• چهار شنبه 31 تیر 1405
  • ٧ صفر ١٤٤٨
  • 2026 Jul 22
سه شنبه 30 تیر 1405
کد مطلب : 279044
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/gL6pr
+
-

تولد نسل‌ظلم‌ستیز در غرب

یادداشت
تولد نسل‌ظلم‌ستیز در غرب

محمد مهدی ایمانی پور؛ ‌رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی 

انتشار نتایج نظرسنجی جدید «هاروارد- هریس» در ‌ماه جاری (جولای سال 2026) شوک تازه‌ای به حکمرانان غربی‌-صهیونیستی در کاخ سفید وارد ساخته است. نتایج این نظرسنجی نشان می‌دهد که حدود 60درصد جوانان زیر ۲۴سال در آمریکا حمایت خود را از جبهه مقاومت فلسطین در برابر رژیم صهیونیستی اعلام کرده‌اند(1). زمانی که خروجی این نظرسنجی را در کنار دیگر پایش‌ها و تحقیقات میدانی در غرب قرار دهیم، به نتایج مهمی درخصوص تأثیر‌گذاری نسلی در غرب بر معادلات حکمرانی دست خواهیم یافت. در این خصوص نکاتی وجود دارد که لازم است مورد توجه قرار گیرد:
نخست اینکه طی سال‌های اخیر، یکی از مهم‌ترین و امیدبخش‌ترین تحولات در عرصه افکار عمومی جهان، بیداری نسل جدید در غرب نسبت به واقعیت‌های پنهان‌مانده نظام بین‌الملل بوده است؛ نسلی که ظلم، اشغالگری و توحش صاحبان قدرت در آمریکا و رژیم صهیونیستی را به وضوح درک کرده و دیگر حاضر نیست وقایعی مانند جنگ غزه، جنگ لبنان، جنگ تحمیلی سوم و... را از دریچه رسانه‌های وابسته به جریان سلطه و روایت‌های یک‌سویه و معکوس آنها ببیند. این نسل، در میانه انبوهی از خبرسازی‌ها، سانسورها و استانداردهای دوگانه، به‌تدریج راه خود را به‌سوی حقیقت باز کرده و با صدایی رساتر از گذشته، علیه اشغالگری، تجاوز، تبعیض و بی‌عدالتی موضع گرفته است. این بیداری، صرفا یک واکنش احساسی یا موجی زودگذر نیست بلکه نشانه‌ای عمیق از تغییر در فهم سیاسی و اخلاقی جامعه غربی و مقدمه‌ای برای عبور از ساختار ظلم‌محور در نظام بین‌الملل است.
نکته دوم اینکه برای دهه‌های طولانی، نظام بین‌الملل بر پایه نوعی نابرابری سازمان‌یافته شکل گرفته است؛ نظمی که در آن، قدرت‌های بزرگ می‌کوشند منافع خود را با زبان حقوق بشر، امنیت، آزادی و دمکراسی توجیه کنند، اما در عمل، در برابر رنج ملت‌های مظلوم یا سکوت می‌کنند و فراتر از آن، خود در بازتولید این رنج به ایفای نقش می‌پردازند. آنچه این نظم ظلم‌محور را تا امروز حفظ کرده، صرفا تجاوز نظامی و فشارهای اقتصادی بر ملت‌های آگاه نبوده است. خلق شبکه‌های تبلیغاتی وسیع و تسلط بر افکار عمومی و مدیریت روایت‌ها سهم بزرگی در شکل‌گیری و استمرار این روند داشته است. از همین رو، هرگاه افکار عمومی از کنترل روایت‌های رسمی خارج شود، یکی از ستون‌های اصلی این نظم ناعادلانه به لرزه درمی‌آید. در این میان، نقش جوانان غربی برجسته‌تر از هر زمان دیگری است. آنان به‌دلیل دسترسی گسترده به شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌های مستقل، روایت‌های میدانی و تجربه زیسته ملت‌های دیگر، کمتر از نسل‌های پیشین در چارچوب رسانه‌های جریان اصلی باقی مانده‌اند. دانشجویان، فعالان اجتماعی، روزنامه‌نگاران مستقل و گروه‌های مردمی در غرب، امروز بیش از گذشته می‌پرسند که چرا در جهان معاصر، جان برخی انسان‌ها ارزشمندتر از دیگران تصویر می‌شود؟ چرا اشغالگری در جایی نادیده گرفته می‌شود و دفاع در جای دیگر تروریسم نام می‌گیرد؟ چرا تجاوز، محاصره، کشتار و کوچ اجباری، وقتی از سوی متحدان آمریکا و رژیم صهیونیستی انجام می‌شود، با سکوت یا توجیه همراه است؟ این پرسش‌ها، ساده نیستند؛ آنها بنیان‌های مشروعیت نظم غربی را به چالش می‌کشند. وقتی نسل جدید در قلب کشورهای مدعی آزادی و عدالت، علیه اشغالگری و تجاوز به خیابان می‌آید، در دانشگاه‌ها تحصن می‌کند، در فضای عمومی روایت‌های رسمی را به پرسش می‌گیرد و از مظلومان جهان دفاع می‌کند، در واقع دارد فاصله میان شعار و واقعیت را آشکار می‌سازد؛ این همان نقطه‌ای است که بیداری اخلاقی به کنش سیاسی تبدیل می‌شود.
نکته پایانی معطوف به تأثیر بیداری نسل جدید آمریکا و اروپا در انهدام نظم خودساخته غربی است. بیداری جوانان غربی از چند جهت می‌تواند در ‌گذار از ساختار ظلم‌محور نظام بین‌الملل نقش‌آفرین باشد. این بیداری، انحصار روایت را می‌شکند. تا زمانی که قدرت‌های بزرگ بتوانند افکار عمومی خود را با زبان رسانه، سرگرمی و ترس مدیریت کنند، امکان تداوم سیاست‌های سلطه‌گرانه برایشان فراهم است‌ اما وقتی نسل جوان، روایت رسمی را بی‌چون‌وچرا نمی‌پذیرد، نخستین شکاف در دیوار مشروعیت شکل می‌گیرد.
همچنین این بیداری، فشار اجتماعی بر دولت‌ها و نهادهای سیاسی غربی را افزایش می‌دهد. دولت‌ها، هرچند ممکن است در کوتاه‌مدت به فشار افکار عمومی بی‌اعتنا باشند‌ اما در بلندمدت نمی‌توانند از تغییرات عمیق در جامعه خود چشم بپوشند. اعتراض‌های دانشجویی، جنبش‌های مدنی، کمپین‌های مردمی و مطالبه‌گری عمومی، به‌تدریج تصمیم‌سازان را ناچار می‌کند نسبت به سیاست‌های تبعیض‌آمیز، حمایت از اشغالگری و مشارکت در جنگ‌افروزی پاسخگو باشند.
مهم‌تر آنکه نسل جدید غرب در حال بازتعریف مفهوم همبستگی انسانی است. در جهانی که مرزها، رسانه‌ها و منافع سیاسی تلاش می‌کنند انسان‌ها را از هم جدا کنند، جوانان بیدار غربی نشان داده‌اند که می‌توان از جغرافیا عبور کرد و با معیار وجدان، عدالت و حقیقت کنار مظلوم ایستاد. این همبستگی فراملی، یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌ها برای ساختن جهانی انسانی‌تر و عادلانه‌تر است.
با این حال، نباید تصور کرد که این مسیر، آسان و بی‌هزینه است. ساختارهای ظالم، به‌سادگی اجازه فروپاشی روایت‌های مسلط را نمی‌دهند. تخریب شخصیت فعالان، محدودسازی آزادی بیان، فشار بر دانشگاه‌ها، برچسب‌زنی به معترضان و امنیتی‌کردن مطالبه عدالت، بخشی از واکنش طبیعی نظام‌های سلطه‌محور به این بیداری است. اما تجربه نشان داده است که اگر یک تحول، ریشه در وجدان عمومی و آگاهی نسلی تازه داشته باشد، با سرکوب کامل از میان نمی‌رود‌ بلکه در اشکال تازه‌تری بازتولید می‌شود. این پدیده، نشانه عبور تدریجی جهان از مرحله‌ای است که در آن قدرت، تنها معیار حقانیت بود. امروز نسلی در حال شکل‌دادن به افق تازه‌ای است که در آن، حقیقت را نه اتاق‌های فکر قدرت، بلکه وجدان‌های بیدار انسان‌ها تعیین می‌کنند. گسترش این آگاهی در بطن شبکه‌ای پایدار از کنش مدنی، فکری و رسانه‌ای، یکی از مهم‌ترین عوامل در تضعیف ساختار ظلم‌محور و زمینه‌سازی برای نظمی عادلانه‌تر در جهان خواهد بود.
به بیان روشن‌تر، آینده نظام حکمرانی غرب نه در اتاق‌های فکر امروزی دشمنان‌ بلکه در دانشگاه‌ها، خیابان‌ها، شبکه‌های اجتماعی و ذهن جوانانی نوشته می‌شود که دیگر حاضر نیستند شریک سکوت در برابر اشغالگری و تجاوز باشند. این بیداری، شاید هنوز راهی طولانی در پیش داشته باشد‌ اما بی‌تردید یکی از روشن‌ترین نشانه‌های تغییر واقعی به شمار می‌آید.
پی‌نوشت:
https://www.thecanary.co/global/2026/07/18/israel-vs-hamas-poll/


 

این خبر را به اشتراک بگذارید