قائممقام شهردار منطقه 19:
تعلق خاطر اهالی به محله را بیشتر میکنیم
الناز عباسیان| خبرنگار:
در چند دهه اخیر پدیده مهاجرتهای درونشهری، آن هم یک سویه و از جنوب به شمال پایتخت، به امری عادی و حتی یک بدعت و فرهنگ تبدیل شده است. منطقه19 هم از این قاعده مستثنا نیست و افراد زیادی که شاید از مهاجران روستاها و شهرهای دیگر به این منطقه بودند، پس از ارتقای جایگاه شغلی خود به سوی محلههای مرفّه و دارای امکانات در شمال شهر کوچ میکنند. این موضوع چنان اهمیت پیدا کرده که فعالان حوزه شهری این منطقه به تکاپوی طرح مسئله و پیشگیری از گسترش روند مهاجرتهای درونشهری افتادهاند. به گونهای که خواستار توجه و برنامهریزی مسئولان شهری بهویژه مرکز تحقیقات شهرداری تهران برای شناخت، مهار و مدیریت این معضل مغفول مانده شده و پیشنهاداتی مطرح کردهاند. سراغ «مصطفی بیگی» قائممقام شهردار منطقه 19 رفتیم تا برایمان از علتها و راهکارهای پیشگیری از این پدیده اجتماعی بگوید.
آماری از شهروندان مهاجرت کرده از منطقه19 دارید؟
از آنجا که همواره دروازه ورود مهاجران روستاها و شهرهای مختلف به این منطقه باز است و از سویی دیگر دروازه مهاجرت از این منطقه به سایر مناطق هم باز مانده، در این زمینه آمار دقیقی وجود ندارد، اما تعداد نخبههای علمی، فرهنگی و هنری اعم از هنرمندان و ورزشکاران که پیشتر ساکن این منطقه بوده و حالا مهاجرت کردهاند، قابل توجه و تأمل است.
دلایل عمده مهاجرپذیری این منطقه چیست؟
منطقه۱۹ از مناطق مهاجرپذیر پایتخت است. از جاذبههای پذیرش مهاجر در این محدوده میتوان به مزارع کشاورزی نزدیک به شهر، میدان مرکزی میوه و ترهبار، کارگاههای غیررسمی در حریم منطقه مثل خیابان خلازیر و کورههای آجرپزی شهرک خلازیر، خانههای ارزانقیمت و.... اشاره کرد. از آنجا که بسیاری از مهاجران بدون دارا بودن تخصص، مهارت و تحصیلات میتوانند در این مراکز، کارگاهها و مزارع این محدوده مشغول کار شوند، به همین خاطر میزان مهاجرت از شهرهای مختلف به این منطقه زیاد است. اگرچه این یک تهدید برای جلوگیری از انباشت فرهنگی و ارتقای فرهنگ عمومی شهروندی به شمار میرود، اما نوع بعدی مهاجرت که باید بر آن تأکید کرد، کوچ شهروندان از این منطقه به مناطق دیگر است که میتوان از آن بهعنوان تهدید پنهان ولی جدیتر و بزرگتر یاد کرد.
چرا تهدید پنهان؟
شهرداریها بنا بر وظایف ذاتی خود، برای ساکنان هزینه و سرمایهگذاری میکنند، اما وقتی برخی افراد به تمکن مالی رسیده، جایگاه اجتماعی و فرهنگی خاص یا ارتقای شغلی پیدا میکنند، رغبت شان به مهاجرت درونشهری و رفتن به مناطق شمالی شهر افزایش پیدا میکند. افرادی که سالها در یک منطقه شهری سکونت داشته و از امکانات و ظرفیتهای آنجا استفاده کردهاند، با وجود تعلقخاطر به محل سکونت خود به منطقه دیگری مهاجرت میکنند. با این کار ثمره هزینههایی که شهرداری برای ارتقای فرهنگ شهرنشینی صرف کرده، عاید مناطق دیگر میشود. مجدداً افراد دیگری از روستاها و شهرهای دیگر جایگزین آنها میشوند و متأسفانه این سیکل معیوب همچنان ادامه دارد و به نوعی تهدید پنهان از آن یاد میکنیم.
پس چرا این پدیده فقط در برخی از مناطق جنوبی شهر شدت دارد؟
امکانات و پتانسیلهای محل زندگی افراد، از عوامل مؤثر بر حرکات جمعیتی درونشهری محسوب میشود. برخی از معیارها مثل امنیت، هویت محیط شهری، خدمات عمومی و بهداشتی و ویژگیهای کالبدی با مهاجرتهای درونشهری ارتباط دارد. همچنین رابطه خویشاوندی و طایفهای مستحکم، موجب تحکیم روابط همسایگی شده و این خود منجر به کاهش مهاجرتهای درونشهری میشود. البته یکی از دلایل رغبت برخی شهروندان به مهاجرت را میتوان در کمرنگ بودن هویت محلی و تعلقات بومی داشت. بهعنوان مثال در منطقه20 که همجوار منطقه19 است، نسبت مهاجرتها کمتر از اینجاست. بیشک یکی از علتهای آن هم تعلقخاطر شهروندان به هویت تاریخی منطقه 20 است. از اینرو برنامههایی برای احیای هویت محلهها و افزایش تعلق خاطر شهروندان در دست تدوین است.
چه برنامههایی؟
برنامههای زیرساختی عمدهای در شهرداری منطقه19 صورت گرفته است. افزایش سرانههای شهری بهویژه فضای سبز، بزرگراهها و معابر شهری مناسب، ایجاد فضاهای ورزشی و رفاهی بهویژه با احداث مجموعه شهربانو و شهر ورزش، نمایشگاه بینالمللی، کتابخانه و سراهای محله متعدد، بوستان ولایت و سایر بوستانها و پارکهای جنگلی، از جمله اقداماتی است که تا حد زیادی فاصله طبقاتی شمال و جنوب شهر را کاهش داده است. با این وجود به علت نداشتن متولی خاص برای کنترل روند مهاجرت، متأسفانه تاکنون برنامههای مؤثری در این زمینه ارائه نشده است. لازم است بهعنوان یک ضرورت زیرساختی، این موضوع مهم در دستورکار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمانهای تبلیغات اسلامی و بهزیستی و اداره کل اجتماعی استانداری شهر تهران قرار بگیرد تا در کنار برنامههای مکمل کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر، شهرداری تهران، امکان این مهم فراهم آید.
دراینخصوص چه راهکارهایی پیشنهاد میکنید؟
طبیعتاً راهکارهای عملیاتی باید با برنامههای بلندمدت، میان مدت و کوتاهمدت برنامهریزی و اجرا شود. در برنامههای کوتاهمدت میتوان به اقدامات حوزه خدمات شهری در نگهداشت روزانه شهر و افزایش زیباییهای بصری محلهها و ساخت پاتوقهای محله اشاره کرد. پاتوقهایی که بهعنوان فضای کوچک رفاهی برای ایجاد تعامل و گفتوگوی بیشتر بین شهروندان، مؤثر واقع شده و به اصطلاح محلهگرایی و تعصب محله را احیا و توسعه بخشد.
در برنامههای میان مدت هم میتوان ادعا کرد که شهرداری کارنامه موفقی داشته و در کاهش فاصله طبقاتی جنوب و شمال شهر گامهای مهمی برداشته است. در این رابطه نباید تشکیل نهادی مردمی همچون شورایاری، هیئت امنا و مدیریت محله و... را نادیده گرفت چراکه در افزایش مشارکت محلی و تعصبات بومیگرایانه مثبت مؤثر بودهاند. در برنامههای بلندمدت نیز میتوان روی محرکهای توسعه پایدار شهر تهران برنامهریزی کرد. شهرداری و شورای اسلامی شهر تهران بهعنوان نهادهای برنامهریزی بالادستی، بیش از پیش، توسعه محله را مبنای توسعه شهری تهران قرار دهند. این مهم با شعار محوری «تبدیل تهران به شهر زیستپذیر، شهروندان مشارکتپذیر» میتواند این نهضت شهروندی را به شکلی پایدارتر به سرانجام برساند.