تمثال آوین بر دیوار خانه
مادر شهید که هنوز بهدلیل قطعشدن پای چپ و آسیب روحی نتوانسته به خانه طبقه دوم خود بازگردد و در منزل مادرش است، امکان حضور در آیین نصب تمثال آوین روی دیوارخانهشان را نداشته است اما با دیدن ویدئوها و عکسهای آن روز بینهایت دلگرم شده و میگوید: «در میلاد باسعادت حضرت معصومه(س)، کوچهمان به اسم آوین شد. تمثالی از آوین روی دیوار منزل نصب شده است که مایه افتخار و سربلندیماست.»
مادر آوین شنیده است اهالی محله شهرری، دوستان و همکلاسیهای مدرسه طواف و معماریان، هر شب پس از پیادهروی در تجمعات شبانه پرچم کوچکی پای آن تمثال میگذارند. مادر اینجا دلش میخواهد از جاذبه دخترش بگوید: «آوین مثل شیشه عطری خوشبو بود که وقتی در جمعی حضور پیدا میکرد عطرش فضا را فرامیگرفت، نظر همه را جلب میکرد و همه عاشقش میشدند.»
اینروزها نبود آوین بیش از هرکسی شاید برای امیرعلی، برادر ۶ساله و همبازیاش سخت است؛ برادری که شب شهادت خواهر، خودش همراه مادر و مادربزرگش دچار جراحت شد. مادر درباره حال و احوال امیرعلی میگوید: «خیلی روزهای سختی است. او نهتنها خواهر بلکه همدم و رفیقش را از دست داد ولی انگار خدا آن صبر را به دل امیرعلی هم بخشیده است که کمی راحتتر این روزها را پشت سر بگذارد.»