• شنبه 10 مرداد 1405
  • ١٧ صفر ١٤٤٨
  • 2026 Aug 01
شنبه 10 مرداد 1405
کد مطلب : 279580
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/32OvQ
+
-

تقویت مؤلفه‌های تمدن اسلامی در بستر اربعین حسینی

محمد‌مهدی ایمانی‌پور؛  رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی

اربعین حسینی، چند‌سالی است که از یک مناسک عظیم مذهبی فراتر رفته و به یکی از بزرگ‌ترین پدیده‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جهان معاصر تبدیل شده است. امروز این حماسه بزرگ، علاوه بر ساحت معنوی، دارای ظرفیت‌های بی‌نظیر گفتمانی، تمدنی و راهبردی است؛ موضوعی که موجب هراس دشمنان اسلام شده است. وحشت اردوگاه استکبار از مراسم اربعین حسینی صرفا به کثرت جمعیت آن ختم نمی‌شود؛ ترس اصلی آنها از تبدیل‌شدن اربعین به محلی برای پیوند ملت‌ها و جریان امت‌سازی‌ است. نگرانی آنان از شکل‌گیری یک گفتمان تمدن‌ساز است؛ تمدنی بر پایه زیست مومنانه، کریمانه و مقاوم.
اربعین فقط یک راهپیمایی نیست؛ نقشه راه آینده است. به همین دلیل، باید مراقبت کرد که ظرفیت و فرصت بی‌بدیل «اربعین» برای نمایش «جامعه آرمانی اسلام»، در سایه‌ سانسوررسانه‌های محور اصلی به محاق نرود. در جهانی که نبردها فقط در میدان نظامی تعیین تکلیف نمی‌شوند و بخش مهمی از منازعات در عرصه تصویر، ادراک، روایت و معنا جریان دارد، صیانت از پیام جهانی اربعین و انتشار آن یک رسالت همگانی و به‌ویژه نخبگانی است. اربعین می‌تواند و باید به یکی از مهم‌ترین مصادیق و جلوه‌های گویا و بارز «تمدن نوین اسلامی» بدل شود. به تعبیر رهبر شهیدمان حضرت امام خامنه‌ای‌(ره)، امروز «هدف هر مسلمان باید ایجاد تمدن اسلامی نوین باشد.» تمدن دارای ابعاد مختلفی است، از ابعاد فناورانه و علمی گرفته تا ابعاد اقتصادی و...‌ اما بیش و پیش از همه، پیدایش هر تمدنی نیازمند یک ایدئولوژی و مکتب فکری است. اربعین یکی از ارکان مهم این مکتب است. از آنجا که اربعین موجد و مقوم مؤلفه‌های تمدن اسلامی است، مورد دشمنی جبهه استکبار قرار دارد. با این توصیف، امت اسلامی باید نگاه خود به اربعین را از یک پیاده‌روی ساده معنوی به یک پدیده تمدن‌ساز تغییر دهد تا بتواند گام دوم انقلاب اسلامی را با شتاب بیشتری بپیماید. در این خصوص نکات مهمی وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد.
نخست آنکه در تحلیل‌های متعارف، آیین‌ها عموما در ذیل سنت‌های قومی و مذهبی قرار می‌گیرند اما رویداد سالانه اربعین حسینی به یک «زیرساخت ارتباطی» ذیل مفهوم مقاومت، تبدیل شده است؛ یک اجتماع بزرگ که نه ‌فقط تجمع، بلکه «اتصال» تولید می‌کند؛ اتصال میان ملت‌ها، زبان‌ها، طبقات اجتماعی، نسل‌ها و حتی تجربه‌های تاریخی متفاوت ذیل ارزش‌های نهفته در حماسه حسینی. در جریان اربعین‌ «هر انسان در حال حرکت»، «هر موکب در حال خدمت»، «هر گفت‌وگوی بین‌فرهنگی در مسیر» و «هر همنشینی بی‌واسطه» حکم نقاط اتصال یک منظومه تمدنی را ایفا می‌کنند. از نگاهی دیگر، اربعین یک «رسانه زنده» است که پیامش را با تجربه زیسته منتقل می‌کند. این ویژگی از اربعین یک مزیت راهبردی می‌سازد: امکان تولید هویت مشترک اجتماعی در مقیاس فراملی، در زمانی که جهان از بحران هویت جمعی رنج می‌برد. برای همین است که اربعین می‌تواند همزمان «اجتماعی»، «فرهنگی»، «سیاسی» و « تمدنی» باشد؛ بدون آنکه در یکی از این ساحت‌ها محصور شود.
نکته دوم، معطوف به چرایی ترس دشمنان اسلام و مقاومت اسلامی از پدیده اربعین و در نتیجه سانسور سیستماتیک آن از سوی رسانه‌های وابسته به جریان استکبار است. چنین وحشتی نمی‌تواند صرفا ناشی از حضور ده‌ها میلیونی زائران باشد. مسئله اصلی دشمن، «معنا» و «پیامی» است که در بطن و قامت اربعین حسینی تبلور پیدا می‌کند. «بازخوانی حماسه حسینی» در جریان راهپیمایی عظیم اربعین و «زنده نگه‌داشتن نهضت عاشورا» و ترویج مکتب مقاومت در برابر ظلم، دلیل اصلی این هراس است. علاوه بر این، اربعین در عمل نشان می‌دهد که می‌توان اجتماع عظیمی را بدون منطق منفعت‌طلبانه مادی، بدون ماشین تبلیغات رسمی و بدون انگیزه‌های مصرف‌گرایانه، حول یک «حقیقت» سازمان داد. این برای دشمنان کنونی بشریت یک تهدید محسوب می‌شود زیرا نظم ادعایی غرب حول مؤلفه‌های «فردگرایی»، «رفاه‌محوری» و «امنیت مبتنی بر سلطه» تعریف می‌شود. این در حالی است که اربعین حسینی، به جای فردگرایی، «امت‌سازی» و به جای ترس‌، «امید» را بازتولید می‌کند. همین‌جا نقطه تلاقی اربعین با مفهوم «مقاومت» روشن می‌شود. مقاومت در معنای عام خود، صرفا ایستادگی نظامی در برابر تجاوز نیست؛ مقاومت یعنی انتخاب زیست مؤمنانه در برابر سبک زندگی غیرفطری، مقاومت یعنی دفاع از کرامت در برابر مهندسی تحقیر، مقاومت یعنی حفظ حقوق ملت‌ها و برخورداری عادلانه از مواهب الهی. وقتی اربعین به‌عنوان «نقشه راه آینده» معرفی می‌شود، دقیقا منظور این است که اربعین طرحی نو برای «زیست متعالی اجتماعی» را به نمایش می‌گذارد. این همان چیزی است که دشمن از آن می‌ترسد؛ زیرا هرگاه یک مدل زیست جایگزین در جهان معنا پیدا کند، انحصار لیبرال دمکراسی به‌عنوان مدلی موفق در حکمرانی، می‌شکند.
نکته سوم اینکه بخش مهمی از منازعات امروز در جهان، در میدان ادراک، تصویر، روایت و معنا جریان دارد. در چنین جهانی، اربعین حسینی محدود به یک رویداد یا مراسم نیست؛ اربعین حسینی یک «دارایی راهبردی» در جنگ شناختی و متعاقبا، یک ظرفیت تمدن‌ساز جهانی محسوب می‌شود. طبیعی است که رسانه‌های دشمن نسبت به اربعین یا سکوت می‌کنند‌ یا ابعاد گسترده این حماسه را ساده‌سازی‌ ‌و تلاش می‌کنند آن را به یک مراسم قومی-مذهبی تقلیل دهند. این همان «سانسور ساختاری» است: حذف یک حقیقت تمدنی از میدان دید جهانی. وظیفه دلدادگان مکتب اربعین حسینی این است که چنین حماسه‌ای را با تکرار و به زبان قوم روایت کنند تا مخاطبان جهانی درک مؤثری از آن پیدا کنند. در این روایتگری صادقانه و قابل فهم برای مخاطبان جهانی، می‌بایست یک «جامعه آرمانی» در مقیاس بزرگ نمایش داده ‌‌شود؛ جامعه‌ای که در آن عناصر کلیدی تمدن نوین اسلامی قابل مشاهده می‌شود: اخلاق اجتماعی، کرامت انسانی، مشارکت داوطلبانه، همزیستی، عدالت‌خواهی و معنویت فعال. اربعین نشان می‌دهد که معنویت می‌تواند «سازمان‌دهنده اجتماعی» باشد، نه صرفا تجربه‌ای فردی و منزوی. از این زاویه، اربعین به‌تعبیر دقیق، یک «بستر تمدنی» است: نمونه‌ای فشرده از اینکه اگر ارزش‌های دینی به میدان جامعه بیایند، می‌توانند نظمی بی‌بدیل تولید ‌کنند.
این منظومه، برای آینده پیام تمدنی روشنی دارد: جهان پسالیبرال، به یک بنیاد اخلاقی و معنایی جدید نیازمند است. اربعین می‌تواند معتبرترین منابع الهام برای این بنیاد باشد؛ نه از راه شعار، بلکه از مسیر تجربه واقعی یک جامعه در حرکت. راهبرد ما در چنین وضعیتی روشن است: ظرفیت بی‌بدیل اربعین برای نمایش جامعه آرمانی نباید زیر سایه سانسور و تحریف به محاق برود. اربعین اگر درست روایت و درست شبکه‌سازی شود، بارزترین جلوه‌ تمدن نوین اسلامی خواهد بود.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید