تاریخ شروع جدایی پارههای تن ایران
خسرو معتضد در حاشیه صحبت از خلیجفارس گریزی هم به بخشهای جداشده ایران در ادوار گذشته میزند و میگوید: «استعمار تا قرن نوزدهم همدوره ما بود و در عمل کنار ما قرار گرفته بود و بیتأثیر نبود. اما از قرن نوزدهم به بعد، اوضاع برای ما متأسفانه بدتر شد، چون گرفتار جنگ روسیه شدیم. یکی از شخصیتهای روس آمد و گفت: ما باید به خلیجفارس برسیم. بعد هم نسلهای بعدیاش ادامه دادند و همگی شروع کردند به تجاوز به قفقاز. البته قفقاز آن دوره، یعنی بخشی از همان قلمروی تاریخی ایران؛ حتی تا خراسان هم در ذهن و نقشه تاریخی ما قرار میگیرد.»وی در ادامه به حضور گرجیها در آن دوره در ایران تأکید میکند و میگوید: «بسیاری از ملکها و خاندانهای آن دوره گرجی بودند. گرجیها به زبان روسی مسلط بودند. ضمن اینکه مادران پادشاهان صفویه هم بهطور گسترده ریشه گرجی داشتند، ازجمله در دوره شاه عباس.»
معتضد در ادامه میگوید: «استعمار از قرن نوزدهم به شکل جدیتری ادامه پیدا کرد، چون ما ضعیف شدیم. بعد هم تمرکزمان از جنوب برداشته شد و گرفتار جنگ روسیه شدیم. قرارداد گلستان و قرارداد ترکمانچای ۱۳سال با هم فاصله دارند. یعنی روسیه پس از آنکه ۱۵ایالت را گرفت با خود گفت: عجب جای خوبی را تصرف کردم! سپس ۱۳سال بعد، درخواست کرد که نخجوان و ایروان را هم به او بدهند؛ همین ایروان که الان پایتخت جمهوری ارمنستان است. دولت ایران در ابتدا زیر بار نرفت، اما روسها حمله کردند. ما هم ضعیف بودیم و عباسمیرزا، ولیعهد که متأسفانه به بیماری سرطان کبد و سل مبتلا بود، نتوانست مقاومت زیادی کند. ما حدود یک سال و نیم بیشتر نجنگیدیم. قرارداد دوم قرارداد ترکمانچای بود که در روستای ترکمانچای(نزدیک میانه) بسته شد. در این قرارداد، از ما ۵میلیون تومان غرامت خواستند. ابتدا ۲۰میلیون تومان بود، اما دولت ایران اعلام کرد که توان پرداخت آن را ندارد.»