• سه شنبه 8 مهر 1399
  • الثُّلاثَاء 11 صفر 1442
  • 2020 Sep 29
چهار شنبه 20 تیر 1397
کد مطلب : 22709
+
-

سلیقه کپی‌پسند

سروش قهرمانلو | آهنگساز و خواننده گروه نیوش:

پس از کپی‌برداری برنامه «کودک شو» از تم آهنگ «سقف می‌ریزد» اثر گروه نیوش، که پیش‌تر همان تم توسط گروه انگلیسی «کایزر چیفس» از نیوش کپی زده شده بود، این روزها باز هم شاهد تکرار چنین اتفاقات تلخی هستیم. متأسفانه در آنونس برنامه «ماه مهربانی» که از شبکه دوم سیما در ‌ماه رمضان پخش شد بدون اجازه گروه نیوش بخشی از آهنگ «صدای قلب» این گروه عینا جدا شد و مورد استفاده قرار گرفت و بحث کپی‌رایت و رعایت حقوق مولف را بیش از گذشته داغ کرد.

اما اینکه «چرا اینقدر کپی کردن در ایران با استقبال روبه‌رو شده است» و «این رویه چه لطماتی به صنعت موسیقی وارد می‌کند» و «قرار است تا چه زمانی چنین اتفاقاتی به‌راحتی در کشورمان روی دهد» جای تحقیق و بررسی دارد.

سال‌ها پیش موزیسین‌ها و ازجمله آنها بزرگان هنر ایران، سعی در نوآوری و خلاقیت داشتند تا آثاری خلق کنند که منحصربه‌فرد و بدیع باشند. در حقیقت در آن دوران این جامعه مصرف‌کننده و مخاطبان موسیقی بودند که هر لحظه و هر سال عطش موسیقی و هنری متفاوت را نسبت به گذشته داشتند و هنرمندان و آهنگسازان را به ساخت آثاری متفاوت ترغیب و تشویق می‌کردند و در نهایت هنرمند نیز دست به نوآوری و خلاقیت در ساخت موسیقی می‌زد.

اینگونه بود که سال‌هایی که به‌عنوان دوره رادیو مشهور است آثاری خلق شدند که هم از نظر فرم و هم به لحاظ محتوا نسبت به گذشته خود پیشرفت و تفاوت بسزایی داشتند و البته که از لحاظ اقتصادی نیز برای موسیقیدانان و فعالان این عرصه بسیار موفقیت‌آمیز بودند. اما نمی‌دانم مدیریت فرهنگی امروز و سال‌های اخیر چگونه بوده است که در کمال تعجب مخاطبان سلیقه کپی‌پسند پیدا کرده‌اند. درواقع امروز همه سعی در آهنگسازی به شیوه دوران موفق و در خوانندگی به شیوه استادان شناخته‌شده دارند. متأسفانه اکنون به روزگار و دورانی رسیده‌ایم که تنها به همین نکته بسنده نکرده‌اند و می‌بینیم که نه‌تنها آن طراوت و خلاقیت و ذوق گذشته در آهنگسازی و خوانندگی وجود ندارد که در روزگار خود نو و تازه بود، بلکه از موسیقی دوران گذشته از ژانر کلاسیک بگیرید تا پاپ تولیدی در خارج از کشور نیز کپی می‌زنند و با اصواتی متفاوت به خورد مخاطب امروز می‌دهند. جالب اینجاست که مخاطب امروز نیز از شنیدن کپی آثار بسیار استقبال می‌کند.

ولی اقتصاد امروز موسیقی در کشورمان بسیار تغییر کرده و شاهد تفاوت‌های بسیاری نسبت به گذشته بوده است. درواقع اقتصاد امروز موسیقی به‌هیچ‌وجه مانند سابق نیست چون اکثر آثار ارائه‌شده به‌صورت غیرمجاز دانلود می‌شود و در حقیقت فروش مجازی آثار از نظر اقتصادی چندان جایگاهی ندارد و قابل اعتنا نیست و حتی می‌توان به جرأت گفت که به ضرر فضای موسیقی شده است.

امروز برخی جملات را درباره موزیسین‌ها بسیار می‌شنویم. مثلا می‌گویند فلانی عجب خواننده‌ای است و بسیار شبیه فلان استاد می‌خواند یا فلانی عجب نوازنده‌ای است و نواختنش ما را به یاد فلان استاد می‌اندازد. از استادم مرحوم جلال ذوالفنون به یاد دارم که می‌گفت: «شاگردان من همه سعی دارند مانند من بنوازند؛ خب، من که خودم هستم و اگر هم نباشم آثارم که وجود دارد. شما باید بیایید جهان دیگری را به نمایش دربیاورید. در هر صورت شما از ذوالفنون که ذوالفنونی‌تر نمی‌توانید بنوازید. شما باید تلاش کنید برای روزگار خودتان بنوازید.»

با تمام این تفاسیر اما باید گفت این فرهنگ کپی‌سازی و کپی‌پسندی آینده چندان روشنی ندارد و به‌نظر می‌رسد این آینده تقریبا همین امروز است. در حقیقت ما چیزی نکاشته‌ایم که بخواهیم درو کنیم و آنچه بوده را هم آنچنان مصرف کرده‌ایم که دیگر رمقی برایش باقی نمانده است. همین است که امروز به وضوح می‌بینیم حال و روز فروش آثار فرهنگی چقدر خراب و بیمار است و چه سهمی را از سبد خانوار به‌خود اختصاص داده است. هر کدام‌مان در هر جایگاهی که هستیم باید تلاش کنیم تا این شرایط نامطلوب فرهنگی تغییر کند. باید کپی نکنیم و اجازه بدهیم ذهن خلاق، فضای هنر را در دست بگیرد. به هر تقلید و کپی‌کاری نیز نام خلاقیت ندهیم و جوایز مختلف را تقدیم چنین کپی‌کارهایی نکنیم و باعث طرد ذهن خلاق نیز نشویم.

این خبر را به اشتراک بگذارید