آیا شلیک ایران به کشتیهای تجاری قانونی است؟
پاسخ ساده نیست؛ چون ماجرا در تنگه هرمز، ذیل قواعد جنگ دریایی بررسی میشود.
الکساندر لات، استاد حقوق دریاها، میگوید: 3مبنای حقوقی میتواند مطرح باشد.
اول، اگر کشتیهای جنگی آمریکا یا اسرائیل، کشتیهای تجاری را اسکورت کنند، آن کشتیها ممکن است طبق دستورالعمل سنرمو، بخشی از عملیات دشمن و در نتیجه هدف نظامی تلقی شوند.
دوم، چون آمریکا در سواحل کشورهای عربی خلیجفارس پایگاه نظامی دارد و از این منطقه برای عملیات استفاده میکند، ایران میتواند استدلال کند که این خطوط ساحلی در خدمت دشمن هستند و مشمول محاصره دریایی میشوند.
سوم، در شرایط بسیار شدید جنگی، کشور ساحلی ممکن است برای حفاظت از خود، عبور دریایی و حتی پرواز بر فراز تنگه را محدود یا متوقف کند.
پس از نگاه این حقوقدان، اصل ماجرا فقط «کشتی تجاری» نیست؛
مهم این است که آن کشتی در جنگ چه نقشی دارد.
و اما این 3 استدلال آقای حقوقدان، جدا از یک نکته مهم است؛ آمریکا پیشتر با ایران توافقی داشته و آنرا نقض کرده است که این موضوع، بحث حقوقی مستقلی از قواعد جنگ دریایی خواهد بود.
ماجرای عمان نشان داد
که مذاکره و میدان یکی است
سالها تلاش شد میان دیپلماسی و میدان دوگانه ساخته شود.
یکبار ظریف در گفتوگو با سعید لیلاز گفت میدان حاجقاسم بر دیپلماسی او حاکم بوده است.
روحانی هم بارها میگفت سپاه با موشکهایش برجام را خراب کرده است.
اما رهبر شهید، همان زمان پاسخ روشنی داد:
تصمیمهای این سطح، تصمیم یک وزیر یا یک دولت نیست؛ تصمیم نظام است.
از ابتدای جنگ هم عدهای تبلیغ میکردند که رهبری فعلی مجبور به پذیرش مذاکره شده است.
اما پیام رهبری نشان داد نه اجباری در کار بوده، نه عقبنشینیای.
این یک انتخاب محاسبهشده بود؛ ترکیب دیپلماسی و میدان.
سیدمجید موسوی صریح گفت کمک کنید دیپلماسی و میدان مکمل هم باشند.
قالیباف هم بارها تأکید کرد این مذاکره، بخشی از جنگ است، نه صلح.
و حالا ماجرای عمان، همین واقعیت را بهروشنی نشان داد.
عراقچی به عمان رفت.
عمان به سمت آمریکا چرخید.
محاسبهاش خطا بود.
عراقچی برگشت.
صبح، کشتیهای کریدور عمان هدف قرار گرفتند.
بندر دقم زده شد.
قطر، امارات، بحرین و کویت هم زیر ضرب رفتند.
بعد از همین حمله، قالیباف نوشت:
گفتیم یا به وعدهتان عمل کنید یا خسارتش را بپردازید.
این یعنی دیپلماسی یکسو نیست و میدان سوی دیگر.
آتشبس یمن تمام شد؟
دوباره جنگ برمیگردد؟
آتشبسی که از سال۲۰۲۲ بین انصارالله و عربستان با میانجیگری عمان و سازمان ملل برقرار شده بود، عملا دیگر کارایی قبل را ندارد. از همان اول هم قرار نبود فقط با یک توافق روی کاغذ، همه اختلافها حل شود.
سال۲۰۲۳ سازمان ملل یک نقشه راه برای صلح یمن ارائه کرد، اما هیچوقت کامل اجرا نشد. هر دو طرف هم مدام یکدیگر را به نقض توافق متهم میکردند؛ یعنی آتشبس برقرار بود، اما ریشههای درگیری همچنان پا برجا مانده بود.
از آن طرف، عربستان بعد از سالها جنگ و هزینههای سنگین، دنبال این بود که از باتلاق یمن خارج شود؛ اما حاضر نبود یمن کاملا مستقل و خارج از نفوذش باشد. در مقابل، انصارالله که بیش از 10سال در برابر ائتلاف نظامی به رهبری عربستان مقاومت کرده، به وعدههای سیاسی و تضمینهای خارجی اعتماد نکرد.
اما اتفاقی که این روزها همهچیز را وارد مرحله جدیدی کرد، ماجرای هواپیمای ایرانی در فرودگاه صنعا بود. دولت مستقر در عدن این پرواز را نقض حاکمیت خودش معرفی کرد و بعد هم باند فرودگاه صنعا هدف حمله قرار گرفت. از نگاه انصارالله، این اتفاق ادامه همان محاصره هوایی چندساله یمن بود؛ محاصرهای که سالها پروازهای مسافری و انتقال کمکهای انسانی را محدود کرده بود.
واقعیت این است که دولت مورد حمایت عربستان هنوز هم کنترل کامل یمن را در اختیار ندارد و بخش بزرگی از کشور همچنان در دست انصارالله است. به همین دلیل، درگیری فقط بر سر یک فرودگاه یا یک هواپیما نیست؛ بلکه دعوا بر سر این است که آینده یمن را چهکسی تعیین میکند.
خلاصه اینکه نشانهها میگویند دوره آرامش نسبی یمن پس از حمله متقابل یمنیها به عربستان به پایان رسیده است. اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، ممکن است از این به بعد، تحولات میدانی بیشتر از مذاکرات سیاسی، سرنوشت بحران یمن را مشخص کند.
سه شنبه 23 تیر 1405
کد مطلب :
278672
لینک کوتاه :
newspaper.hamshahrionline.ir/Ro5W0
+
-
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه همشهری می باشد . ذکر مطالب با درج منبع مجاز است .
Copyright 2021 . All Rights Reserved