پایان خیانت
اتهامات مهدی رسولی چه بود؟
یکی از افراد مشارکتکننده در فتنه 18و 19دی 1404در مشهد که طی روزهای گذشته به دار مجازات آویخته شد، مهدی رسولی بود. بخشی از اتهامات او عبارت بودند از:
همکاری با سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی
تخریب اماکن و اموال عمومی
ساخت و همراه داشتن شمشیر دستساز
شرکت در غارت فروشگاه عمومی و یک مؤسسه مالی
شرکت مستقیم در به شهادت رساندن فجیعانه نیروی حافظ امنیت «حمیدرضا یوسفینژاد»
رسولی با شمشیر دستسازش، به یک نیروی بیدفاع حافظ امنیت که بر زمین افتاده بود ضرباتی وارد و پس از شهادت آن نیرو، رجزخوانی و از پیکر تصویربرداری کرده بود.
پیادهنظام موساد
محمدرضا میری، دوست مهدی رسولی بود که به همراه او اعدام شد و مشترکا پیادهنظام موساد در کشور بودند.
میری در اعترافات خود میگوید:
با مهدی رسولی قرار گذاشتیم در اغتشاشات شرکت کنیم. وقتی به هم رسیدیم مهدی به من یک چاقو که روی آن 77حک شده بود داد.
خودش هم با شمشیر که در لباسش بود به منطقه طبرسی مشهد آمد.
مهدی به من زنگ زد و گفت بیا «زمینخالی»، رفتم و مهدی شمشیر بهدست داشت که شمشیر پر از خون بود و از آن فیلم میگرفت.
به من گفت چند ضربه به سر بسیجی زدم.
بیا بریم شمشیر را تمیز کنم. رفت شمشیرش را روی پیکر فرد کشید تا خونش را تمیز کند.
هر کسی یک چیزی میزد من هم لگد زدم و از همان صحنه فیلم گرفتم.
«ابرام دولت»؛ از لیدری تا قمهکشی
یکی دیگر از عناصر و لیدرهای اصلی اغتشاشات منطقه طبرسی مشهد که مانند رسولی و میری به دار مجازات آویخته شد، ابراهیم دولتآبادینژاد بود.
اتهامات دولتآبادینژاد چه بود؟
دارای سوابق متعدد ازجمله ضرب و جرح، سرقت و تهدید مردم
نقش مرکزی در تهییج و تحریک مردم به اغتشاش و آشوب در مشهد
لیدری و هدایت اغتشاشگران به سمت استانداری مشهد و صداوسیمای این شهر برای اقدامات خرابکارانه
دعوت به شرکت در اغتشاشات در صفحه شخصی خود در فضای مجازی
همراهی حدود 250تا 300نفر اغتشاشگر قمه بهدست در منطقه طبرسی
درگیری با مأموران تامین امنیت و شهادت تعدادی از حافظان امنیت
تخریب فروشگاهها و اموال عمومی و خصوصی، پایگاه بسیج و بانک
قاتل کشاورز روستایی پای چوبه دار
در فتنه 18و 19دی پارسال، یکی از مناطق شهرستان ارومیه به کانون اصلی اغتشاشگران تبدیل شد.
در جریان این فتنه «سید عباس فاطمیه» کشاورز و اهل روستای باشلانبوشلو در نوشینشهر ارومیه و از نیروهای مردمی حافظ امنیت، بهدست فردی به نام محراب عبداللهزاده به شهادت رسید.
عبداللهزاده به جنایت خود اینگونه اقرار کرد: «در اغتشاشات حضور داشتم. به سمت مأموران حمله کردیم، تا اینکه دیدم 3نفر از مامورین جا ماندهاند، ما هم آنها را دنبال کردیم. همینکه به نخستین مأمور رسیدیم یک نفر زیر پای او زد و کنار درخت به زمین خورد. من که بالای سر او رسیدم یقه او را گرفتم و چند ضربه به او در ناحیه صورت زدم. من برای افرادی هم تعریف کردم که به چه شکل آن مأمور را زدیم».
عاقبت مزدوری
در جریان جنگ تحمیلی سوم، موساد با فعال کردن مامورینش در داخل ایران سعی در جاسوسی از مراکز حساس داشت. یکی از این خودفروختهها، یعقوب کریمپور نام داشت.
اتهامات کریمپور:
انفجار صوتی
انجام اقدامات ایذایی به دستور افسر موساد
انجام اقدامات میدانی نظیر آتشزدن پرچم و ارسال تصویر آن برای افسر موساد
تصویربرداری از اماکن نظامی
اعلام اخبار کذب به نهادهای امنیتی غرب کشور برای فریب
استخدام افراد برای انجام اقدامات خرابکارانه در داخل کشور
کریمپور، گوشهای از مزدوریاش برای افسر موساد را اینگونه توضیح میدهد: «آرش با یک آیدی تلگرام با من در ارتباط بود که هرازگاهی اسم آن را عوض میکرد مثلا چند روز مهدی بود، بعد محمد و... در ابتدا به من پیشنهاد داد در ازای انجام برخی اقدامات، مبالغی برایم در کیف پول دیجیتال واریز کند».