بنزین را به چهکسی دهیم؟ خودرو یا مردم؟
مجتبی توانگر | پژوهشگر اقتصادی
در ایران، بنزین روی تابلو ارزان است؛ اما در زندگی واقعی، گرانترین بنزین دنیا را هم داریم. یک بخش از این هزینه را در پمپبنزین و به قیمت هزاروپانصد تومان میپردازیم؛ بخش دیگرش را در صفهای پنهان تورم، در سلامت ریهها و در عمر کوتاه خودروهای فرسوده. مسئله این نیست که بنزین ارزان است یا گران؛ مسئله این است که هنوز مشخص نشده این بنزین از آن کیست. تا زمانیکه پاسخ این پرسش؛ «مال دولت» باشد، هر فرد در نخستین فرصت، سهم خود را از این سفره بیصاحب، تا انتها برمیدارد؛ زیرا میداند اگر او برندارد، دیگری برخواهد داشت. اما اگر پاسخ چنین باشد که «متعلق بهخود توست»، دیگر نه نیازی به مأمور نظارت در پمپبنزین باقی میماند، نه نگرانی از قاچاق، و نه نگرانی از تورم. کافی است یک اقدام انقلابی ساده انجام شود: بنزین را از انحصار خودروها بیرون کشید و بهدست خود آدمها سپرد. اکنون پرسش این است: چرا تا امروز چنین نکردهایم؟
مسئله بنزین در ایران، تا امروز فقط «قیمت» نبوده؛ «مالکیت» بوده. ما عادت کردهایم بنزین را چیزی بدانیم که به «ماشین» تعلق دارد، نه به «انسان». اما تازهترین طرحی که مطرح شده، این قاعده را وارونه میکند: به هر کد ملی، یک سهمیه ماهانه بنزین تعلق میگیرد، فرقی نمیکند ماشین داشته باشد یا نه. یک خانوار ۴نفره، ماهی ۱۲۰ لیتر بنزین، مال خودش میشود از انفال؛ نه موهبتی که دولت هر وقت خواست کم یا زیادش کند.
حالا تصور کنید این سهمیه را میتوانید یکجا، برای 3ماه آینده هم بگیرید؛ میتوانید به پدر، مادر، خواهر یا برادرتان منتقل کنید؛ یا در یک بازار شفاف بفروشید. این یعنی بنزین از یک «کالای دولتی بیصاحب» تبدیل میشود به «دارایی شخصی قابلمعامله».
چرا این کسری، تقصیر «شرایط» نیست؟
امروز ایران روزانه بین ۵ تا ۱۵ میلیون لیتر کسری بنزین دارد. بعضی میگویند تقصیر تحریم است، بعضی میگویند تقصیر گرما یا خشکسالی. اما بیایید عددها را نگاه کنیم:
پالایشگاه ستاره خلیجفارس با ۹۰ درصدپیشرفت فیزیکی، سالهاست بهخاطر کمبود منابع نیمهکاره مانده. اگر کامل شود، روزانه ۱۰میلیون لیتر به تولید کشور اضافه میکند. یعنی با یک تصمیم، کل کسری امروز پوشش داده میشود.
واحد ایزوماکس پالایشگاه شازند بیش از ۱۸ماه خاموش است، درحالیکه روشنشدنش روزانه ۲ تا ۳میلیون لیتر بنزین و گازوئیل تولید میکند. چرا خاموش است؟ نه بهخاطر تحریم که بهخاطر کشمکشهای مدیریتی.
میانگین سن خودروهای ایران نزدیک ۱۵سال است و به ازای هر سال افزایش سن، مصرف سوخت ۳درصدبیشتر میشود. خودروی ۲۰ساله، نسبت بهخودروی ۵ساله، چیزی حدود ۴۵درصدبیشتر بنزین میسوزاند. الان حدود ۲میلیون خودروی بالای ۲۰سال در جادهها داریم که هرکدام مثل یک اژدهای بنزینخوار عمل میکنند.
برای اینکه ملموستر شود: اسقاط هر ۱۰۰هزار خودروی فرسوده، روزانه نیممیلیون لیتر صرفهجویی دارد. یعنی اگر فقط خودروهای بالای ۲۰سال را اسقاط کنیم، روزانه ۱۰میلیون لیتر صرفهجویی میکنیم، یعنی دقیقا به اندازه تولید پالایشگاه ستاره خلیجفارس!
گزارش مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد دهک دهم(ثروتمندترین قشر) ۷٫۵برابر دهک اول از یارانه بنزین استفاده میکند. چرا؟ چون ماشین دارد. در دهک اول، ۹۷درصد خانوارها ماشین ندارند. در دهک دوم، ۶۷درصد. در کل کشور، ۴۶درصد خانوارها اصلا خودرو ندارند، ۴۰درصد یک خودرو دارند، ۱۱درصد 2خودرو و فقط ۳درصد 3خودرو یا بیشتر.
یعنی وقتی یارانه را به «خودرو» میدهیم، در واقع از جیب نصف جامعه برمیداریم و به جیب آن ۵۴درصد میریزیم که عمدتا مرفهترند؛ این یعنی یارانه بنزین، یک یارانه ضدعدالت است.
یک تجربهای که عمدا کنار گذاشتهایم:
سال ۱۳۸۶، نخستین بار سهمیهبندی بنزین اجرا شد. مصرف از ۷۵میلیون لیتر در روز به ۶۵میلیون لیتر رسید(۱۵درصد کاهش)، درحالیکه تعداد خودروها در همان سالها دوبرابر شد. یعنی اگر سهمیهبندی نبود، مصرف میرفت به بالای ۱۰۰میلیون لیتر.
سال ۱۳۸۹، مرحله دوم هدفمندی یارانهها: قیمت بنزین ۷برابر، برق ۱۵برابر، گاز ۱۵برابر شد. مصرف بنزین ۵میلیون لیتر دیگر افت کرد. تورم ناشی از این آزادسازی حدود ۶درصد بود، نه ۵۰درصد که بعضی پیشبینی میکردند. جالبتر اینکه ضریب جینی(شاخص نابرابری) در آن سال یکی از بزرگترین کاهشهای تاریخ ایران را تجربه کرد؛ یعنی فقرا بیشتر از ثروتمندان سود بردند.
آذر ۱۴۰4، بنزین ۵۰۰۰تومانی جایگاه ارائه شد. حتی همین افزایش کوچک، ۶درصد کاهش مصرف به همراه داشت.
حالا این را مقایسه کنید با تجربه جهانی:
ترکیه در سال ۲۰۲۱ قیمت بنزین را ۲۵درصد افزایش داد و مصرف ۸درصد کاهش یافت.
آلمان با مالیات بر سوخت، مصرف را طی ۱۰سال ۱۲درصد کم کرد، بدون اینکه اعتراض خیابانی جدی رخ دهد.
حتی عراق که بنزین ارزانتری دارد، سهمیهبندی شخصی اجرا کرده و قاچاق را ۴۰درصد کاهش داده است.
چرا اینبار با دفعات قبل فرق دارد؟
برخی طرحهای قبلی یک عیب بزرگ داشتند: این تصور در میان عامه مردم شکل گرفته بود که سهمیه استفادهنشده میسوزد؛ یعنی اگر فردی تا پایانماه بنزین خود را مصرف نمیکرد، ناچار میشد آن را بزند تا از دست نرود. نتیجه، مسابقه برای مصرف بود، نه مسابقه برای صرفهجویی.
اما در طرح پیشنهادی:
سهمیهای که تا ۳ماه استفاده نشود، بهطور خودکار به قیمت روز بازار بهحساب شما واریز میشود.
یعنی برای نخستین بار، صرفهجویی، سودآور میشود.
این را تشبیه کنید به اجاره خانه یا قبض برق: اگر بدانی هر کیلووات اضافی را باید بپردازی، یا هر لیتر بنزین پساندازشده را پول میگیری، رفتارتان عوض میشود.
کشش قیمتی؛ عددی که همه رویش توافق دارند. سازمان برنامه و بودجه میگوید کشش قیمتی بنزین در ایران حدود ۰٫۷- است: یعنی اگر قیمت مؤثر ۱۰۰درصد بالا برود، مصرف ۷درصد پایین میآید. اما تجربه سالهای ۸۶ و ۸۹ نشان میدهد اگر مالکیت هم به معادله اضافه شود، این عدد به ۱۵ تا ۲۰درصد هم میرسد. تفاوت در چیست؟ در اینکه مردم وقتی بدانند بنزین، «دارایی شخصی» آنهاست، نه یک کالای عمومی، لذا با وسواس بیشتری با آن رفتار میکنند.
موتورسیکلتهای بدون پلاک و خودروهای فرسوده چه میشوند؟
طرح براساس «کد ملی» است، نه «پلاک خودرو». پس راننده موتورسیکلت بدونپلاک، کشاورزی که تراکتور دارد، یا خانمی که اصلا ماشین ندارد، همه به یک اندازه سهمیه میگیرند. این یعنی ۴۶درصد خانوارهای بیخودرو برای نخستین بار از یارانه بنزین بهرهمند میشوند.
آیا تورم سنگین ایجاد نمیشود؟
سال ۸۹، وقتی قیمت بنزین ۷برابر شد، تورم ناشی از آن ۶درصد بود، نه ۲۰ یا ۳۰درصد. دلیلش این بود که مابهتفاوت قیمت، بهصورت اعتبار بهحساب مردم واریز شد، نه اینکه یکشبه روی تابلو نوشته شود. در طرح جدید، قیمت توسط بازار کاملا مردمی کشف میشود، نه با یک بخشنامه دولتی؛ پس شوک روانی هم بسیار کمتر است.
زیرساخت فناوری آماده است؟
طرح کالابرگ الکترونیکی که برای کالاهای اساسی اجرا شد، زیرساخت مشابهی دارد و بدون مشکل جدی کار کرده است. سامانه جدید هم مستقیما به کارت سوخت وصل نیست، پس آسیبپذیریهای امنیتی سامانههای قدیمی را ندارد.
آیا انحصار ایجاد نمیشود؟
در بازاری با ۹۰میلیون نفر شرکتکننده و روزانه دهها میلیون لیتر عرضه، هیچ فرد یا گروهی نمیتواند قیمت را تعیین کند. این بزرگترین بازار رقابتی ممکن است.
قیمت بنزین درونسهمیه، ۱۵۰۰تومان است. اما هزینه تمامشده آن برای کشور(از اکتشاف تا پمپ) در سال ۱۳۹۸ حدود ۱۳هزار تومان بود. امروز بعضی کارشناسان میگویند این عدد به ۵۰ تا ۶۰هزار تومان رسیده است. یعنی هر لیتر بنزین ۱۵۰۰تومانی، در واقع ۳۰ تا ۴۰برابر خودش یارانه پنهان دارد که از جیب مردم، به شکل تورم، کسری بودجه و ارز وارداتی؛ دوباره گرفته میشود.
در نقاط مرزی، همین بنزین در بازار سیاه ۴۰ تا ۷۰هزار تومان فروخته میشود. این فاصله نجومی، یک اقتصاد قاچاق عظیم را سرپا نگه داشته که سالانه میلیاردها دلار از کشور خارج میکند. با طرح جدید، این فاصله از بین میرود، چون بنزین، دیگر، «ارزان بیصاحب» نیست.
اما راهحل بلندمدت را فراموش نکنیم. سهمیهبندی شخصی، یک مسکن نیست؛ یک داروی پایهای است. اما در کنارش باید:
پالایشگاههای نیمهکاره را تمام کنیم.
واحدهای خاموش را روشن کنیم(مثل ایزوماکس شازند).
خودروهای فرسوده را اسقاط کنیم(با مشوق، نه اجبار).
مدل مالکیت پالایشگاهها را از این حالت «نه دولتی، نه خصوصی» خارج کنیم.
یک نمونه موفق: آزادسازی صادرات گاز مایع پالایشگاهی در سال ۱۳۹۵. وقتی اجازه دادند پالایشگاهها بخشی از گاز را خودشان صادر کنند، در ۶سال، ۵۶۰میلیون دلار درآمد ایجاد شد و در یک سال به تنهایی به ۱٫۲میلیارد دلار رسید. این یعنی اگر مالکیت درست تعریف شود، حتی بهظاهر، از بیارزشترین منابع هم ثروت میسازیم.
بنزین ۱۵۰۰تومانی، عملا بنزین رایگان است. وقتی چیزی رایگان باشد، هر شهروندی(از سر همان عقل روزمره) ترجیح میدهد پیش از آنکه سهم رایگان به دیگری برسد، خودش مصرف کند. این الگوی مصرف بیرویه را صرفا با نصیحت یا تذکر نمیشود درمان کرد؛ فقط با یک اقدام: بیرونآوردن بنزین از حالت مال بیصاحب دولتی و تبدیلش به دارایی شخصی هر ایرانی.
آن وقت، نه با ترس از شوک، نه با شعارهای انتزاعی بلکه با همان حساب و کتاب معیشتی که هر خانواده در خانه دارد، مصرف پایین میآید؛ چون این بار، هر لیتری که صرفهجویی شود، پولش در جیب همان خانواده میماند، نه در جیب کسی که تصادفا ماشین گرانتر و پرمصرفتری سوار میشود.
قاچاق با حذف بنزین ارزان مهار میشود
فاصله قیمت بنزین یارانهای با بازار سیاه، اقتصاد قاچاق گستردهای ایجاد کرده است؛ با تبدیل سهمیه به دارایی شخصی، انگیزه قاچاق و خروج منابع مالی از کشور کاهش پیدا میکند.
یارانه بنزین، ضدعدالت است
دهکهای پردرآمد به دلیل برخورداری بیشتر از خودرو، سهم بزرگتری از یارانه بنزین میگیرند؛ درحالیکه ۴۶ درصد خانوارهای کشور اساسا خودرو ندارند و از این یارانه سهمی نمیبرند.
فرسودهها؛ عامل مهم مصرف سوخت
میانگین عمر خودروهای ایران نزدیک ۱۵ سال است و خودروهای فرسوده مصرف بالاتری دارند؛ اسقاط خودروهای بالای ۲۰ سال میتواند روزانه حدود ۱۰ میلیون لیتر در مصرف بنزین صرفهجویی ایجاد کند.