• دو شنبه 11 خرداد 1405
  • ١٥ ذو الحجة ١٤٤٧
  • 2026 Jun 01
دو شنبه 11 خرداد 1405
کد مطلب : 276900
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/gLQJk
+
-

شیشلیک با دلار تحریمی

مجتبی توانگر؛  پژوهشگر اقتصادی  

ما سال‌ها از «محاصره اقتصادی» حرف زدیم و امروز از «محاصره دریایی» حرف می‌زنیم، اما همزمان اقتصاد کشور را روی شکننده‌ترین و وابسته‌ترین مدل ممکن بنا کرده‌ایم. امنیت غذایی و ارزی ایران را به چند بندر، چند کانال تسویه درهمی و چند شبکه رانتی گره زده‌ایم. بخشی از فشار امروز نه محصول تحریم بلکه نتیجه معماری غلط اقتصادی خود ماست. ما دلار تحریمی را خرج گران‌ترین الگوهای وارداتی کردیم و اکوسیستمی ساختیم که از وابستگی کشور سود می‌برد؛ جایی که محاصره، پیش از آنکه از بیرون تحمیل شود، در داخل بازتولید می‌شود.
 
سال‌ها تقریبا همه‌‌چیز را روی مسیر جنوب، بندر شهید رجایی و تسویه با درهم امارات متمرکز کردیم.
امــروز ســالانـه ده‌هامیلیون تن کالای اساسی از جنوب وارد کشور می‌شود و طبق آمار گمرک، بندر شهید رجایی به‌تنهایی بیش از ۵۰درصد تجارت دریایی، حدود ۷۰درصد ترانزیت بنادر و حدود ۹۰درصد بار کانتینری ایران را پوشش می‌دهد؛یعنی اگر در این مسیر اختلال ایجاد شود، بخش بزرگی از اقتصاد کشور تحت فشار قرار می‌گیرد. درحالی‌که باید از سال‌ها قبل، مسیرهای جایگزین و بنادر موازی فعال می‌شدند تا همه تخم‌مرغ‌ها در یک سبد نباشد.

   خطای بعدی این بود که بخش مهمی از کالاهای اساسی را از کشورهای دوردست مثل برزیل وارد کردیم؛ درحالی‌که بعد از جنگ روسیه و اوکراین مشخص شد حدود ۱۰درصد تجارت جهانی کالاهای اساسی از مسیر دریای سیاه انجام می‌شود؛ یعنی درست در نزدیکی ایران. فقط در یک نیم‌سال، ۱۱.۹میلیون تن کالای اساسی به ارزش ۷.۳میلیارد دلار وارد کشور شد که ذرت، دانه‌های روغنی، کنجاله سویا، روغن خوراکی و برنج در صدر آن بودند. مشکل فقط «از کجا خریدن» نبود؛ مشکل این بود که مدل تامین کشور هم اشتباه طراحی شده بود.

  یکی از عجیب‌ترین خطاها وابستگی شدید به کنجاله سویا بود؛ نهاده‌ای گران که چندبرابر ذرت قیمت دارد. اگر ذرت را ۵۰۰تومان فرض کنیم، قیمت کنجاله سویا چندبرابر آن می‌شود، درحالی‌که بارها درباره جایگزین‌هایی مثل تریتیکاله، باقالای کم‌تانن، گیاه سمر، سرطوقه چغندر، ضایعات پسته و سرشاخه نیشکر صحبت شده بود. حتی تامین‌کنندگان روسی توضیح می‌دادند که بسیاری از کشورها از ترکیب کنجاله آفتابگردان، کنجاله پنبه پاکستانی و سایر نهاده‌ها استفاده می‌کنند و همان کیفیت را هم می‌گیرند. سؤال ساده است؛ (به قول یکی از فعالان این حوزه) چرا باید مرغ و خروس کشور «شیشلیک» بخورند، آن هم با دلار تحریمی؟

   ماجرا فقط اشتباه فنی نبود. طی سال‌ها یک شبکه بزرگ سودبرنده حول ارز ۴۲۰۰، واردات دوردست و مسیرهای محدود مالی شکل گرفت. در بعضی برآوردها رانت ارز ترجیحی کالاهای اساسی تا حدود ۳۶۰هزارمیلیارد تومان در سال تخمین زده شد. طبیعی است کسانی که از این وضعیت سود می‌برند، در برابر هر تغییری مقاومت کنند.
وقتی پیشنهاد شد بخشی از واردات از مسیر شمال و روسیه انجام شود، فوری گفته می‌شد این مسیر صرفه ندارد. اما در مذاکرات مستقیم، طرف روسی اعلام کرد اگر ایران قرارداد بلندمدت بدهد، حاضر است کشتی، انبار، زمین کشاورزی و شبکه توزیع خود را وارد همکاری کند و حتی کشتی‌های بزرگ را مستقیم به بنادر شمالی ایران بیاورد. برآوردها هم نشان می‌داد ظرفیت انتقال کالا از شمال تا حدود ۲۰میلیون تن قابل افزایش است.

   بانک‌ها و فروشندگان خارجی بارها گفته بودند که مشکل اصلی آنها همکاری با ایران نیست؛ مشکل تأخیر در پرداخت و نبود یک سیستم بانکی پایدار است. در دنیا حدود ۱۲.۵درصد تجارت با اعتبار اسنادی یا ال‌سی انجام می‌شود؛ یعنی پول زمانی پرداخت می‌شود که کالا واقعا تحویل داده شود. اما در مدل فعلی ایران، واردکننده ارز می‌گیرد، کالا را دیر می‌آورد، از نوسان بازار سود می‌برد و درنهایت کالا را گران‌تر تحویل می‌دهد.
در همین چارچوب، مذاکراتی با بانک‌های بزرگ روسی و منطقه‌ای انجام شد؛ بانک‌هایی با ۱۰۰ تا ۳۰۰میلیارد دلار دارایی که بعضی از آنها حتی آماده بودند در ایران شعبه بزنند و خدمات بانکی مستقیم ارائه دهند. گفته می‌شود الان حدود ۱۵بانک روابط کارگزاری تعریف کرده‌اند و در بعضی بانک‌ها نزدیک به یک‌میلیارد یورو منابع روبلی وجود دارد. یعنی ابزار اولیه وجود دارد، اما اراده تغییر ضعیف است.

  چین هم یکی از ظرفیت‌هایی بود که جدی گرفته نشد. سیستم پرداخت CIPS چین که به‌نوعی «سوئیفت چینی» محسوب می‌شود، از سال۲۰۱۵ راه افتاده و حالا بیش از ۱۲۸۰نهاد مالی در ۱۰۳کشور را به هم وصل کرده است. این سیستم فقط در سال۲۰۲۱ حدود ۸۰تریلیون یوآن تراکنش انجام داد و این عدد در سال۲۰۲۴ به ۱۷۵.۴۹تریلیون یوآن رسید. سهم یوآن در پرداخت‌های جهانی هم در سال۲۰۲۶ به حدود ۳.۱۳درصد رسیده است. اما با وجود این ظرفیت، حضور بانکی ایران در پکن و شانگهای همچنان ضعیف مانده‌است.

   امارات تصادفی به مرکز مالی منطقه تبدیل نشد. این کشور تجارت را برای فعالان اقتصادی ساده کرد؛ از قوانین بانکی و لجستیکی گرفته تا جابه‌جایی پول. طبق گزارش‌های جهانی، امارات در سال۲۰۲۳ جزو ۱۲کشور برتر دنیا در شاخص لجستیک بود. خطای ایران این بود که تقریبا همه فعالیت‌ها را روی یک مسیر و یک هاب متمرکز کرد؛ درحالی‌که چین همزمان از هنگ‌کنگ، سنگاپور، شانگهای و دبی استفاده می‌کند و روسیه هم بعد از تحریم‌ها بخشی از فعالیت مالی خود را به چین، هند، ترکیه و آسیای مرکزی منتقل کرد؛ یعنی در اقتصاد جهانی، تنوع یک انتخاب لوکس نیست؛ مسئله بقاست.

   راه‌حل روشن است: تنوع مسیرهای تامین، استفاده بیشتر از سیستم‌های رسمی بانکی، تقویت بنادر شمال و مبادی شرق، فعال‌کردن ظرفیت روسیه، چین، پاکستان، آسیای مرکزی و حتی فین‌تک‌ها‌  و مهم‌تر از همه شکستن انحصار کسانی که از وضع فعلی سود می‌برند. تا زمانی که ساختار رانتی فعلی سود بدهد، بهترین راه‌حل‌های فنی هم نیمه‌کاره می‌مانند. اگر این بار هم فرصت تغییر از دست برود، دوباره همان چرخه تکرار می‌شود؛ وابستگی بیشتر، اتلاف ارز بیشتر و آسیب‌پذیری بیشتر.

 

این خبر را به اشتراک بگذارید