پاتوق چپدستها
کافهای متفاوت در تهران که تجربهای بیدردسر و اختصاصی برای چپدستها رقم میزند
رابعه تیموری | روزنامهنگار
برخلاف راستدستها، دست چپشان تر و فرز است و جور کاهلی دست راستشان را هم میکشد. بیعلامتبودن محدودیتشان باعث شده کسی به نیازهای آنها توجهی نداشته باشد و ناگزیر باشند عمری مشقت استفاده از رایانه، دستگاه کارتخوان، قیچی، نیمکت و دیگر وسایل مناسب برای راستدستها را بهجان بخرند. همین بیتوجهی جامعه نسبت به ویژگیهایشان، آنها را واداشته بهدنبال پاتوق و محلی بگردند که در چینش و بهکارگیری ابزارها تا شیوه خدماترسانی، شرایط آنها را درنظر گرفته باشند و اینجا همانجایی است که میتوانند یک دل سیر نوشیدنی بخورند، بدون آنکه نگران برخورد دستشان با آرنج آدم کناریشان باشند. میتوانند با دست چپشان ساعتها بنویسند، ولی کسی که کنارشان نشسته، اصلا غر نزند و از در هم پیچیدهشدن دستهایشان گلایهای نکند. اینجا یک کافه رستوران مخصوص چپدستهاست که البته ورود راستدستها به داخل آن ممنوع نیست.
امکانات ویژه برای متفاوتها
روی تابلوی فیروزهای رنگ سردر کافه عبارت «کافهرستوران چپدستها» به چشم میخورد و وقتی پلههای ورودی آن را طی میکنید، تصاویر تابلوهای مختلفی که روی دیوار آجرنمای کافه دنج و نیمهتاریک جا گرفتهاند، پررنگترین المانهایی هستند که متفاوتبودن این فضا را یادآوری میکنند؛ از کوکیهای خوشمزهای که سمت چپ بشقاب پذیرایی چیده شدهاند تا آدم چپدستی که فنجان قهوهاش جلوی دست چپش قرارگرفته است. قسمت هیجانانگیز ماجرا زمانی است که مشتریان، پشت میز مینشینند و خانم بابایی و همکارانش قرار است از آنها پذیرایی کنند. علائم روی میزها محل نشستن چپدستها را مشخص کرده تا خیالشان آسوده باشد که با همان دست چپ تر و فرزشان میتوانند به آسانی نوشیدنی خود را بردارند یا موقع گرمشدن اختلاطشان دست آزاد خود را در هوا تکان دهند، بیآنکه نگران ایجاد مزاحمت برای آدمهای مجاورشان باشند. هنرنمایی خانم باریستا هم مطابق سلیقه مشتری است و طوری قلب سرگردان یا به قولی «آرت» قهوه را روی فومها شکل میدهد که وقتی مشتری چپدستشان نوشیدنیاش را مینوشد، تا خالیشدن فنجان، شکل آرت برعکس نشود. صندلی تحریرهای مخصوص هم در گوشهوکنار کافه گذاشته شده تا مشتریان برای لحظاتی لذت آسوده و بیدغدغه نوشتن را تجربه کنند.
ورود راستدستها آزاد است
برخلاف جاهای دیگر شهر در این کافه جمعوجور، اولویت با چپدستهاست و تخفیف ١۵درصدی صورتحساب هم فقط به آنها تعلق میگیرد، ولی راستدستها هم میتوانند از فضای کافه استفاده کنند تا زیبایی تحمل تفاوتها را کنار چپدستها احساس کنند. محمد بابایی که این کافه رستوران متفاوت را راه انداخته، بارها شاهد واکنشهای جالب راستدستها هنگام استفاده از امکانات چپدستها بوده است: «بسیاری از آنها تابهحال به محدودیتهای این افراد حتی فکر هم نکردهاند و وقتی با دست چپشان مینویسند یا از قیچی، دربازکن و نیمکت استفاده میکنند، تازه متوجه مشکلات چپدستها میشوند.» مشتریان محمد جورواجور هستند و در میان آنها اصناف مختلف به چشم میخورد: «بسیاری از آنها با دیدن این فضا داوطلب میشوند که در صنف خود به چپدستها خدمات ویژهای اختصاص دهند. مثلا یکی از نورولوژیستها نقشه مغزی چپدستها را با ۵٠درصد تخفیف به آنها ارائه میکند و دندانپزشک چپدستی که مشکلات این طیف را از نزدیک احساس کرده به چپدستها خدمات ویژهای ارائه میدهد.» محمد و خواهرش مهتاب از سالها پیش در صنف کافهدارها مشغولند و وقتی شنیدهاند انجمن چپدستان قرار است برای این گروه از افراد جامعه پاتوقی ایجاد کند، داوطلب شدهاند که به آنها کمک کنند. آنها و 2همکارشان راستدست و ۴ نفر دیگری که در کافه رستوران کار میکنند چپدست هستند.
انجمنی برای چپدستها
کافه رستوران چپدستها اواخر سال گذشته تاسیس شد و قرار است ٢٢ مردادماه همزمان با روز جهانی چپدستها بهصورت رسمی افتتاح شود اما سررشته دایرشدن آن به سال ١٣٩٤ میرسد که انجمنی برای این طیف از جامعه پا گرفت. سیدحسین حسینی که از بانیان انجمن است و دبیری آن را بر عهدهدارد، میگوید: «هدف ما از تشکیل انجمن چپدستها، ایجاد محلی برای دیدار، تبادل احساسات و اشتراک تجربیات این گروه از اعضای جامعه بود، اما اداریبودن فضای انجمن باعث شده بود مراجعان ما از این محل استقبال زیادی نکنند، به همین دلیل ایده راهاندازی پاتوق و محلی برای دورهمیهای افراد چپدست در ذهنمان شکل گرفت که عملیاتیشدن آن ١٠سال به درازا کشید.» حسینی که جزو اعضای جامعه چپدستان است، پیش از ورود به دنیای بزرگسالی از اینکه گاهی در توجه به این تفاوت و شاخصه طیف چپدستان تا مرز تعبیر آن به «معلولیت» پیش میرفتند، دل خوشی نداشته؛ «سال ١٣٧٦ که در کنکور ورودی دانشگاه شرکت کردم، روی برگه مشخصات داوطلب، چپدستی هم بهعنوان یکی از معلولیتهای احتمالی نوشته شده بود که به من حسابی برخورد و از دیدن این گزینه ناراحت شدم.» به همین دلیل هم برای فرهنگسازی در مورد پذیرش به دور از انگزنی این محدودیت آستین بالازده: «٢٠ هزار چپدست عضو انجمن هستند، ولی ٨میلیون نفر از ایرانیان جزو چپدستها هستند.»