خداحافظی با حلبیآبادهای تهران
تهران در مسیر تاریخی رشد و گسترش خود همواره نیازمند ساماندهی و اصلاح بوده است. پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷، در بخشهای مختلف شهر، فضاها و مراکزی وجود داشت که برای شهروندان آزاردهنده و مشکلساز بود؛ مکانهایی که نهتنها مطلوب ساکنان نبودند بلکه همجواری با آنها دشواریهایی ایجاد میکرد و گاه حتی نامبردن از آنها نیز ناخوشایند بهنظر میرسید. پس از پیروزی انقلاب اما شرایط دگرگون شد و مسئولان شهری برای کاهش آسیبها و ارتقای کیفیت زندگی مردم، اقدامات متعددی انجام دادند و تلاش کردند محیطی مناسبتر و آرامتر برای شهروندان فراهم آورند. برچیده شدن حلبیآبادهایی که از دهه 40چهرهای ناخوشایند به شهر داده بودند، نمونه بارز همین تلاشهاست.
در دهه 40و همزمان با اجرای قانون اصلاحات ارضی و تغییرات در نظام کشاورزی، موجی از مهاجرت روستاییان به تهران شکل گرفت؛ مهاجرتی که با هدف دستیابی به شرایط زندگی بهتر انجام میشد. این جمعیت تازهوارد بهسرعت در نقاط مختلف شهر ازجمله قنبرآباد، بخشهایی از بزرگراه رسالت، انتهای شهباز جنوبی، حوالی میدان شوش و میدان غار و دیگر مناطق مشابه ساکن شدند و بهتدریج سکونتگاههای غیررسمی و بهاصطلاح حلبیآبادها را ایجاد کردند. برای نمونه، در محدوده فعلی بزرگراه رسالت، میان خیابان دردشت تا
۴۵ متری رسالت، خانههایی با ورقهای حلبی ساخته شده بود که به «حلبیآباد» شهرت یافت. پس از تخریب این مناطق توسط شهرداری، ساکنان به نقاط دیگری مانند خیابان فرجام و جنوب شمیراننو نقل مکان و دوباره سکونتگاههایی ایجاد کردند. همچنین قنبرآباد از دیگر مناطق تجمع زاغهنشینی در نزدیکی فرودگاه مهرآباد بود. این آلونکها که از مصالح ساده و ضایعاتی ساخته شده بودند، پس ازپیروزی انقلاب اسلامی و با گسترش شهرسازی، بهتدریج جای خود را به ساختمانهای آجری دادند و در نهایت به محلههایی تبدیل شدند که امروزه از امکانات رفاهی، آموزشی و ورزشی برخوردارند.