سربازان گمنام روشنایی
روایت کارکنان صنعت برق هرمزگان که در روزهای جنگ با عملیاتهای اضطراری، مانع خاموشی جنوب شدند
رابعه تیموری | روزنامهنگار
وقتی پل کهورستان، تپه اللهاکبر، پلهای ورودی و خروجی حاجیآباد و ٦ محور مواصلاتی دیگر استان هرمزگان مورد حمله دشمن قرار گرفتند و بخش زیادی از مناطق مسکونی و نظامی استان در تاریکی فرو رفتند، تصور و انتظار که این خاموشی و قطعی برق گسترده در کمتر از یک ساعت رفع شود و روشنایی به مناطق آسیبدیده بازگردد، دور از واقعیت بهنظر میرسید. آستین بالا زدن جانانه حمید ساعدپناه و همکارانش برای متوقف نشدن چرخ صنعت برق باعث شد تا این تصویر دور به واقعیت تبدیل شود و حاضر به یراق بودن سربازان وطن در عرصه صنعت برق به رخ کشیده شود. ساعدپناه، مدیرعامل شرکت توزیع برق استان هرمزگاندر اینروزها که خطه جنوب بیش از گذشته با تنگناها و مشکلات جنگ دستوپنجه نرم میکند با همکارانش در دمای 36تا40درجه سانتیگراد، بیهیاهو تلاش میکنند تا جریان زندگی در این گوشه از سرزمینمان بیوقفه ادامه داشته باشد.
حمله دشمن به مناطق مسکونی
از همان صبح روز نهم اسفندماه که جنگ تحمیلی سوم آغاز شد، جهادگران صنعت برق استان هرمزگان آرایش جنگی بهخود گرفتند و در حالت آمادهباش قرار گرفتند تا اگر مکانی بر اثر حمله دشمن دچار قطعی برق و خاموشی شد، برای تامین روشنایی منطقه آسیبدیده زودتر دستبهکار شوند، اما اوج پرمشغلگی آنها در روزهای اخیر بوده که جنوب کشور، بیشاز گذشته مورد تهاجم واقع شده است. ساعدپناه، مدیرعامل شرکت توزیع برق استان هرمزگان درباره اتفاقات اینروزها میگوید: «بسیاری از پلهایی که مورد حمله قرار گرفتند در مناطق مسکونی قرار داشتند که بر اثر موج انفجار شبکهها و پستهای توزیع برق همجوارشان هم تخریب شدند. یکی از این پلهای مهم، پل کهورستان بود که 2روستا را به هم متصل میکرد و با تخریب آن برق چند روستا قطع شد. در بمباران دکلهای رادیویی و محور حاجیآباد هم برق بسیاری از مناطق مسکونی آسیبدیدند. در بمباران مناطق نظامی هم قطعیهای برق گستردهای داشتیم که تعداد زیادی از ساکنان این مناطق را دچار مشکل کرد.»
امدادرسانی اورژانسی
اغلب حملات دشمن در مناطق مسکونی و نظامی جنوب کشور، نیمهشب اتفاق افتاده و این مسئله اهمیت کار متولیان صنعت برق را دوچندان کرده است: «بسیاری از بمباران پلها و اختلالات برق، نیمهشب اتفاق افتاده و ما برای اینکه از ناامنی محل آسیبدیده جلوگیری کنیم و امدادرسانی به شهدا و مجروحان با مشکلی مواجه نشود، باید در کمترین زمان در محل حاضر میشدیم.» این عملیاتهای اورژانسی هم فوتوفنی داشته که ساعدپناه و همکارانش برای مواجهه با شرایط جنگی پیشبینی کردهاند: «در بسیاری از مناطق آسیبها و خسارات به شبکه توزیع برق شدید بود و در حالت معمول مدتها طول میکشید تا اصلاح و رفع عیب شوند، اما بهدلیل خاص بودن شرایط، ما راهها و روشهای میانبر را اجرا کردیم تا طولانی شدن خاموشیها از نظر روانی روی مردم تأثیر نگذارد.»
احیا در کوتاهترین زمان
کوتاه بودن زمان قطعیهای برق در مناطق بمبارانشده، توانمندی همکاران ساعدپناه را به خوبی نشان میدهد: «در نخستین شب حمله دشمن به جنوب کشور، ١٢ خط برقرسانی دچار آسیب شد که بسیاری از آنها حدود نیم ساعت بعد به مدار برگشتند. این خطوط توزیع برق آسیبدیده در قشم، بندرلنگه، سیریک و رودان قرار داشتند. متوسط زمان احیای خطوط در قشم ٣۵دقیقه، بندرلنگه ١۵دقیقه و در سیریک ١٠ دقیقه بود. تعداد خطوط و میزان خسارت خطوط رودان بیشتر از سایر نقاط بود که احیا و بازگشت به مدار آنها حدود ٤٠دقیقه طول کشید.»
برقرسانی در میناب
ساعدپناه و همکارانش در عملیاتهایی که برای برقرسانی به نقاط حادثهدیده داشتهاند، شاهد اتفاقات تلخ و شیرین بسیاری بودهاند: «در یکی از مأموریتها، همکارانم با دیدن شرایط یکی از مصدومان و آسیب دیدگان جنگ که برای درمان به تجهیزات خاصی نیاز داشت، موتور برق تهیه کردند و شرایطی فراهم آوردند که در منزلش خاموشی پیش نیاید و درمانش با مشکل مواجه نشود. نیروهای ما، وقتی مدرسه میناب مورد حمله قرار گرفت، در نخستین فرصت خود را به آنجا رساندند و با آنکه احتمال دومین انفجار وجود داشت، روشنایی و امکانات سرمایشی مناطق آسیبدیده را فراهم کردند تا کمی از بار مشکلات خانوادههای داغدار کمشود.»
آمادهباش در سایه جنگ
تهدید زیرساختها از سوی دشمن باعث شد تا مسئولان صنعت برق استان هرمزگان، تمرکز نیروها را در مکانهای پرخطر کم کنند: «نیروهای ما مدتها روز و شبشان را زیر سایه درختان سر میکردند و با وجود گرمای طاقتفرسای هوا شبانهروزی مثل نیروهای نظامی، در فضای آزاد در حالت آمادهباش به سر میبردند تا اگر به کمک آنها نیاز داشتیم بهموقع در محل حادثه حاضر شوند. اغلب بمباران پلها هم نیمهشب و بعد از ساعت ٢٣ اتفاق میافتاد و آنها بسیاری از اوقات، شب تا صبح مشغول کار بودند.»
دو مرحلهای بودن بسیاری از حملات دشمن باعث میشود، حضور در نقاط بمباران شده در نخستین ساعات حادثه با خطرات زیادی همراه باشد، نکتهای که ساعدپناه در مورد آن توضیح میدهد: «موارد زیادی پیش آمده که وقتی همکارانمان مشغول احیا و تعمیر برق منطقه بمباران شده بودند، دوباره حمله شده و آنها درحالیکه کاملا در خطر بودند، محل را ترک نکردند. حتی در مواردی که منطقه تخریبشده، جزو نقاط نظامی بود و نظامیان حاضر در محل امدادرسانی، از همکارانمان میخواستند تا خود را به محل امن برسانند اما نیروهای ما قبول نکردند و گفتند همانطور که نیروهای نظامی برای دفاع از مردم در معرض خطر هستند، ما هم جانمان را بر سر ادای وظیفه خود میگذاریم.»