داستان همیشگی بلوغ در جنگ
علیرضا محمودی؛ روزنامهنگار

یکی از روایتهای رایج در هر جنگ، داستان بلوغ کودکان و نوجوانان است. در این داستانها حوادث جنگ باعث میشود که کودکان و نوجوانانی که خواسته یا ناخواسته پایشان به جبهه جنگ کشیده میشود، در برابر حوادث مقاومت کنند و به بلوغ جسمانی و فکری برسند. سینمای جنگی ایران در بیش از 4دهه تجربه انواع زیرگونههای فیلم جنگی، روایتهای قابل توجهی از حضور کودکان و نوجوانان در جنگ تحمیلی اول را به زبان سینما برگردانده است. در فیلم نینوا(1363) ساخته شادروان رسول ملاقلیپور رزمندهای نوجوان / ابوالفضل/ محمود نوروز، مسئول جابهجایی رزمندهای نابینا، غلامحسین/ ابوالفضل دهقانیان، به پشت جبهه میشود. گم و مجروح شدن ابوالفضل در مسیر و درگیری با دشمن، شرایط بلوغ قهرمان نوجوان فیلم را فراهم میکند. فیلم با همه تازهکاری عواملش لحظات عاطفی قابل توجهی از این نوع داستان را روایت میکند. در سایههای هجوم(1372) ساخته احمد امینی، قهرمان نوجوان فیلم، علی/ میلاد عراقیکه درگیر یک بحران عاطفی در خانواده است باید در برابر تجاوز دشمن در کنار پدرش ایستادگی کند. امینی با ساخت فیلم احاطه خودش بر داستانی خانوادگی در دل جنگ را بروز داد، اتفاقی که دیگر در کارنامه این فیلمساز نیفتاد. بازی بزرگان(1372) ساخته شادروان کامبوزیا پرتوی، فیلمی است درباره دختری
کمسن و سال مریم/ رزگار محمد امین، در یک شهر اشغال شده توسط دشمن که باید جان خود و برادر خردسالش را از آتش جنگ نجات دهد. در کارنامه فیلمسازی پرتوی این فیلم نشان از علاقه او به کودکان و عطوفتی که جنگ از آنها دریغ میکند، دارد.
شادروان کیومرث پوراحمد در سال1385یکی از بهترین فیلمها درباره بلوغ یک نوجوان در دل جنگ را ساخته است. اتوبوس شب به عیسی/ مهرداد صدیقیان، این فرصت را میدهد که یک اتوبوس پر از اسیر عراقی را مدیریت کند. این دیالوگ از این فیلم در ذهنها مانده است: پارسال ۱۶سالم بود، بچه بودم، 2روز بعد بابام مرد، بازم ۱۶سالم بود، اما دیگه بچه نبودم.