمتقابل و حفظ‌کننده احترام و ‌شأن اوست. جمله «من می‌گویم باید انجام بدهی» متفاوت است با جمله «من دوست دارم این کار را انجام بدهی» به شرط آنکه او در نهایت مجبور به انجام آن کار نشود.
این مؤلفه‌های مورد اشاره به چهار سبک ارتباطی منجر می‌شوند که در گفتار بعدی به معرفی آن خواهیم پرداخت.

این خبر را به اشتراک بگذارید