شاه فکر نمیکرد آمریکا به او هم خیانت کند
واکاوی ریشههای انقلاب در گفتوگو با خسرو معتضد، تاریخنگار
ریحانه مرتضوی | خبرنگار
برخی با تحریف تاریخ میخواهند القا کنند مردم ایران بیدلیل انقلاب کردند، درحالیکه وابستگی شدید دوره پهلوی به غرب، نفوذ گسترده آمریکا و انگلیس و اشتباهات داخلی رژیم شاه از مهمترین عوامل وقوع انقلاب بودند. در دومین گفتوگو با مورخ و پژوهشگر معاصر خسرو معتضد به میزبانی محمد علی مقدسیان به برخی شبهات در این زمینه پاسخ داده شد. معتضد با اشاره به پیشرفتهای ایران پس از انقلاب، خواستار آشنایی نسل جوان با واقعیتهای تاریخی شد.
اینکه معروف است با انقلاب دست آمریکاییها از ایران کوتاه شد را توضیح میدهید؟ فقط سیاسی بود یا منافع اقتصادی یا بهتر بگوییم چپاول اقتصادی هم بوده؟ با نمونههای عینی برایمان توضیح دهید.
وابستگی از زمان جنگ جهانی دوم بیشتر شد، اما قبل از آن هم انگلستان نقش پررنگی داشت. کودتای ۱۲۹۹ بدون تردید با دخالت انگلیس انجام شد. در زمان رضاشاه هم قرارداد ۱۹۳۳ را بستند که به ضرر ما بود و فقط یک نکته مثبت داشت؛ اعزام جوانان ایرانی برای تحصیل. در زمان مصدق ما حتی ۳۰ مهندس نفت هم نداشتیم. کشتی نفتکش نداشتیم. همهچیز دست انگلیسیها بود. از سال ۱۳۱۴ کمکم فهمیدیم چقدر به ما ستم شده است. یکی از کسانی که این موضوع را دقیق مطالعه کرد، دکتر محمد مصدق بود که قرارداد را بررسی کرد و فهمید چه اندازه به ضرر ایران است. آمریکا در آن زمان نقش مستقیم نداشت و بیشتر فعالیت اطلاعاتی میکرد، اما اسناد جدید نشان میدهد نفوذ اطلاعاتی بسیار قویای داشته است. حتی یکی از دلایل حمله شوروی و انگلیس به ایران، گزارشهای همین آمریکاییها بود. رضاشاه از حدود سال ۱۳۱۴ به آلمان نزدیک شد؛ چون آلمان خریدار محصولات ایران بود و در مقابل به ما ماشینآلات و تجهیزات میداد. اما بعد از جنگ جهانی دوم، آمریکا کمکم وارد ایران شد؛ آن هم بدون اجازه ما و در چارچوب کمک به شوروی و انگلیس.
پس از این دوره آمریکاییها وارد ایران شدند؟
بله! آمریکاییها از حدود سال ۱۳۲۱ وارد ایران شدند. هزاران سرباز آمریکایی وارد بندر شاپور شدند، پایگاههایی در اندیمشک و دزفول ساختند و از راه ایران تجهیزات جنگی را به شوروی منتقل کردند. طبق اسناد، حدود ۴۰۰ هزار جیپ از مسیر ایران به شوروی فرستاده شد. اگر کمکهای آمریکا نبود، شوروی در جنگ دوام نمیآورد. شاه از شوروی بهشدت میترسید؛ چون روسها آذربایجان را از ایران جدا کرده بودند و «جمهوری خودمختار آذربایجان» تشکیل داده بودند. آن زمان اگر به آذربایجان میرفتید، حتی در تاکستان شما را میگشتند که مجله یا روزنامه فارسی همراه نداشته باشید.
در زمان جنگ جهانی دوم حتی دارو و کمکهای پزشکی میآوردند؛ مثلاً پنیسیلین که در ایران اصلاً وجود نداشت. در سال ۱۳۲۶ قرارداد نظامی با آمریکا بسته شد تا ۸۵ افسر آمریکایی بیایند و ارتش ایران را آموزش دهند؛ چون ارتش ما در شهریور۲۰ نشان داده بود که بسیار ضعیف است. حتی سربازان ما هنگام اعزام غذا نداشتند. آمریکاییها برای بازسازی ارتش ما آمدند، اما تانکها و هواپیماهایی که به ما دادند اغلب دستدوم و مستعمل بود. بعد از کودتای ۲۸ مرداد، نفوذ آمریکا بیشتر شد. نخستین اقدام جدی، تشکیل کنسرسیوم نفتی بود. قبلاً فقط انگلیس از نفت ایران استفاده میکرد، اما بعد شرکتهای آمریکایی، هلندی و فرانسوی هم وارد شدند و هرکدام سهم گرفتند. به ما هم مقداری وام و اسلحه دادند، اما عملاً بر منابع کشور مسلط شدند.
در سال ۱۳۲۷ هم در دانشگاه تهران فردی به نام ناصر فخرآرایی به شاه تیراندازی کرد. همه اینها باعث شد شاه خودش را بیشتر به دامان آمریکا بیندازد. در سال ۱۳۲۶ قراردادی با آمریکا برای کمک نظامی بست. شوروی اعتراض کرد. آن زمان قوامالسلطنه نـخـسـتوزیر بود؛ او با سیاست توانست استالین را قانع کند که نیروهای شوروی ایران را تخلیه کنند.
روابط شاه با کندی هم چندان خوب نبود. گفته میشود وقتی کندی ترور شد، شاه خوشحال شد چون از انتقادهای او ناراضی بود. امروز هم بخش بزرگی از پولهای ایران در آمریکا بلوکه شده است. ترامپ ادعا میکند پولی به ایران داده شده، اما واقعیت این است که بدهیهای ما هنوز پس داده نشده است. حتی اسرائیل حدود 2 میلیارد دلار به ایران بدهکار است و پرداخت نمیکند.
مردم چه واکنشی به این نفوذ آمریکاییها داشتند؟
یکی از دلایل نارضایتی مردم در دوره پهلوی همین نفوذ گسترده آمریکا بود. حقوق و امکانات آمریکاییها با ایرانیها قابل مقایسه نبود. خانه، ماشین، امکانات رفاهی و باشگاههای مجانی داشتند که همه هزینهاش را دولت ایران میداد. مردم از مداخلات آمریکا ناراضی بودند و شوروی هم از حضور آمریکا در ایران خوشش نمیآمد. شاه به آمریکاییها حدود ۱۵ منطقه در شمال ایران داده بود تا آزمایشهای اتمی شوروی را کنترل کنند. این پایگاهها در مناطقی مثل بهشهر قرار داشت. بعد از انقلاب همه این مراکز برچیده شد و کارکنان آمریکایی را مدتی گروگان گرفتند، حقوقشان را دادند و از ایران رفتند. شاه هیچوقت تصور نمیکرد با ارتباطی که با آمریکا داشت در نهایتآنها با او چنین رفتاری کند. فکر میکرد اگر مشکلی پیش بیاید، به راحتی به آمریکا میرود و در ویلایی که خواهرش شمس در بورلیهیلز خریده بود زندگی میکند. اما بعد از انقلاب سرنوشت دیگری برایش رقم خورد.
علاوه بر این، در سالهای پایانی حکومت شاه چه کارهایی باعث افزایش نارضایتی مردم شد؟
دکتر اسد آرام در کتاب «دسیسه» نکات جالبی نوشته است. او میگوید هویدا زیرکانه شاه را «رئیس مملکت» خطاب میکرد و طوری وانمود میکرد که شخص دومی در کشور وجود ندارد. این نوع چاپلوسیها یکی از مشکلات بزرگ شاه بود. برای شناخت شاه باید شخصیت او را در دورههای مختلف بررسی کرد. شاهِ بعد از ۲۸ مرداد با شاهِ سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۴ کاملاً متفاوت بود. در اوایل؛ میان مردم میرفت، اسکی میکرد و رفتار سادهای داشت. اما کمکم فضای چاپلوسی دربار او را تغییر داد. مشرف نفیسی در خاطراتش مینویسد: بعد از کودتای ۲۸ مرداد دیدم رسم عجیبی راه افتاده؛ همه دست شاه را میبوسند، درحالیکه در زمان رضاشاه یا احمدشاه چنین چیزی مرسوم نبود. حتی بخشنامه صادر کرده بودند که هنگام ملاقات با شاه باید زانو زد! این رفتارها کمکم شخصیت شاه را دگرگون کرد. چاپلوسی اطرافیان، بستن روزنامهها، ایجاد حکومت نظامی، محدود کردن آزادیها و بیاعتنایی به خواست مردم، همه باعث شد فاصله شاه با جامعه بیشتر شود.
همچنین یکی از اشتباهات بزرگ، اعدام افسران تودهای بود. درحالیکه در دنیا معمولاً چنین افرادی اعدام نمیشوند، شاه یکباره ۲۶ نفر را تیرباران کرد. بسیاری از علما مانند آیتالله بروجردی و آیتالله کاشانی درخواست عفو کرده بودند اما شاه نپذیرفت. همین اعدامها باعث شکلگیری کینههای عمیق شد. بسیاری از اعضای کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در خارج از کشور، فرزندان همین خانوادهها بودند.
شاه در همه امور دخالت میکرد؛ حتی ارتش آمریکا در گزارشهای خود نوشته بود: «اعلیحضرت در همه مسائل کشور مداخله میکند.» نمونهاش ماجرای سمیرم بود که دخالت مستقیم شاه باعث شکست عملیات شد. قوامالسلطنه بارها به شاه گفته بود در امور اجرایی دخالت نکند و کارها را به دولت بسپارد اما شاه گوش نمیداد. در نتیجه، هر اتفاقی که میافتاد مردم آن را تقصیر شخص شاه میدانستند.
یکی از تلاشهای دشمن این است که با نشان دادن تصاویر و عکسهایی از زمان پهلوی، اوضاع زندگی مردم را خوب نشان بدهد. سبک زندگی مردم در آن زمان را توضیح میدهید؟
امروز برخی شبکههای خارجی تلاش میکنند دهه ۵۰ را بسیار زیبا و بینقص نشان دهند اما واقعیت این است که زیر ظاهر شهرهای مدرن، مشکلات عمیق اجتماعی و سیاسی وجود داشت. مردم از سر خوشی انقلاب نکردند بلکه نتیجه سالها فشار، نارضایتی و بیعدالتی بود.
تهرانِ آن سالها شهری شلوغ، دودآلود و گرفتار ترافیک سنگین بود. بسیاری از مناطق جنوب شهر بسیار محروم بودند. برخلاف تبلیغات منفی، ایرانِ امروز پیشرفتهای فراوانی کرده است: بزرگراهها، شهرسازی، توسعه شهرها و عمران گسترده شدهاند. کافی است امروز تهران، مازندران یا بندرعباس را ببینید تا تغییرات عظیم را درک کنید. ایران ظرفیت آن را دارد که به یکی از بهترین مقاصد گردشگری جهان تبدیل شود؛ چیزی که حتی پادشاه عربستان در دهه ۳۰ با دیدن رامسر به آن اذعان کرده بود. نخستین بار سال ۱۳۶۸ به کیش رفتم؛ میگفتند تا چند سال قبل جزیرهای پر از مار و سوسمار بوده، اما امروز قیمت آپارتمانهای کیش با تهران برابری میکند. در جنگ ایران و عراق دیدیم که پس از قطع همکاری آمریکا، کشور با تکیه بر توان داخلی روی پای خود ایستاد. خلبانان و نیروهای ایرانی با شجاعت جنگیدند و بسیاری از تجهیزات را خودمان ساختیم. دنیا رو به تکامل است و کشوری که پیشرفت نکند از بین میرود. وقتی من جوان بودم فقط دانشگاه تهران و چند دانشگاه محدود وجود داشت، اما امروز صدها دانشگاه و مرکز علمی در سراسر کشور داریم. جمعیت ایران از حدود ۱۸ میلیون نفر در دهه ۳۰ به بیش از ۹۰ میلیون نفر رسیده است. یکی از اقدامات مهم پس از انقلاب، تأسیس دانشگاه آزاد بود که فرصت تحصیل را برای میلیونها نفر فراهم کرد. بنابراین مقایسه قبل و بعد از انقلاب باید واقعبینانه باشد.
ترامپ به ایران بیاید خجالت میکشد
این مورخ معاصر درخصوص مقایسه وضعیت فعلی کشور با دوران قبل از انقلاب میگوید: من میگویم هر کسی که انتقاد دارد، با احترام دعوت شود ایران را از نزدیک ببیند. این مردم ایران هستند که کشور را ساخته و متحول کردهاند، نه یک فرد یا یک حکومت خاص. باور کنید اگر ترامپ را هم دعوت کنند تهران امروز را ببیند، خجالت میکشد! من زمانی را به یاد دارم که میدان شوش پایان تهران بود. شبهای جمعه با پدرم برای زیارت به مرقد حضرت عبدالعظیم میرفتیم؛ اطراف آنجا پر از خرابه و گودال بود. امروز همان مناطق تبدیل به جنگل و فضای سبز شده و تا فرودگاه امام خمینی(ره) توسعه پیدا کرده است. ساخت فرودگاه عظیم در جنوب تهران و هتلها و زیرساختهای جدید، همه واقعیتهای امروز ایران است.
افزایش درآمد نفتی از عوامل سقوط رژیم شاه
خسرو معتضد معتقد است: با افزایش درآمد نفتی در دهه ۵۰، بودجه کشور ناگهان از حدود ۹۰۰ میلیون دلار به چندین برابر رسید. شاپور بختیار در خاطراتش نوشته به شاه هشدار داده بود این حجم پول وارد اقتصاد نشود، چون تورم مهارناپذیر خواهد شد اما شاه نپذیرفت. رشد شتابزده اقتصادی و هجوم کارگران روستایی به شهرها، شکاف طبقاتی عمیقی ایجاد کرد. کارگران جوان با دیدن زندگی لوکس شهرنشینان، درحالیکه خود در فقر زندگی میکردند، دچار سرخوردگی و نارضایتی شدند؛ عاملی که بهگفته سولیوان زمینهساز سقوط رژیم شد.