ایده «باز کردن یک گذرگاه امن در تنگه هرمز» در ظاهر یک طرح فنی برای تضمین آزادی کشتیرانی بهنظر میرسد، اما در عمل با مجموعهای از موانع پیچیده نظامی، جغرافیایی و سیاسی روبهروست.
از منظر عملیاتی، نخستین چالش، محیط امنیتی متراکم و چندلایه منطقه است. حضور احتمالی سامانههای موشکی ساحلی، قایقهای تندرو و تهدید مینهای دریایی باعث میشود هرگونه عملیات پاکسازی یا ایجاد مسیر امن، نیازمند شناسایی گسترده و مداوم باشد. این ابزارها نهتنها متحرک و پنهان هستند، بلکه قابلیت جابهجایی سریع دارند و همین موضوع، پایداری هر طرح امنیتی را زیر سؤال میبرد.
در سطح دوم، مسئله زمان و گستره عملیات مطرح است. ایجاد یک مسیر امن محدود، حتی اگر در مقطع کوتاه ممکن باشد، حفظ آن نیازمند حضور دائمی دریایی و هوایی است؛ حضوری که هزینههای سنگین نظامی و لجستیکی به همراه دارد و در برابر حملات پراکنده یا اقدامات نامتقارن آسیبپذیر خواهد بود.
از بعد سیاسی نیز هرگونه تلاش برای تغییر وضعیت موجود در تنگه هرمز بدون اجماع منطقهای، با واکنش شدید بازیگران ذینفع مواجه میشود. ایران این آبراه را بخشی از حوزه نفوذ استراتژیک خود میداند و هر طرح یکجانبه را بهعنوان تهدید تلقی میکند؛ موضوعی که احتمال تشدید تنش را بالا میبرد.
ایدهای که تنگه را تنگتر میکند!
در همینه زمینه :