• دو شنبه 18 خرداد 1405
  • ٢٢ ذو الحجة ١٤٤٧
  • 2026 Jun 08
پنج شنبه 31 اردیبهشت 1405
کد مطلب : 276484
لینک کوتاه : newspaper.hamshahrionline.ir/7LDPG
+
-

روایت خبر

قصه کشورهایی که قواعد دریا را به نفع خود عوض کردند
اصل ماجرا اینجاست: قوانین بین‌المللی همیشه از اول «قانون» نبوده‌اند. خیلی وقت‌ها، نتیجه زور، اراده و پیگیری کشورهایی بوده‌اند که حاضر نشده‌اند نظم موجود را بپذیرند.
دهه‌های‌۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ را تصور کنید؛ ناوگان‌های عظیم کشورهای صنعتی وارد آب‌های آمریکای لاتین می‌شدند و منابع دریایی را جارو می‌کردند. قانون هم عملا طرف قدرت‌های بزرگ بود. آن زمان کشورها فقط تا ۳مایل دریایی حق کنترل داشتند؛ یعنی بقیه دریا تقریبا آزاد بود برای هرکسی که زور بیشتری داشت.
   اما چند کشور آمریکای لاتین یک ایده جدید مطرح کردند؛ گفتند این آب‌ها فقط «مسیر عبور» نیست. این دریا، میراث نسل‌های ماست؛ «دریای موروثی» است.
  پس ما فقط حق استفاده نداریم؛ حق حفاظت و مدیریت هم داریم.
  آن روزها خیلی‌ها این حرف را غیرممکن می‌دانستند. قدرت‌های بزرگ مقاومت کردند.
  اما همان ایده، آرام‌آرام نظم حقوق دریاها را تغییر داد، تا جایی که جهان مجبور شد مفهوم «منطقه انحصاری اقتصادی ۲۰۰مایلی» را به رسمیت بشناسد.
 یعنی چه؟
  یعنی کشورهایی که روزی فقط ۳مایل اختیار داشتند، قواعد بازی را عوض کردند و ۲۰۰مایل حق مدیریت گرفتند.
حالا اصل ماجرای هرمز همین‌جاست؛ تنگه‌ها فقط آبراه نیستند؛ ابزار قدرتند.
  همانطور که آمریکای لاتین زمانی نظم دریایی جهان را به چالش کشید، امروز هم ایران می‌تواند مدل جدیدی از حکمرانی بر هرمز را تعریف کند.
  چون نظم‌های جهانی همیشه ثابت نمی‌مانند، گاهی یک ایده، یک اراده و یک نقطه راهبردی، قانون دنیا را بازنویسی می‌کند.


معادله جدید حزب‌الله: 
ترور در برابر ترور
در مرزهای شمال فلسطین اشغالی، معادله‌ای تازه در حال تولد است؛ معادله‌ای که حزب‌الله می‌خواهد آن را با صدای بلند به تل‌آویو تحمیل کند: «ترور در برابر ترور، فرمانده در برابر فرمانده».
سال‌ها بود مقاومت، قواعد نبرد را با اصل بازدارندگی مدیریت می‌کرد: حمله در برابر حمله و آتش در برابر آتش. اما عملیات اخیر در شهرک شومیرا نشان داد که بازی وارد مرحله‌ای جدید شده است. تنها چند روز پس از انتصاب سرهنگ «آویران الفاسی» به فرماندهی تیپ ۳۰۰ ارتش اسرائیل، پهپاد انتحاری حزب‌الله خودروی او را هدف گرفت؛ عملیاتی که فقط یک حمله نظامی نبود، بلکه نمایش قدرت اطلاعاتی مقاومت هم به‌شمار می‌رفت.
اسرائیل حتی نام این فرمانده را در سایت رسمی خود پنهان کرده بود، اما حزب‌الله نه‌تنها هویت او را افشا کرد، بلکه او را در حساس‌ترین محور عملیاتی الجلیل غربی زیر ضرب برد.
این عملیات، پاسخی مستقیم به حمله اسرائیل به‌خودروهای غیرنظامی در جاده بیروت- صیدا بود؛ پیامی روشن که از این پس، هدف قراردادن غیرنظامیان یا فرماندهان مقاومت می‌تواند بهایی هم‌سنگ برای تل‌آویو داشته باشد.

ورود سربازان آمریکایی و سگ ممنوع!


با انتشار تصاویری از پلاکاردهای اخیرا نصب شده در سواحل خلیج‌فارس مبنی بر ممنوعیت سربازان آمریکایی و سگ، این خاطره امیرعباس هویدا، نخست‌وزیر شاه خواندنی است: پس از بازگشتم به ایران، ایران روزهای تاریکی را سپری می‌کرد. من در اهواز، بر سر در باشگاه راه‌آهن که باشگاه انگلیسی‌ها بود، هیچ وقت فراموش نمی‌کنم، عبارتی دیدم؛ یک طرف نوشته بود «ورود برای ایرانی قدغن»، یک طرف دیگر هم نوشته بود «ورود برای سگ قدغن». ما با سگ هم ردیف بودیم. وقتی سوار ترن می‌شدیم، ما را در واگن دیگری می‌گذاشتند، خارجی را در واگن دیگر. کرج و شمال و جاهای دیگر که می‌خواستیم برویم، نیاز به اجازه مخصوص داشتیم.

اصل ماجرای رأی جدید سنا علیه ترامپ
بعد از 7بار شکست، سنای آمریکا بالاخره با ۵۰رأی موافق در برابر ۴۷رأی مخالف، قطعنامه‌ای تصویب کرده که می‌گوید ترامپ برای ادامه حمله به ایران باید از کنگره مجوز بگیرد. در ظاهر، این یعنی محدودشدن اختیارات رئیس‌جمهور؛ اما در عمل، ماجرا بیشتر یک دعوای سیاسی داخلی است اما اصل ماجرای‌ رأی سنا، «مهار ترامپ» نیست. چون کاخ سفید اعلام کرده ترامپ این مصوبه را وتو می‌کند و مخالفان او برای شکستن وتو، به رأی دو‌سوم اعضای کنگره نیاز دارند؛ عددی که فعلاً دست‌نیافتنی به‌نظر می‌رسد.
از آن طرف، دولت آمریکا هم با یک تفسیر حقوقی می‌گوید چون آتش‌بس برقرار شده، هر حمله جدید یک «درگیری مستقل» محسوب می‌شود و الزاماً نیاز به مجوز تازه ندارد.
اصل ماجرا این است؛‌واشنگتن هنوز می‌خواهد ابزار تهدید نظامی را حفظ کند، اما دیگر مطمئن نیست بتواند هزینه یک جنگ بزرگ با ایران را کنترل کند.

آمارهای جذاب از تجمعات خیابانی
آمار تجمعات مردمی بعد از جنگ، چند واقعیت مهم درباره جامعه ایران را نشان می‌دهد.‌طبق آمار مرکز «اتود»، ۶۰درصد مردم حداقل یک‌بار در تجمعات شبانه شرکت کرده‌اند و ۲۰درصد هم بیش از ۱۰بار حضور داشته‌اند؛ یعنی با یک حضور مقطعی طرف نیستیم بلکه بخشی از جامعه به شکل مستمر در میدان بوده است.‌نکته مهم‌تر اینجاست که حتی از میان افرادی که شرکت نکرده‌اند هم ۳۵درصد نگاه مثبتی به این تجمعات داشته‌اند. در نهایت فقط ۳۱درصد کل جامعه نگاه منفی به این جریان‌ها دارند.
این آمارها چند معنا دارد؛
اول اینکه جامعه ایران هنوز ظرفیت بالایی برای حضور جمعی و بسیج اجتماعی در بزنگاه‌های بحرانی دارد.
دوم اینکه این حرکت‌ها بیشتر از آنکه دولتی باشند رنگ و بوی مردمی و خودجوش دارند.‌سوم اینکه یک همدلی پنهان در جامعه وجود دارد که همیشه در خیابان دیده نمی‌شود و چهارم اینکه این تجمعات برخلاف بسیاری از نمونه‌های مشابه، وارد دوقطبی‌های مرسوم سیاسی نشده‌اند.




 

این خبر را به اشتراک بگذارید