چهار شنبه 25 مهر 1397
کد مطلب : 34480
+
-

مسئله یازدهم؛ فقر و نابرابری فزاینده و تنگنای معیشتی

نابرابری طبیعی است

هزینه‌های دولت بر اقشار کم‌درآمد فشار می‌آورد و منافع را افراد ثروتمند کسب می‌کنند

محمدقلی یوسفی|  استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی: 



در طول تاریخ، برقراری عدالت یک هدف اساسی در جوامع بوده و آرزوی هر ملتی است که به عدالت دست پیدا کند. عدالت مفهومی چند بُعدی است که جنبه‌های مختلفی دارد و مهم‌ترین جنبه آن برابری در برابر قانون است. برقراری عدالت یک اصل خدشه‌ناپذیر در توسعه است و به فرایندها مربوط می‌شود و نه دستاوردها. در واقع آنچه مهم است اصلاح فرایندهاست و مهم این است که دولت‌ها چگونه می‌توانند به وظیفه‌شان در برابر برقراری عدالت توجه کنند. اگر فرایندها عادلانه باشد دستاوردها هرچه که باشد عادلانه است؛ بنابراین باید در یک جامعه فرصت‌های برابر برای افراد فراهم شود، چرا که شرایط افراد جامعه با یکدیگر متفاوت است و کسی در تعیین جنسیت خود، خانواده و... نقشی نداشته است. متأسفانه شرایط اقتصادی جامعه ایران به‌‌گونه‌ای است که بخش وسیعی از مردم در فقر به‌سر می‌برند. نگاهی به آمار بانک مرکزی نشان می‌دهد که جمعیت ایران به بیش از 81میلیون نفر رسیده است که از این تعداد 23میلیون نفر شاغل هستند؛ به‌عبارتی یک نفر مجبور است کار کند و خرج 4-3نفر را بپردازد، حال آنکه 80درصد شاغلان در فعالیت‌های خدماتی، آموزشی و کم‌درآمد، مشغول هستند و زیر خط فقرند. موضوع دیگری که باید به آن توجه داشت این است که جوان‌های بسیاری در جامعه هستند که تمایل دارند کار کنند اما کاری برای آنها وجود ندارد. کسی از دولت انتظار ایجاد اشتغال ندارد اما سیاست‌هایی که دولت اتخاذ کرده منجر به بیکاری و از بین‌ رفتن تولید شده است. به‌رغم ادعاهای مسئولان، هیچ وقت عدالت به‌طور جدی در دستورکار دولت قرار نگرفته و سیاست‌های اتخاذ‌شده همواره ضد ‌اقشار فقیر بوده است. تورم، رکود، سیستم مالیاتی و... به قشر ضعیف آسیب وارد می‌کند و چون صدای آنها صدای رسایی نیست مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرند.

طبق آمار، درآمدهای نفتی دولت بین سال‌های 93 تا 96 حدود 2برابر شده است. از سوی دیگر دولت مالیات‌های بر کالا و حقوق را هم بیش از 76درصد کرده است. سؤال اینجاست که چرا با وجود این درآمدها میزان فقر در جامعه روزبه‌روز بیشتر می‌شود و بیکاری تشدید شده است؟

متأسفانه این هزینه‌های دولت بر گُرده اقشار کم‌درآمد سنگینی می‌کند و منافع را افراد ثروتمند کسب می‌کنند. نسبت مالیات‌ بر ‌ثروت بر کل مالیات‌ها فقط 5درصد است؛ یعنی عملا ثروتمندان از این شرایط سود کلان برده‌اند.

نابرابری در جامعه به‌خودی خود بد نیست. مسئله مهم بی‌عدالتی و فقر است، وگرنه نابرابری طبیعی و یکی از زیبایی‌های کار خداوند است. اما آنچه مهم است این است که باید کاری کرد که فرصت‌های برابر برای همه وجود داشته باشد. اگر نابرابری در قانون باشد مخرب و نادرست است؛ بنابراین بهترین شاخص سنجیدن عدالت در حاکمیت، قانون است. اگر در جامعه‌ای قانون حاکم نباشد عدالت زیر پا له می‌شود.

در کشور ما قانون حاکم نیست پس بی‌عدالتی در آن وجود دارد و وجود تبعیض، فساد، نابرابری و... منجر به فقر و گسترش آن می‌شود.

این خبر را به اشتراک بگذارید