مردم در جنگ بیشتر دست به خیر شدند؟
معمولاً تصور میشود جنگ فقط هزینه و سختی به همراه دارد؛ اما آمارها یک واقعیت دیگر را هم نشان میدهد؛ افزایش مشارکت و همدلی مردم.در پویش نذر قربانی، مشارکت مردمی ۵۰ درصد رشد داشته است. کمیته امداد این خبر را اعلام کرده. در حمایت از مددجویان بهزیستی هم مردم ۵۱۸ میلیارد تومان مشارکت کردهاند.در حوزه مصرف نیز اتفاقات جالبی رخ داده است. مردم تهران به اندازه ظرفیت دو سد لتیان در مصرف آب صرفهجویی کردهاند. درصد مشترکان خوشمصرف پایتخت نیز به ۳۸ درصد رسیده است.در حملونقل عمومی، رایگان شدن مترو و بیآرتی باعث شده مصرف روزانه بنزین تهران حدود ۳ میلیون لیتر کاهش پیدا کند. همچنین همراهی مردم موجب شد مراجعات به جایگاههای سوخت تا ۵۰ درصد کمتر از پیشبینیها باشد.در میدان خدمت هم گروههای جهادی دست بهکار شدند و ۱۳هزار منزل آسیبدیده در جنگ تحمیلی را ترمیم و بازسازی کردند.اما شاید مهمترین نشانه، فضای عمومی جامعه باشد. با گذشت ۹۰ شب از تجمعات مردمی، همچنان بخشی از شعارها و مطالبات مردم معطوف به کمک به مردم لبنان و حمایت از حزبالله است؛ مطالبهای که امروز در سطح کلان نیز به یکی از شروط اصلی ایران در مذاکرات تبدیل شده است.
استراتژی جدید حزبالله
ظاهر ماجرا در جنوب لبنان این است که اسرائیل جلو میرود، بعضی روستاها را رد میکند و خط نبرد را جابهجا میکند. حزبالله برخلاف گذشته که روی «حفظ وجببهوجب خاک» تأکید داشت، الان عمداً عقبنشینی میکند تا نیروهای اسرائیلی را به عمق بکشاند؛ یعنی اسرائیل با هر پیشروی، درواقع خط تدارکاتیاش را طولانیتر و خودش را در زمینهای صعبالعبور به «سیبل متحرک» تبدیل میکند.واقعیت میدان این است هرچه عمق نفوذ اسرائیل بیشتر میشود، نرخ تلفات و شدت حملات حزبالله بالاتر میرود. در بنتجبیل، یحمر و دبین، نیروهای اسرائیلی نهتنها پیشروی مؤثری نداشتهاند، بلکه درگیر بنبستهای سنگین شدهاند که حتی بمباران هوایی هم گره آن را باز نکرده است.خطوط تدارکاتی اسرائیل روزانه هدف قرار میگیرند و پهپادهای FPV (که اسرائیل هنوز راهی برای مقابله با آنها ندارد) پشت سر هم تلفات میگیرند.
فرق «شروط 10 گانه» و «پیششرطها» چیست؟
شروط 10گانه اهداف نهایی ایران هستند؛ یعنی مواردی که آمریکا باید اصل آنها را بپذیرد و سپس درباره جزئیات اجرای آن مذاکره شود؛ مثل پذیرش غنیسازی، رفع تحریمها، پرداخت خسارت و خروج نیروهای آمریکایی از منطقه.
اما پیششرطها چیز دیگری هستند. پیششرطها اقداماتیاند که باید قبل از آغاز مذاکره انجام شوند تا اصلا گفتوگو شروع شود.
پس چرا 2پیششرط به 5پیششرط تبدیل شد؟
در دور اول، ایران فقط 2پیششرط تعیین کرده بود: آتشبس واقعی در لبنان و آزادسازی داراییهای بلوکهشده، اما چون آمریکا به همان 2مورد هم عمل نکرد و تنشها ادامه یافت، ایران برای دور جدید مذاکرات، مجموعه گستردهتری از پیششرطها را مطرح کرد: پایان جنگ، رفع تحریمها، آزادسازی داراییها، جبران خسارات جنگ و پذیرش حاکمیت ایران بر تنگه هرمز.
در واقع برخی از مطالبات اصلی که قبلا جزو شروط نهایی بودند، بهدلیل تحولات میدانی به پیششرط آغاز مذاکره تبدیل شدندکه اتفاقا نشانه برتری ایران در میدان است.
الان مذاکرات در چه مرحلهای است؟
طبق این روایت، ایران هنوز وارد مذاکره درباره پرونده هستهای نشده است. ابتدا باید درباره پایان جنگ و اجرای پیششرطها اقدام عملی صورت بگیرد. پس از آن، در مرحله دوم، مذاکرات مربوط به مسائل هستهای آغاز خواهد شد.
بنابراین وضعیت فعلی نه توافق نهایی است و نه مذاکره هستهای، بلکه مرحله راستیآزمایی اقدامات عملی و بررسی تحقق پیششرطهای جدید است.
گروه حنظله
دقیقا دارد چه میکند؟
اگر قرار باشد نقطهزنیهای دقیق علیه اهداف حساس دشمن انجام شود، قبل از موشک و پهپاد، به اطلاعات نیاز است؛ اطلاعاتی از فرماندهان، مراکز تصمیمگیری، زیرساختهای نظامی و نقاط تجمع نیروهای مؤثر. به همین دلیل بازوی اطلاعاتی و امنیتی در جنگ با اسرائیل و آمریکا اهمیت ویژهای دارد.
حالا به کارنامه چندماه اخیر حنظله نگاه کنید:
هک و انتشار اطلاعات فوقسری سامانههای پدافندی اسرائیل
کشف و انتشار مشخصات کامل ۲۳۷۹ نفر از نیروهای تفنگدار دریایی آمریکا مستقر در منطقه خلیجفارس
هک مرکز هولوکاست و انتشار بیش از 2میلیون سند محرمانه
نفوذ به تجهیزات ارتباطی سیاستمداران، نظامیان، دانشمندان هستهای و دیپلماتهای رژیم صهیونیستی و دستیابی به اطلاعات و تصاویر محرمانه
هک مرکز پژوهشهای هستهای سوریک و انتشار اسامی دانشمندان حاضر در پروژه شتابدهنده ذرات
هک شرکت سیلیکم، شرکت پوششی یگان ۸۲۰۰ اسرائیل و جمعآوری ۴۰ترابایت اطلاعات حساس
افشای هویت ۵۰ افسر ارشد واحد ۹۹۰۰ اسرائیل
شناسایی و افشای هویت ۶۰چهره اثرگذار اما ناشناس فعال در حوزههای نظامی، امنیتی، صنعتی و اطلاعاتی رژیم؛ از متخصصان رادار و پدافند تا مهندسان نرمافزار، تحلیلگران داده و مربیان گنبد آهنین
کشف و انتشار ارتباطات و هویت برخی چهرههای اصلی رسانههای ضدایرانی و شبکههای رسانهای وابسته
اینها فقط بخشی از اقدامات اعلامشده حنظله در ماههای اخیر است. به بیان دیگر، حنظله بیش از آنکه یک مجموعه عملیات سایبری صرف باشد، در حال ساختن بانک اطلاعاتی از زیرساختها، افراد و شبکههای مؤثر دشمن است؛ بانک اطلاعاتیای که در هر درگیری میتواند به اندازه یک یگان رزمی ارزش داشته باشد ؛ گروهی که هویت دقیق آن هنوز روشن نیست، اما ارتباط و همجهتی آن با جبهه مقاومت برای بسیاری از ناظران قابل انکار نیست.
مهمتر از عوارض تنگه هرمز
خیلیها فکر میکنند اهمیت تنگه هرمز فقط به پول عوارض کشتیهاست، درحالیکه موضوع اصلی، تثبیت حاکمیت ایران بر این گذرگاه راهبردی است.
6اثر مهم این مسئله
اول، ایران بر مسیر عبور حدود یکپنجم تجارت و انرژی جهان اثرگذار میشود.
دوم، تنگه هرمز به اهرم مقابله با تحریمها تبدیل میشود و ایران امکان واکنش متقابل اقتصادی پیدا میکند.
سوم، ایران میتواند بر بازار انرژی و قیمت سوخت در سطح منطقه و جهان تأثیر بیشتری بگذارد.
چهارم، با تعیین قواعد عبور و مبادلات، قدرت اثرگذاری بیشتری بر جریانهای مالی و اقتصادی پیدا میکند.
پنجم، روابط اقتصادی و تجاری کشورها با ایران، از همسایگان خلیجفارس تا اروپا، بیش از گذشته تحتتأثیر این موقعیت قرار میگیرد.
ششم، قدرت اثرگذاری ایران بر حضور نظامی آمریکا، معادلات امنیتی منطقه و پروژههایی مانند عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی افزایش مییابد.
بنابراین آنچه برای ایران اهمیت دارد صرفا درآمد عوارضی نیست، بلکه تثبیت یک موقعیت راهبردی است که میتواند بر اقتصاد، امنیت و معادلات سیاسی منطقه و جهان اثر بگذارد.
روایت خبر
در همینه زمینه :