سخنان محسن رضایی نگرانی داشت؟
ماجرا از یک جمله محسن رضایی، دبیر شورایعالی امنیت ملی آغاز شد؛ جملهای درباره اینکه ایران اهل گسترش جنگ نیست، اما اگر جنگ به کشور تحمیل شود، برای پاسخ آماده است. در شرایطی که تهدیدهای مقامهای آمریکایی علیه ایران ادامه دارد، همین موضع صریح کافی بود تا بار دیگر یک دوگانه قدیمی در فضای سیاسی کشور شکل بگیرد: صلح یا جنگ.
موضع دبیر شورایعالی امنیت ملی، در واقع بر 2گزاره روشن استوار بود؛ ایران آغازگر جنگ نیست و همزمان نباید روی تسلیم یا انفعال تهران حساب باز کرد. این ادبیات، در منطق بازدارندگی، یک پیام دوگانه دارد: نه استقبال از جنگ و نه نمایش ضعف در برابر تهدید.اما واکنشها مسیر دیگری پیدا کرد. برخی چهرههای سیاسی، به جای تمرکز بر اصل تهدیدهای خارجی، درباره نحوه بیان این مواضع هشدار دادند و تأکید کردند چنین تحلیلها و تذکراتی باید با دقت بیشتری مطرح شود.
اما سؤال اینجاست که چرا وقتی یک مقام رسمی از آمادگی کشور برای مقابله با تهدید سخن میگوید، بخشی از انرژی سیاسی به جای متوجه شدن به سمت تهدیدکننده، صرف نقد همان موضع داخلی میشود؟
منتقدان البته ماجرا را صرفا یک اختلافنظر نمیدانند. استدلال آنان این است که اگر قرار باشد سیاست کاهش تنش به سازش و مذاکره منتهی شود، باید نشانههای تقابل و پاسخ متقابل کمرنگ شود؛ از تأکید بر تعهدات طرف مقابل گرفته تا طرح موضوع نقض توافقها و شروط مذاکره.
در این نگاه، حتی شورایعالی امنیت ملی نیز نباید پیام «فعال و قاطع» مخابره کند؛ بلکه باید از ادبیات تهاجمی فاصله بگیرد و محتاطتر سخن بگوید.اما سوی دیگر ماجرا یک سؤال ساده مطرح میشود: اگر کشوری اعلام کند نه جنگ میخواهد و نه تسلیم میشود، دقیقا کدام بخش این پیام باید نگرانکننده باشد؟
اختلاف اصلی این است: جایی که یک طرف، سکوت و کاهش تنش را مسیر مذاکره میبیند و طرف دیگر، معتقد است مذاکره بدون پشتوانه قدرت، میتواند به پیام ضعف تبدیل شود.در نهایت، دعوا بر سر یک جمله نیست؛ بر سر این است که ایران در برابر تهدید خارجی باید با زبان مصالحه سخن بگوید یا با زبانی که همزمان درِ مذاکره را باز و راه محاسبه غلط دشمن را بسته نگه دارد؟
بیانیه مشترک مطبوعاتی جمهوری اسلامی ایران و سلطنت عمان
سیدبدربنحمدبن حمود البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان در یک سفر کاری به جمهوری اسلامی ایران با همتای ایرانی خود، دکتر سیدعباس عراقچی، رایزنیهای سازندهای انجام داد.
این رایزنیها بر اهمیت ازسرگیری دریانوردی ایمن از طریق تنگههرمز با حفظ حاکمیت و حقوق حاکمیتی دو کشور متمرکز بود. دو وزیر با توجه به وضعیت کنونی تنگه هرمز که ناشی از جنگ اخیر و پیامدهای فاجعهبار آن است، چارچوبی مرحلهبندیشده را مورد بحث قرار دادند که میتواند مبنایی عملی و قابل اجرا برای پیشبرد امور فراهم کند.
براساس این چارچوب پیشنهادی، ایجاد یک کریدور دریانوردی موقت مشترک از طریق تنگه هرمز و توافق برای اجرای یک پروژه مشترک بهمنظور پاکسازی تنگه از مینها پیشبینی شده است.
مذاکرات فنی میان دو طرف با هدف توافق بر سر یک کریدور دریانوردی دائمی و نحوه اداره آینده تنگه، همچنین ایجاد سازوکاری برای تبادل اطلاعات، مدیریت ترافیک و ارائه خدمات دریانوردی و امنیتی مربوطه ادامه خواهد یافت.
در این راستا، هر دو طرف بر اهمیت برگزاری گفتوگوهای مشترک با کشورهای منطقه هممرز با آبهای خلیجفارس تأکید کردند. ایران و عمان همچنین بر لزوم رعایت حقوق بینالملل قابل اعمال و احترام به حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی تأکید ورزیدند.
خلاقیت وحشیانه در اداره مهاجرت آمریکا
انتقادات از عملکرد اداره مهاجرت آمریکا در دولت ترامپ به اوج خود رسیده است. گزارشها حاکی از اقدامات اجباری و شرایط غیرانسانی در مراکز بازداشت مهاجران و پناهجویان است. ناظران هشدار میدهند که سیاست بازدارندگی و اخراج به سیستمی از شکنجه سازمانیافته تبدیل شده که بر پایه اجبار و سهلانگاری استوار است.بر اساس گزارشی از روزنامه گاردین، اداره مهاجرت آمریکا قصد دارد ۲۰میلیون دلار برای خرید دستکشهای شوکدهنده خرج کند. نگرانیهایی وجود دارد که این ابزار که وسیلهای «انسانی» معرفی میشود، ممکن است برای شکنجه استفاده شود. سازمان عفو بینالملل مواردی از استفاده این دستگاهها در شکنجه را مستند کرده است. در یک مورد، یک زندانی در کنتاکی بر اثر حملات قلبی ناشی از شوکهای متعدد جان باخت.علاوه بر این، گزارشها از تغذیه اجباری معترضان در مراکز بازداشت حکایت دارد. حداقل ۱۰بازداشتی، ازجمله یک کارگردان کرد که ماهها در انفرادی بوده است، مجبور به این کار شدهاند. همچنین شرایط غیربهداشتی، بیتوجهی پزشکی و اخراج پناهجویان به کشورهای خطرناک از دیگر تخلفات ذکرشده است. در مواردی، این بازداشتیها را در سرمای شدید بدون لباس کافی و پول رها کردهاند که به مرگ 2پناهجو از میانمار و هائیتی منجر شده است. کودکان نیز از این وضعیت مصون نماندهاند و حدود ۲۵هزار کودک بدون سرپرست از کمکهای حقوقی محروم شدهاند.
ماجرای این 3نفر
این 3نفری را که جمهوری اسلامی برایشان تندیس ساخته میشناسید؟ باور میکنید اگر بشنوید این 3نفر از ارتش شاهنشاهی بودند؟در کنار پل آهنی ارس، یعنی در مرز ایران و آذربایجان، یادبود 3سرباز ارتش شاهنشاهی قرار دارد؛ 3سربازی که سوم شهریور ۱۳۲۰، هنگامی که نیروهای شوروی وارد ایران شدند، در برابر این هجوم ایستادگی کردند و جان خود را در همین مسیر از دست دادند.اما نکته تأملبرانگیز ماجرا اینجاست که سلسله «مثلا» ایرانساز پهلوی، در ۳۷سالی که پس از این واقعه بر ایران حکومت کرد، حتی یک برگ کاغذ نیز برای آنان ننوشت و یادی از آنها نکرد؛ اما جمهوری اسلامی، در سال۱۳۸۹، برای 3 سرباز ارتشی متعلق به دوران پهلوی، در همان نقطهای که کشته شدند، تندیس ساخت.رسانههای حامی جمهوری اسلامی درباره این 3نفر چه کردند؟ بارها از مقاومتشان گفتند و از آنان بهعنوان نمادی از وطندوستی و جانفشانی یاد کردند.در همین سالها، برخی از مقامات جمهوری اسلامی نیز هنگام سفر به این منطقه، در همین محل حاضر شدند و به این 3سرباز ادای احترام کردند.اما این ماجرا نکته مهمتری هم دارد؛ جمهوری اسلامی هرگز نگفته است چون این 3نفر در ارتش دوران پهلوی بودند، پس مقاومتشان در برابر دشمن اهمیتی ندارد، زیرا حمله شوروی به ایران، حمله به یک حکومت یا یک رژیم نبود؛ حمله به خاک ایران بود و این 3نفر نیز در برابر همین هجوم، برای دفاع از خاک ایران ایستادند.جمهوری اسلامی و حامیانش، همواره از افرادی که پای استقلال و اقتدار ایران ایستادند، فارغ از هر نظامی حمایت کردهاند؛ افرادی مانند میرزا کوچکخان جنگلی، رئیسعلی دلواری، مصدق و این 3سرباز دلاور که از خاک کشور دفاع کردند. اما پهلوی و حامیان پهلوی، نهتنها از سربازان ایرانی حمایت نکردند، بلکه به آنان فحاشی میکنند و دشمنان ایران را میستایند!
از اشغال ایران تا «نجات ایران» تناقض تاریخی بسنت
اسکات بسنت سرانجام از یک عملیات گسترده اقتصادی علیه ایران با عنوان «روز دیدی اقتصاد ایران» D- Day رونمایی کرد . اما منظور بسنت از روز دیدی، روز 13تیرماه سال1323است که نیروهای متفقین با مشارکت آمریکا در یک عملیات خاکی-آبی وارد سواحل نورماندی فرانسه شدند تا این کشور را از دست اشغال نازیها آزاد کنند، همان نیروهای متفقینی که 3سال قبل از عملیات روز دیدی با وجود اعلان بیطرفی ایران در جنگ جهانی دوم، به کشورمان تجاوز کردند. روسها از شمال و انگلیسیها از جنوب وارد ایرانی شدند که برای آنان در پیروزی علیه نیروهای محور (ژاپن، آلمان و ایتالیا) بسیار حیاتی و سرنوشتساز بود، طوری که خودشان به ایران لقب «پل پیروزی» داده بودند. اما بهای آن برای مردم ایران، نزدیک به 2سال قطحی و بیماری گسترده بود و تخمینها از مرگ 2تا 4میلیون نفر در ایران آنزمان حکایت دارد. حالا جالب است که بسنت با این نام، عملیات مذکور را راهی برای نجات مردم ایران از حکومت میداند! بهنظر میرسد بسنت در سخنرانی خود، پیش ازآنکه ابتکار عمل خاص یا ائتلاف واقعی از کشورهای جهان علیه ایران را به نمایش بگذارد، سرگرم لفاظی حول مهمترین رویدادهای تاریخی بود که سرنوشت نظم و موقعیت کشورها در جهان را رقم زدند؛ سخنرانیای که با واقعیت امروز جهان بینالملل و درسایه رقابت فزاینده آمریکا و چین، فاصله زیادی دارد، چون چین نقش مهم و اصلی در خنثی کردن تحریم همهجانبه علیه ایران داردو بلافاصله، با واکنش صریحی هشدار داد نباید تجارت کشورش با ایران مختل شود.همچنین بسنت در اظهاراتش همراهی کشورها با عملیات جدید اقتصادی علیه ایران را موکول به تماس ترامپ با سران کشورها کرد؛ اتفاقی که نشان میدهد برنامه ادعایی بسنت کامل پختوپز نشده و بهجای آنکه مقدمه رویدادی بزرگ باشد، فقط با عناوین بزرگترین رویدادهای تاریخی بزک شده و بخشی از پازل بزرگتر جنگ روانی است.
تاوان مخالفت با ترامپ؛ افسر آمریکایی در آستانه محاکمه نظامی
جیسون واتسون، افسر نیروی هوایی آمریکا بهدلیل انتقاد علنی از دونالد ترامپ و درخواست برای استیضاح و برکناری او با اتهامهای کیفری کمسابقهای روبهرو شده است. براساس سند اتهامی که وکیل او در اختیار سیانان قرار داده، واتسون 2بار بازداشت شده است؛ نخست در اول جولای، زمانی که با لباس نظامی در پلههای ساختمان کنگره در واشنگتن علیه ترامپ معترض شد و بار دوم پس از مصاحبهای با سیانان که در آن بار دیگر بهشدت از رئیسجمهور انتقاد کرد.واتسون در مصاحبه اخیر گفته بود ترامپ نهتنها رئیسجمهوری شکستخورده است، بلکه قانون اساسی را آشکارا نقض میکند، قانونشکنی و فساد گسترده دارد و باعث کشتهشدن آمریکاییها شده است. پرونده واتسون از آن جهت اهمیت دارد که محاکمه نظامی براساس ماده ۸۸ بسیار نادر است. تنها 2محکومیت مشابه از زمان تصویب قانون یکپارچه عدالت نظامی آمریکا» در سال۱۹۵۱ گزارش شده است. این قانون مجموعه قوانین کیفری و انضباطی است که بر نیروهای مسلح آمریکا اعمال میشود.
روایت خبر
در همینه زمینه :