کارخانهداری که در روزهای جنگ به داد مردم رسید
از کمک به زندانیان تا پناهی برای جنگزدگان
گروه حوادث
با شروع جنگ تحمیلی سوم و بمبارانهای پیاپی مناطق مسکونی از سوی دشمن، خانههای زیادی در پایتخت آسیب دیدند. در همان روزها مرد خیری که صاحب یککارخانه بزرگ تولید پارچه و مبلمان در خاورمیانه است، تصمیم گرفت برای کمک به این افراد وارد عمل شود. او که سالهاست در زمینه آزادکردن زندانیان جرائم غیرعمد و تهیه جهیزیه برای خانوادههای بیبضاعت و درمان بیماران خاص فعالیت دارد، همزمان با آغاز جنگ به کمک خانوادههای آسیبدیده از بمباران دشمن شتافت و در این مدت توانست با کمک دوستانش به دهها خانواده امدادرسانی کند. او که در همه این سالها نخواسته نامی از وی برده شود، یکی از خیرانی است که از مدتها قبل با ستاد دیه کشور همکاری دارد و حالا در گفتوگو با همشهری از جزئیات فعالیتهایش در روزهای جنگ میگوید. چکیده این گفتوگو را بخوانید.
نصب شیشههای شکسته
وقتی جنگ شروع شد، من و بیش از هزاروصد نفری که در کارخانهام مشغولبهکار هستند، در کارخانه ماندیم و کار را ترک نکردیم. همان موقع بود که تصمیم گرفتم فعالیت ویژه جنگی را آغاز کنم و به داد مردم بیپناهی برسم که در جریان این جنگ دچار خسارت شده بودند. وقتی شنیدم که شیشه خانه افراد زیادی شکسته و دیوارها ترک خورده، با خودم گفتم بهترین کار، نصب سریع شیشه و ترمیم دیوارهاست؛ چون روزهای نخست جنگ تحمیلی هوا بهشدت سرد بود و نمیشد در خانههایی که شیشههایشان شکسته بودند زندگی کرد، بهویژه آنهایی که کودک داشتند. در این شرایط با کمک کارگرانم فهرستی از خانههای آسیبدیده تهیه کردیم و در همان روزهای نخست شیشههای بیش از 50خانه را تعویض و دیوارهایشان را ترمیم کردیم.
آزادی بعد از 25سال
از آنجا که سالهاست در زمینه کمک به زندانیان مالی و مهیاکردن شرایط آزادی آنها از زندان فعالیت دارم، در این ایام نیز دست از این کار نکشیدم. هر سال با نزدیکشدن به شب عید، یکی از مهمترین اقدامات ما کمک به آزادی زندانیان جرائم غیرعمد و جرائم مالی است. یکی از زندانیان فردی بود که بهدلیل عدمتوانایی در پرداخت دیه، ۲۵سال در زندان مانده بود و خانوادهاش در انتظار یک معجزه بودند. وقتی پروندهاش را دیدم، دلم به حالش سوخت. او بیش از 25سال از جوانیاش پشت میلههای زندان گذشته بود و کسی را هم نداشت که کمکش کند. همه مبلغ دیه را پرداخت کردم و حتی پس از آزادی، او را به کارخانهام آوردم و به او شغل دادم. او حالا در کارخانه من کار میکند و شبها هم در اتاقک استراحت کارگران میماند. داستان زندگی او تراژدی است، بستگان او سالها قبل در زلزله جان باختهاند و هیچکس را ندارد و به همین دلیل سالها در زندان بوده است.
وسایلی که از دست رفت
جنگ فقط باعث آسیبدیدن خانهها نشده بود. برخی از خانوادهها وسایلشان را از دست داده بودند. ما در کارخانه کارمان تولید پارچه و مبلمان بود، به همین دلیل کار کمک به خانوادههایی را که به این وسایل نیاز داشتند و بهدلیل شرایط اقتصادی از پس تامین هزینهها برنمیآمدند شروع کردیم. ما اعلام کردیم هر خانوادهای که وسایلش در جنگ نابود شده، اگر نیازمند باشد، ما بدون هزینه جایگزین میکنیم و در کمتر از 2هفته دهها خانواده در نقاط مختلف کشور با ارائه مستندات، وسایل خود را دریافت کردند.
از درمان بیماری تا تهیه جهیزیه
کمکهای این مرد نیکوکار به همنوعانش شکلهای گوناگونی دارد. او سالهاست که هزینه درمان بیماران بیبضاعت را نیز پرداخت میکند و بسیاری از عملهای سنگین و تامین داروهای کمیاب برای آنها با کمک او انجام شده است. او میگوید: گاهی با یکدرخواست ساده روبهرو میشوم؛ داروی بیمار سرطانی، هزینه عمل قلب یا خرج بستری کودک. من هرچه دارم به لطف خداست. پس او من را وسیلهای قرار داده برای کمک به افراد نیازمند. خدا را شکر میکنم که چنین موهبتی نصیب من شده است تا دست افراد نیازمند را بگیرم. علاوهبراین دهها جهیزیه برای دختران نیازمند فراهم و برای صدها نفر شغل ایجاد کردهام که خدا را بهخاطر این لطفی که در حق من کرده شاکرم.