• یکشنبه 21 تیر 1405
  • ٢٦ محرم ١٤٤٨
  • 2026 Jul 12
یکشنبه 21 تیر 1405
کد مطلب : 278576
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/Yvlj0
+
-

روایت خبر

حماس منحل شد؟
اصل ماجرا چیست؟
«حماس منحل شد»؛ این تیتری بود که این چند روز دست به‌دست شد. اما چرا خیلی‌ها چنین برداشتی کردند؟‌چون حماس در بیانیه اخیرش اعلام کرد «نهاد اداره‌کننده غزه» را منحل و اداره امور اجرایی را به یک کمیته ملی از تکنوکرات‌های فلسطینی واگذار می‌کند. رسانه‌های زیادی هم همین خبر را با تیتر «پایان حکومت حماس» منتشر کردند.‌اما یک نکته مهم از قلم افتاد؛ حکومت غزه با خود حماس یکی نیست.‌حماس یک جنبش سیاسی و نظامی است؛ چیزی که قرار است واگذار شود اداره خدمات روزمره غزه است نه ساختار سیاسی و نه شاخه نظامی مقاومت. خود حماس هم در بیانیه‌اش از خلع سلاح یا انحلال جنبش حرفی نزده است.‌اصلا این نخستین بار هم نیست. سال‌هاست حماس برای تشکیل یک دولت وحدت ملی یا دولت تکنوکرات اعلام آمادگی کرده تا بار اداره غیرنظامی غزه از دوش این جنبش برداشته شود. حدود ۹ سال پیش هم اقدامی مشابه انجام شد اما نه حماس از بین رفت و نه کنترل امنیتی غزه را از دست داد.‌پس تیتر «حماس منحل شد» از یک اشتباه شروع می‌شود؛ اشتباه در یکی گرفتن «دولت غزه» با «جنبش حماس». این دو یکی نیستند.

آیا زدن قایق‌های ایران فایده دارد؟
 آمریکا در چند روز گذشته 30قایق‌ ایرانی را زده تا بگوید مسیر کشتیرانی را امن کرده است. اما اصل ماجرا این است که ناامن‌شدن تنگه هرمز فقط به قایق‌ها وابسته نیست. قایق‌ها فقط یکی از ابزارهای ایران‌ هستند. برای بالا بردن ریسک عبور کشتی‌ها لازم نیست حتما ده‌ها قایق وارد درگیری شوند. موشک‌های ساحلی، پهپادها، مین‌های دریایی، جنگ الکترونیک و حتی چند هشدار عملیاتی می‌تواند مسیر را به‌شدت پرهزینه و ناامن کند. در چنین منطقه‌ای کافی است احتمال حمله بالا برود؛ شرکت‌های کشتیرانی عقب می‌کشند، بیمه‌ها گران می‌شود، خدمه حاضر به عبور نمی‌شوند و نفتکش‌ها مسیرشان را تغییر می‌دهند، یعنی گاهی حتی بدون شلیک گسترده هم تنگه عملا ناامن می‌شود. پس زدن چند قایق ممکن است برای آمریکا یک موفقیت تاکتیکی باشد اما مشکل اصلی را حل نمی‌کند. چون مسئله فقط قایق نیست، مسئله جغرافیای تنگه و شبکه‌ای از ابزارهاست که ایران برای بالا بردن هزینه عبور در اختیار دارد.

باور یهودیان آمریکایی به«نسل‌کشی» اسرائیل در غزه
یهودیان آمریکایی هم دیگر با «اسرائیل» موافق نیستند! زمانی آمریکا و به‌خصوص اقلیت یهودی آن حامیان سرسخت و تزلزل‌ناپذیر اسرائیل محسوب می‌شدند. «آیپک» بزرگ‌ترین و قوی‌ترین لابی اسرائیل در آمریکا همچنان فعال است، ولی دیگر امروزه در فضای سیاسی آمریکا، از چپ و راست، یعنی از ممدانی، شهردار نیویورک تا استیو بنن، چهره‌محافظه‌کار حامی ترامپ، این رابطه و نفوذ اسرائیل در آمریکا را سمی می‌دانند. جی‌دی ونس، معاون اول ترامپ به طعنه به اسرائیلی‌ها گوشزد می‌کند که حواسشان باشد تنها متحدشان در جهان آمریکاست. سرآغاز چنین وضعیت اسفناکی برای اسرائیل به جنایات نامحدود نتانیاهو در غزه برمی‌گردد. رسانه‌های اسرائیل در این مدت هر اعتراض و انتقادی را با برچسب «یهودستیزی» مورد سرکوب قرار می‌دادند. حالا بعد از گذشت نزدیک به 3سال از 7اکتبر 2023، نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند یهودیان بیشتری از صهیونیسم دل بریده‌اند. طبق نظرسنجی گزارش‌شده روزنامه هاآرتص، نیمی از یهودیان آمریکایی اعتراض به اسرائیل را «یهودستیزی» نمی‌دانند. نظرسنجی خبرگزاری آسوشیتدپرس و مرکز تحقیقات امور عمومی (NORC) هم نشان می‌دهد جامعه یهودیان آمریکا در مورد اسرائیل و جنگ غزه دچار شکاف و اختلاف شده‌اند. طبق این نظرسنجی، یک‌چهارم یهودیان آمریکایی و 40درصد از یهودیان غیرمذهبی آن باور دارند اسرائیل در غزه «مرتکب نسل‌کشی» شده است.‌

دلیل وحشت‌آفرینی ترامپ
از «کمونیسم» در آمریکا
آخرین دوره‌ای که در آمریکا فضای ترس و وحشت از «کمونیسم» حاکم بود و بازجویی‌ها و بازداشت‌های گسترده‌ای انجام می‌شد زمان جنگ سرد و در دهه1950 در دوره‌‌ای موسوم به «مک‌کارتیسم» بود؛ سال‌هایی که جنگ جهانی دوم با پیروزی شوروی به پایان رسیده بود و نفوذ گسترده کمونیسم در اروپای شرقی، فضای جنگ سرد و ضرورت مقابله با شوروی را بیش از هرزمانی در آمریکا تقویت کرده بود. اما با پایان دوران جنگ ‌سرد دولت‌های این کشور سراغ دشمن جدیدی مانند تروریسم و اسلام‌گرایی در خاورمیانه رفتند و نزدیک به 2دهه در افغانستان و عراق جنگ فرسایشی راه انداختند.‌ اما حالا چرا ترامپ در مقابل برنامه‌های دمکرات‌ها مانند بیمه درمانی همگانی، مراقبت همگانی از کودکان، آموزش دانشگاهی رایگان و افزایش مالیات بر ابرثروتمندان برای تأمین هزینه این برنامه‌ها برچسب «کمونیستی» می‌زند و وحشت‌آفرینی می‌کند؟ به قول رابرت رایش، وزیر پیشین کار آمریکا و ستون‌نویس روزنامه گاردین، این کار ترامپ به ‌این دلیل است که اقتصاد، سیاست خارجی و مهاجرت همگی به نقاط ضعف دولت او تبدیل شده‌اند. برای همین، در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره درصدد است با طرح برچسب‌هایی ترسناک و جنجالی شرایط را به نفع خود تغییر دهد، چراکه بسیاری از آمریکایی‌ها موافق برنامه‌های عمومی دمکرات‌ها هستند.

روایت‌های پساتشییع‌
از «همبستگی» تا «رمزگان پنهان»
مراسم تشییع بی‌سابقه آیت‌الله خامنه‌ای به رویدادی برای سنجش جایگاه دیپلماتیک ایران در خاورمیانه پساجنگ تبدیل شد. حضور میلیونی مردم در تهران و شهرهای مذهبی بیش از آنکه صرفا یک رویداد سوگواری باشد به آزمونی برای سنجش ابعاد مختلف قدرت نرم و همبستگی اجتماعی در شرایط پسا‌جنگ تبدیل شد. رسانه‌های غربی با وجود پیش‌فرض‌های مرسوم خود درباره فضای سیاسی ایران در پوشش این مراسم ناگزیر از ثبت «همبستگی اجتماعی» و نظم چشمگیر این گردهمایی میلیونی شدند.
بااین‌حال برخی تحلیل‌های غربی عمدتا بر ابعاد تشریفاتی و جمعیتی متمرکز شدند و از رمزگان‌های سیاسی-مذهبی عمیق‌تری که در این رویداد نهفته بود، غافل ماندند. حضور گسترده نمایندگانی از بیش از ۱۰۰کشور به‌ویژه از جبهه مقاومت و کشورهای غیرغربی نشان از شکست تلاش‌ها برای انزوای ایران در منطقه داشت. درمقابل، رسانه‌های عربی و منطقه‌ای این مراسم را نه صرفا یک وداع، بلکه نقطه‌عطفی برای آینده معادلات منطقه و محور مقاومت ارزیابی کردند و بر پیام‌های سیاسی آن برای بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی تأکید داشتند.
این رویداد نشان داد که روایت‌های رایج درباره انزوای ایران و تضعیف محور مقاومت با واقعیت میدانی فاصله دارد. نظرسنجی‌های داخلی و گزارش‌های میدانی حاکی از آن است که این گردهمایی عظیم برخلاف برخی پیش‌بینی‌ها به صحنه‌ای برای ابراز وفاداری و همبستگی ملی تبدیل شد و پیام روشنی به بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی مبنی بر پایداری نظام ارسال کرد.

تفاهم نقض‌شده؛ از هرمز تا لبنان
در فاصله‌ای اندک پس از انعقاد تفاهم‌نامه  میان ایران و آمریکا، این تفاهم‌نامه با چالش‌های جدی مواجه شد. مقامات ارشد جمهوری اسلامی آمریکا را به نقض تفاهم در حوزه‌های کلیدی متهم کردند. بازگرداندن تحریم‌های نفتی جدید، ادامه حملات نظامی در جنوب لبنان و عدم‌پایبندی به خط قرمز تعیین‌شده درباره تنگه هرمز ازجمله محورهای اصلی این اختلافات عنوان شده است. همچنین گشتزنی نیروهای دریایی ایران در تنگه هرمز و اصرار بر کنترل این آبراه استراتژیک به‌عنوان یکی از محورهای اصلی اختلاف، تنش‌های نظامی جدیدی در منطقه رقم زده است.
مسئله تنگه هرمز که حدود ۲۰درصد از نفت جهان از آن عبور می‌کند، به یکی از مهم‌ترین برگ‌های فشار ایران در مذاکرات تبدیل شده است. تحلیلگران منطقه‌ای معتقدند درحالی‌که آمریکا به‌دنبال کاهش فشار بر بازارهای جهانی نفت و تأمین امنیت کشتیرانی است، ایران مصمم است که کنترل این آبراه را به‌عنوان یک اهرم فشار راهبردی در مذاکرات آینده حفظ کند. همزمان حملات اسرائیل به جنوب لبنان و نقض آتش‌بس از سوی این رژیم بر پیچیدگی اوضاع افزوده است. این تحولات نشان می‌دهد که تفاهم موجود بسیار شکننده است و هرگونه بی‌توجهی به خطوط قرمز تعیین‌شده توسط تهران می‌تواند معادلات منطقه را به‌سرعت به سمت تنش‌های جدیدی سوق دهد. وضعیت کنونی بیانگر آن است که نظم امنیتی جدید در منطقه با چالش‌های جدی در تعریف قواعد بازی روبه‌رو است.

آمریکایی‌ها از شروع دوباره جنگ با ایران حمایت می‌کنند؟ 



 

این خبر را به اشتراک بگذارید