قصه «دستهای مهربان»
ارتباط بین کودکان بیسرپرست و پدربزرگ و مادربزرگهایی که نوه ندارند، در طرح جدید بهزیستی
بچههای بیسرپرست و بدسرپرست نه فقط پدر و مادر خوب ندارند بلکه پدربزرگ و مادربزرگ هم نداشتهاند. آنهایی که بیشتر اوقات در مراکز نگهداری زندگی کردهاند تقریبا با هیچ شخص «پیر»ی آشنا نبودهاند. از طرف دیگر سالمندان سالم و سرحالی هم هستند که خانوادهای ندارند و اطراف آنها از «نوه» خالی است. سازمان بهزیستی در طرح «دستهای مهربانی» در حال آزمون این ایده است که بتوان بین بچههای بیسرپرست و بدسرپرست و سالمندان توانمند ارتباطی برقرار کرد. از شروع آزمایشی این طرح فقط چندماه میگذرد.
پدربزرگهای باحوصله
حمیدرضا الوند، مدیرکل دفتر مراقبت و توانمندسازی کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی به همشهری میگوید: « ما سالمندانی داریم که به تنهاییفعالیتهای روزانه خودشان را انجام میدهند اما سرزنده و فعال هستند؛ آنهایی که در فعالیتهای اجتماعی شرکت میکنند، در بنیاد فرهیختگان حضور پیدا میکنند یا آنهاییکه به مراکز روزانه بهزیستی رفتوآمد دارند و از برنامههای اوقات فراغت استفاده میکنند. از ظرفیت این سالمندان میشود برای بهبود شرایط کودکان مقیم مراکز شبهخانواده بهرهبرد. سالمندانی داریم که با وجود سن و سال زیاد سرحال هستند و مهارتهای هنری و کلامی خوبی دارند.»
بیش از ۸۷ درصد بچههایی که تحت سرپرستی ما هستند در حال حاضر بچههای بدسرپرستند نه بیسرپرست یعنی شرایط فرزندخواندگی با عنوان سرپرستی دائم را ندارند اما از داشتن خانواده و عواطف و احساسات زندگی خانوادگی هم محروم هستند. از طرف دیگر سازمان تأکید دارد که بچهها باید درون خانواده زندگی کنند و هرقدر که مادریاران و همکاران دیگر ما در مراکز نگهداری شبهخانواده تلاش میکنند باز هم فضای این مراکز با فضای خانواده متفاوت است، برای همین هم طرحهای مختلفی مانند طرح میزبان و... داریم که این بچهها بتوانند به شکلهای مختلف درون یک خانواده بزرگ شوند.» الوند تأکید میکند:« طرح درباره بچههایی که در سن بین کودکی و نوجوانی باشند اجرا میشود. بچههای خیلی کوچک جنب و جوش زیادی دارند و بچههایی که به سن نوجوانی برسند هم ویژگیهای رفتاری مخصوص به این سن را دارند، برای همین فاصله بین این دورههای سنی را انتخاب کردیم. از سمت دیگر اولویت با سالمندانی است که زن و شوهر باشند؛ آنهایی که در بنیاد فرزانگان فعال هستند یا به مراکز روزانه رفتوآمد دارند. آنها یک روز در هفته بهمدت چند ساعت به مراکز نگهداری از کودکان میروند و زیرنظر گروه مراقبت این خانهها شامل مددکار، روانشناس و مدیر مرکز در برنامههای قصهگویی شرکت میکنند.»
رابطه دو سر سود
این سالمندان میتوانند برای بچهها بهصورت پدربزرگ و مادربزرگی باشند که هر هفته به دیدنشان میروند. سرگرمی پیشنهاد شده قصهگویی برای انتقال فرهنگ ملی و محلی کشور بود اما سالمندانی هستند که مهارتهایی مانند موسیقی دارند. هر استان میتواند بنا به فرهنگ محلی خود جنبههای مختلف مشارکت را شناسایی و اجرا کند. از طرف دیگر این فعالیتها برای خود سالمندان هم سازنده و سرگرمکننده خواهد بود و نخستین فایده آن ایجاد احساس سودمندی است.