نجات انرژی با بلوغ اجتماعی
از خاموشکردن یک چراغ تا روشنماندن آینده؛ صرفهجویی دیگر اجبار نیست، انتخاب عمومی است
فاطمه عسکرینیا | روزنامهنگار
صدای کولر هنوز از پنجرهها میآید، اما انگار دیگر مثل گذشته بیوقفه کار نمیکند. مادر، بیآنکه چیزی بگوید چراغ اتاق خالی را خاموش میکند. پدری هنگام خروج از خانه، یکبار دیگر شیر آب را چک میکند. بچهای از پشت میز شام به پدرش یادآوری میکند: «بابا کولر رو یه درجه کمتر کن.» هیچ قانون تازهای برای این رفتارها نوشته نشده اما انگار میان مردم یک قرار نانوشته شکل گرفته است؛ اینکه این روزها باید بیشتر از قبل حواسشان به آب، برق و آینده باشد. شرکت توزیع برق تهران بزرگ اعلام کرده اوج مصرف برق پایتخت نسبت به برآوردهای اولیه حدود ۱۱ درصد کمتر شده است. البته این تنها خبر خوب در مورد مصرف انرژی در پایتخت نبود؛ چرا که بنابر اعلام مسئولان حوزه آب در پایتخت سرانه مصرف آب تهرانیها از ۱۹۰ لیتر به ۱۵۷ لیتر در شبانهروز رسیده است.اینها فقط چند عدد نیست؛ پشت این اعداد، یک تغییر آرام در رفتار مردم دیده میشود؛ تغییری که شاید از خود آمارها مهمتر باشد و آن هم همدلی و همراهی مردم در صرفهجویی انرژیهایی که قرار نیست تا ابدالدهر وجود داشته باشند. سالها بود هر بار صحبت از صرفهجویی میشد، عدهای با بیتفاوتی میگفتند: «مصرف من که تأثیری ندارد.» بعضیها هم از روی لجبازی، توصیهها را جدی نمیگرفتند اما حالا انگار ماجرا فرق کرده است. جامعه، آرامآرام به این نتیجه رسیده که آب و برق فقط متعلق به امروز نیست؛ سهم بچههایی هم است که قرار است فردا در همین شهر زندگی کنند. باید اعتراف کنیم که نگرانی از آینده، دیگر فقط دغدغه کارشناسان محیطزیست نیست؛ وارد آشپزخانهها شده، کنار شیر آب ایستاده و خودش را روی دمای کولر نشان میدهد.
وقتی «من» جای خودش را به «ما» داد
جامعهشناسان میگویند بحرانها همیشه فقط ویران نمیکنند؛ گاهی آدمها را به هم نزدیکتر میکنند. روزهای سخت، اگرچه خستهکنندهاند، میتوانند حس مسئولیت جمعی را بیدار کنند. حالا این اتفاق خوب بعد از بحرانهایی روی داده که ما پشت سرگذاشتهایم؛ از بحران کمبود آب و برق گرفته تا جنگ و... بحرانهایی که دل مردم را به هم نزدیکتر کرد. داوودمیرسعیدی، جامعهشناس معتقد است جامعه ایران در سالهای اخیر به مرحله تازهای از بلوغ اجتماعی رسیده است. او میگوید: «مردم امروز بهتر از گذشته میدانند منابع طبیعی پایانناپذیر نیست. اگر سالها قبل بعضی افراد خاموش نکردن یک چراغ یا باز گذاشتن شیر آب را مسئله مهمی نمیدانستند، امروز نگاه متفاوتی پیدا کردهاند. جامعه متوجه شده هر قطره آب و هر کیلووات برق، بخشی از سرمایه نسل آینده است.»
بهگفته او شاید این تغییر، مهمترین دستاورد روزهای سخت باشد. جامعهای که تا چند سال پیش صرفهجویی را بیشتر با اجبار، قبضهای سنگین یا محدودیتها میشناخت، امروز آن را از زاویه دیگری میبیند؛ از زاویه مسئولیت. مردم کمکم پذیرفتهاند که آب و برق فقط متعلق به امروز نیست؛ سهم فرزندانی است که قرار است فردا در همین شهر نفس بکشند. همین تغییر نگاه است که یک توصیه ساده را به یک فرهنگ عمومی تبدیل میکند. این تغییر را نباید فقط نتیجه تبلیغات یا بخشنامهها دانست؛ «وقتی یک جامعه چند بحران را پشت سر میگذارد، اگر سرمایه اجتماعیاش حفظ شده باشد، مردم رفتار مسئولانهتری پیدا میکنند. آنها دیگر فقط به آسایش امروز خودشان فکر نمیکنند؛ آینده فرزندانشان را هم میبینند.»
صرفهجویی؛ از اجبار تا انتخاب
شاید تا چند سال پیش خاموش کردن یک چراغ اضافه فقط برای کمترشدن مبلغ قبض بود، اما امروز ماجرا شکل دیگری پیدا کرده است. فروشندهای که کولر گازی مغازه را یک درجه میکند. همسایهای که به دیگری یادآوری میکند شیر آب را باز نگذارد یا کارمندی که آخر وقت چراغهای اداره را خاموش میکند، شاید هیچکدام احساس قهرمان بودن نداشته باشند، اما همه آنها بخشی از یک تغییر بزرگترند، تغییری که از «صرفهجویی» عبور کرده و به «مسئولیت اجتماعی» رسیده است. امروز بسیاری از مردم دیگر نمیخواهند فرزندانشان سالهای بعد، با بحرانهای شدیدتر آب و خاموشیهای گسترده روبهرو شوند. آنها خوب میدانند اگر امروز بیمحابا مصرف کنند، هزینهاش را نسل بعد خواهد پرداخت.
بلوغی که در آمارها دیده نمیشود
سرمایه اجتماعی همیشه خودش را در راهپیماییها یا روزهای بحران نشان نمیدهد؛ گاهی در خاموش شدن یک لامپ اضافه دیده میشود؛ در کوتاهتر شدن زمان دوش گرفتن؛ در بستن شیر آبی که بیدلیل باز مانده است.این رفتارها شاید کوچک باشند، اما وقتی میلیونها نفر همزمان آنها را انجام میدهند، به یک فرهنگ تبدیل میشوند؛ فرهنگی که نه با اجبار شکل گرفته و نه با ترس بلکه با آگاهی.
رفتار بالغانه مردم
شاید مهمترین خبر این روزهای تهران، نه ۱۱درصد کاهش مصرف برق باشد و نه آمار کمترشدن مصرف آب. خبر مهمتر این است که جامعه، آرامآرام دارد بالغانهتر رفتار میکند. امروز بسیاری از شهروندان فهمیدهاند منابع طبیعی، ارثیه یک نسل نیست؛ امانتی است که باید سالم به نسل بعد برسد. شاید خاموش کردن یک چراغ در ظاهر فقط چندوات مصرف برق را کمتر کند اما وقتی میلیونها نفر همین تصمیم کوچک را میگیرند، در واقع آینده را روشنتر میکنند.