پهلوانان نمیمیرند
مردم ایران به استقبال تشییع رهبر شهید به مثابه یک قهرمان رفتند
واژه «پهلوان» در لغتنامه دلاور، شجاع، مبارز یا یل معنا شده است. این واژه در فرهنگ ایرانی اما واجد بار معنایی بهمراتب سنگینتری است و به مرام و اخلاق دادگرانه و ضعیف نوازانه و ظلمستیزانه ارجاع میدهد.
پهلوان محل تجلی جبروت خداوندی نیز هست و بدین سبب میتوان او را «خداوندگار میرا» نامید که با وجود مرگ طبیعی و خاک شدن جسم، طریق و طریقتش در جدال حق و باطل یا خیر و شر خاک نمیشود.
پهلوان جاودانه در تمام اعصار میدرخشد و چون تجلی جبروت پروردگار است، پناه دیگران میشود. پس معمول است وقتی پهلوانی جلای دیار فانی میکند، تمام مردم شهر قیام میکنند و شانهها را پناه تابوتش میسازند.
مبارزه بیامان پهلوان ایران
قرار است یکی از همین پهلوانهای نامدار تاریخ ایران روی دوش مردم تا دیار دادار بدرقه شود. پهلوان داستان ما تمام عمرش مشغول مبارزهای بیامان بود. اگر تا پیش از انقلاب مبارزه او برانداختن تخت و تاج را نشانه گرفته بود، پس از انقلاب و بهویژه در دوران قیادت نظام، این پیکار ماهیتی پیچیدهتر یافت.
جهاد پهلوان ما پس از قیادت نظام، مشخصا در 2جبهه جاری بود: یکی جبهه دفاع از جمهوریت/اسلامیت نظام و دیگری احیای صلابت تمدنی ایران و خروج کشور از انحطاط 300ساله با ابزار علم از یک سو و قدرت نظامی از سوی دیگر. هیچکدام از این دو جبهه در نگاه او کهتری یا مهتری نداشتند و لازم بود به موازات همدیگر پیش بروند.
از ستیز با قشریگرایان بهظاهر دوست تا لیبرالهای دیکتاتورمسلک
پهلوان ما در پاسداشت جمهوریت/اسلامیت نظام روزگار پرمشقتی سپری کرد. او باید هم به مصاف قشرینگران بهظاهر دوست میرفت که نظر مردم را «تزیینی» میپنداشتند و هم از صندوق رأی در برابر لیبرالهای دیکتاتورمسلک محافظت میکرد.
سودای ایران قدرتمند در نگاه پهلوان ما به کرانههای داخل متناهی نمیشد. او در مقام رهبر یک دولت تمدنی و با آگاهی از دلایل بنیادین انحطاط ایرانزمین در 3سده اخیر، نیک میدانست که بیسلاح سخن گفتن از صلح و سامان باطل مینماید.
بدون سلاح، صلح ممتنع است
سلاحی که البته او بر توسعه آن همت گماشت محدود به وجه میلیتاریستی رایجش نبود و علم و تولید دانش را نیز در بر میگرفت. او علتالعلل تفوق و سلطه اقتصادی و سیاسی غرب پس از رنسانس را سبقت جستن در تولید علم میدانست و بنابراین در نظر داشت از باب سلطنت علم (تعبیر «العلم سلطان») برای ایران «پنجه قوی» بسازد.
ساخت و توسعه سازوبرگ نظامی بومی دیگر شاهکار مبارزاتی پهلوان ما در دوران قیادتش بود. سیدخراسانی را بهحق باید اولبنیانگذار «نظام دفاعی بومی» کشور دانست که بسیاری از اعاظم و اکابر تاریخ پرعسرت ایران، از عباسمیرزا گرفته تا امیرکبیر، در حسرتش روزگار گذراندند.
فرهنگ، سنگ زیرین مبارزات سیدشهید
لازم است گفته شود که پهلوان داستان ما تقریبا در همه فنون مبارزاتیاش بالندگی عناصر فرهنگی را مطمح نظر داشت و درصدد بود با افزایش قدرت ایران در همه جنبهها، بهویژه با پیشقراولی تولید علم و تأسیس نظام دفاعی بومی، مجد فرهنگی ایران را بازیابد. به بیان صریحتر، زیربنای سیاستورزی او احیای عصر زرین فرهنگ و تمدن ایرانی-اسلامی بود.
او تولید علم را از دریچه فرهنگ میدید. دغدغهاش این بود اهل علم در ایران جوری کار کنند که 50سال بعد تازههای علمی صرفا با آموختن زبان فارسی قابل دستیابی باشند. تفسیر او از نظامیگری هم بالاتر از تأویلهای رایج بود. جبهه و محور مقاومت در چشم او به صرف افراشتن داغ و درفش علیه خصم خلاصه نمیشد که البته آن نیز غایتی قدسی است، بلکه به نظر در لایههای زیرین این محور، اهداف تاریخی و تمدنی محوریت و عاملیت داشتند.
با این حساب تصادفی نبود وقتی افغانستان به نخستین منزلگاه مبارزاتی حاجقاسم در قامت و قاموس فرمانده نیروی قدس علیه وحوش طالبان تبدیل شد. قاسم و مرادش میتوانستند سکوت و عافیت پیشه کنند و شیر دره پنجشیر و ائتلاف شمال را در برابر عمال امپریالیسم تنها بگذارند، اما برای حفظ «ایران فرهنگی» پا پیش نهادند و بذر مقاومت را در زمین همسایه شرقی کاشتند.
سیدعلی از فردا تازه کارش را آغاز میکند
مردم شانههای خود را پناه تابوت پهلوان ایرانزمین، حضرت آیتالله العظمی شهید سعید، سیدعلی خامنهای میکنند، همانی که به سلک پهلوانی عمری با مبارزات بیامانش پناه مردم بود.
سیدعلی حالا شهید جاویدان ایران است که با مرگش حیاتی دوباره به ملت ایران بخشیده است. فردا سیدعلی تازه مسیرش را در وجود ذیجود شهید آغاز میکند و ایرانیان را بر سر سفره خویش متنعم میگرداند.