نامها و مکانهای واقعی
علیرضا محمودی؛ روزنامهنگار

تولیدات فیلم در ژانر جنگی در سینمای ایران از سال1360 و اکران فیلم «مرز» ساخته جمشید حیدری تا امروز را میتوان به 4دوره یا چرخه تقسیم کرد. دوره اول: چرخه فیلمهای عملیاتی از 1360 تا نیمه اول دهه1370. دوره دوم: چرخه فیلمهای تبعات جنگ و دفاعمقدس از نیمه دوم دهه1370 تا نیمه اول دهه1390. دوره سوم: چرخه فیلمهای بازسازی زندگی قهرمانان و اتفاقات واقعی از نیمه اول دهه1390 تا 1404. دوره چهارم: چرخه فیلمهای جنگ 12روزه و جنگ رمضان/ جنگ تحمیلی دوم و سوم.
این چرخهها علاوه بر تقسیمبندی مضامین فیلمها نشان میدهد که فیلمهای جنگی ایرانی بازتابدهنده گفتمان رایج در فضای فرهنگی کشور درباره جنگ و مقاومت نیز هستند.
چرخه اول و دوم فیلمهای جنگی ایرانی برآمده از نیازها و تمایلات مصرفکنندگان/ مخاطبان/ مردم ایران بود که در فیلمهای جنگی بهدنبال پاسخ به آنها بودند. استقبال گسترده مخاطبان از فیلمهایی مانند«عقابها»(1364) از چرخه فیلمهایعملیاتی و «آژانس شیشهای»(1377) از چرخه فیلمهای تبعات رویداد جنگ در زمان صلح بیانگر همسویی تمنای مخاطبان با تفکرات فیلمسازان بود. دوره چرخه سوم سینمای جنگی که با تولید فیلم«چ»(1392) ساخته ابراهیم حاتمیکیا درباره بخشی از زندگی شهید مصطفی چمران آغاز شد، نتوانست جذب مخاطبان را در حد فراگیر دهههای1360 و 1370 رقم بزند. تغییر نحوه و مکان مصرف فیلم نزد خانوار ایرانی از سالن سینما به نمایش خانگی را شاید بتوانیم دلیل اصلی این تغییر بدانیم، اما رویکرد و گرایش محتوایی این فیلمها در بازتولید فیلمهای جنگی و روایتگر زندگی قهرمانان جنگی نیز مغایر با نیازهای مخاطبان بود. سازندگان این فیلمها بیش از سؤالات و ابهامات مخاطبان درباره تاریخ جنگ متمایل به بازتولید روایتی مطابق با نهادهای سفارشدهنده بودند. با بروز 2جنگ، چرخه تازهای از سینمای جنگ آغاز شده که میتواند همچون چرخه اول و دوم فیلمهای جنگی دفاعمقدس 8ساله مماس با نیازهای مخاطبانی باشد که از قهرمانان اصلی دفاع در جنگ تحمیلی دوم و سوم بودند.