محمدمهدی اسماعیلی؛ وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت سیزدهم
دومین همایش علمی و معرفتی «حکمرانی حِکمی شهید آیتالله دکتر سیدابراهیم رئیسی» که با هدف واکاوی الگوهای تفکر سیاسی و مدیریتی سیدالشهدای خدمت با حضور نخبگان علمی و استادان برجسته حوزه و دانشگاه با همت شورای عالی انقلاب فرهنگی برگزار شد، بهانهای شد که به ابعاد کمتر پرداختهشده از سیره حکمرانی رئیسجمهور شهید بپردازم.
قسمت اول: ظلمی که بر ایشان رفت: امروز میخواهم از زاویهای کمتر دیدهشده از مدیریت شهید آیتالله رئیسی صحبت کنم. شاید یکی از بزرگترین ظلمهایی که به ایشان شد، نادیدهگرفتن ابعاد علمی و فرهنگی حکمرانیشان بود. در این سالها بسیار شنیدیم که ایشان مدیر جهادی و انقلابی بودند اما کمتر گفته شد که ایشان مدیری علمی و دادهمحور نیز بودند.
قسمت دوم: مشی ثابت در 3دوره مدیریتی: شهید رئیسی در 3جایگاه حساس کشور (آستان قدس رضوی، قوه قضاییه و ریاستجمهوری) یک رویکرد ثابت را دنبال میکردند: حکمرانی مبتنی بر پیمایش علمی و مردمی. ایشان به تکیه بر تشخیصهای سلیقهای یا تحلیلهای پراکنده قانع نبودند. باور ایشان این بود که برای تحول، اول باید فهم دقیقی از نیاز واقعی مردم داشت و این فهم فقط با ابزارهای علمی پیشرفته و پیمایشهای معتبر جامعهشناختی ممکن بود.
قسمت سوم: نمونه عینی در قوه قضاییه: اجازه دهید یک مثال عینی بزنم. قبل از حضور شهید رئیسی در قوه قضاییه، با کمک مرکز تحقیقات صداوسیما یک نظرسنجی ملی از نگاه مردم به قوه قضاییه انجام دادیم. نتایج تکاندهنده بود.ایشان بهجای شروع با پیشفرضهای شخصی، از دل همین دادهها چندین کارگروه تخصصی برای افزایش سرمایه اجتماعی تشکیل دادند. این روش فاصله عمیق بین تحلیل روزمره و تحلیل علمی نظاممند را نشان میدهد.
قسمت چهارم: تداوم در ریاستجمهوری و سند تحول دولت: این مشی در ریاستجمهوری نیز ادامه یافت. ماهها پیش از انتخابات، ما فرآیند رصد نیازهای مردم با پیمایشهای علمی را آغاز کردیم. نزدیک انتخابات، این رصد با دقت بیشتری انجام شد. تفاوت بزرگ اینجا بود: ما فقط مشکلات را احصا نمیکردیم؛ راهکارها را نیز مشخص و دستهبندی میکردیم. این راهکارها مستقیما در برنامههای شهید رئیسی قرار میگرفت.
نتیجه چه شد؟ سند تحول دولت. برای نخستین بار در تاریخ جمهوری اسلامی، یک دولت در آغاز کار خود، چند ماه را صرفا به تدوین سندی ارتقایافته و عملیاتی اختصاص داد که مستقیما از دل پیمایشهای علمی و نیازسنجی میدانی بیرون آمده بود.
قسمت پنجم: نقطه اوج؛ چهارمین موج پیمایش نگرش ایرانیان: اما مهمترین بخش روایت من مربوط به چهارمین موج پیمایش نگرش ایرانیان است. ما این پیمایش ملی را سال۱۴۰۲ انجام دادیم. ایده و ضرورت انجام آن پس از 8سال وقفه مستقیما مورد تأکید و گفتوگوی شهید رئیسی بود. به خاطر دارم در دیماه ۱۴۰۲، نسخه اول این پیمایش را در حضور ایشان در یکی از وزارتخانهها رونمایی کردیم. شهید رئیسی وقت مبسوطی را به خواندن کامل آن گزارش اختصاص دادند. با حوصله و دقت، آن را صفحه به صفحه مطالعه کردند. این رفتار نشان از باور عمیق ایشان به تصمیمگیری مبتنی بر داده داشت.
قسمت ششم: از گزارش تا کارگروه سرمایه اجتماعی: اما قضیه به گزارش ختم نشد. براساس یافتههای همین پیمایش، شهید رئیسی دستور تشکیل «کارگروه سرمایه اجتماعی» را صادر کردند.
ترکیب این کارگروه:
رئیس: دکتر مخبر، معاون اول وقت رئیسجمهور
اعضا: بنده و 3-2نفر از وزرای محترم دولت
مأموریت این کارگروه طراحی طرحهایی برای امیدآفرینی و رفع دغدغههای مردم بود.
قسمت هفتم: خروجی کارگروه؛ پروژههای ملموس برای 50سالگی انقلاب: مکانیزم کار به این شکل بود: هر یک از وزرا هفتهای یک بار در کارگروه حاضر میشدند. از معاونت عمرانی دولت مجموعهای از پروژههای قابل اجرا در 3 تا 4سال آینده استخراج شد و جالب این بود که شهید رئیسی یک افق روشن و مناسبت ملی را بهعنوان مبدأ این پروژهها تعیین کردند؛ 50سالگی انقلاب اسلامی. بر همین اساس، مصادیق عینی تعریف شد:
- ساخت استادیومهای جدید در تهران
- ساخت مجموعه تالارهای بزرگ هنری در پایتخت
تأکید میکنم که همه اینها مستقیما برگرفته از دیدگاههایی بود که در پیمایش «نگرش ایرانیان» احصا شده بود. کارگروه سرمایه اجتماعی دولت عینا بر بستر همان دادهها و تحلیلها شکل گرفت و عمل کرد.
قسمت هشتم: نتیجه؛ تأیید از بالاترین سطح نظام: حاصل این رویکرد چه شد؟ افزایش سرمایه اجتماعی نظام جمهوری اسلامی.
این نتیجه را بالاترین سطح نظام نیز تأیید کرد. مقام معظم رهبری در دیدار با مسئولان قوه قضاییه در آن دوره بر امیدآفرینی و مردمی بودن دستگاه قضا تأکید کردند که همان افزایش سرمایه اجتماعی است.
قسمت نهم: سخن پایانی؛ قضاوت با تحولخواهان: من معتقدم قضاوت تحقق تحول فقط بر عهده تحولخواهان و مردمی است که سالها خواهان تغییر بودند. آنچه شهید رئیسی بنیان نهاد یک نظام حکمرانی کارآمد و متحولکننده بود که حلقه مفقوده اتصال «علم پیمایش» به «اراده تحول» را برای همیشه پر کرد. وظیفه ما امروز روایت درست این تجربه ارزشمند است، برای اینکه بدانیم یک مدیر تراز انقلاب چگونه میتواند هم جهادی باشد، هم علمی، هم مردمی و هم دادهمحور.
قسمت دهم: درس امروز برای فردای انقلاب؛ فرصت تاریخی پیشرو: اما سخن من تنها روایت گذشته نیست. برای آینده نظام، بیش از هر زمان دیگری به همین نگاه تحولگرا، مردمپایه و انقلابی نیاز داریم.
امروز 2سرمایه بزرگ در اختیار ماست:
اول، سرمایه اجتماعی عظیم ناشی از بعثت مردم و خون پاک امام شهیدمان. این دو حادثه عظیم بالاترین سرمایه اجتماعی را برای انقلاب اسلامی فراهم کرده است، یعنی همان امتی که مبعوث شدهاند، همان ۸۰درصدی که در صحنههای مختلف پشت سر انقلاب ایستادهاند.
دوم، هشدار آماری مردم به مدیران. براساس نظرسنجیهای معتبر هفتههای اخیر، نزدیک ۶۰درصد از مردم خواهان تحولات اساسی در حکمرانی کشور هستند. این یک پیام روشن است. مردم از وضع موجود ناراضیاند و مطالبه تغییر دارند.
فرصت حضور امام جوان: و امروز، حضور امام جوان این فرصت تاریخی را مهیا کرده است. رهبری هوشمند، انقلابی و مردمپایه که میتواند پرچم تحول را به دست گیرد. ما باید از این فرصت استفاده کنیم. باید نشان دهیم که انقلاب اسلامی نهفقط در شهادت و حماسه، بلکه در مدیریت علمی، کارآمد و تحولخواه نیز حرف اول را میزند.
سخن پایانی: راه شهید رئیسی راهی بود که علم را به تحول، پیمایش را به سیاست و مردم را به مرکز تصمیمگیری پیوند زد. امروز با سرمایه اجتماعی بینظیر پس از حماسه بعثت و خون امام شهید و با حضور رهبری جوان وقت آن رسیده که این مسیر را با قوت بیشتری ادامه دهیم.
به امید تحولی که مردم میخواهند و انقلاب به آن نیاز دارد.
* وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت سیزدهم
و مدیرعامل بنیاد بینالمللی شهید رئیسی ره
دو شنبه 11 خرداد 1405
کد مطلب :
276896
لینک کوتاه :
newspaper.hamshahrionline.ir/qYMx7
+
-
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه همشهری می باشد . ذکر مطالب با درج منبع مجاز است .
Copyright 2021 . All Rights Reserved