اسیری که سوژه تبلیغاتی دشمن نشد
الناز عباسیان؛ روزنامهنگار
کتاب «بچههای مرد» نوشته مهری ماهوتی، نویسنده نامآشنای حوزه ادبیات کودک و نوجوان، روایتی مستند و داستانی از خاطرات اسیران نوجوان ایرانی در اردوگاههای رژیم بعث عراق در دوران جنگ تحمیلی است.
این کتاب که توسط انتشارات پیام آزادگان منتشر شده، داستان جداسازی اسرای نوجوان توسط عراقیهاست؛ اقدامی که با اهداف تبلیغاتی برای نشاندادن کمسنوسال بودن رزمندگان ایرانی انجام میشد.
داستانهای این کتاب از زبان نوجوانانی روایت میشود که در شرایط سخت اسارت، مفاهیم عمیقی چون همدلی، ایمان، فداکاری، مهربانی، صبر و امید را به تصویر میکشند. این رزمندگان کوچک که برخی از آنها حتی 11 یا 12 سال بیشتر نداشتند، در اردوگاههایی مانند رمادی۷ که عراقیها آن را «اردوگاه اطفال» نام نهاده بودند، نگهداری میشدند. آنها نهتنها از نظر جسمی که از نظر روحی نیز تحت فشار شدید دشمن بودند؛ از بازجوییهای طاقتفرسا تا تصویربرداری رسانههای بعثی برای مصادره به مطلوب تبلیغات سیاسیشان.
در یکی از بخشهای اثرگذار کتاب، راوی از حضور علیرضا در اردوگاه میگوید؛ نوجوانی 10ساله که به همراه پدرش راهی جبهه شده بود. خبرنگاران عراقی و خارجی او را محاصره کرده و با پرسشهای جهتدار تلاش داشتند چهرهای کودکانه و مظلوم از او نشان دهند. یکی از افسران بعثی با لحنی فریبنده به او گفت: «بچهجان، تو باید بروی دوچرخهسواری، توپبازی... اینجا چه کار میکنی؟» اما پاسخ علیرضا کوتاه و کوبنده بود:«مادرم در موشکباران زیر آوار ماند.» این جمله ساده، عمق فاجعه و انگیزه حضور او را نمایان میساخت؛ پاسخی که تمام معادلات تبلیغاتی دشمن را به هم میریخت. کتاب «بچههای مرد» نه فقط روایتگر رنج اسارت که نمایشگر روحیه مقاومت، ابتکار و بلوغ زودهنگام نوجوانانی است که در سختترین شرایط، همچنان پای آرمانهای خود ایستادند. این اثر، برای نوجوانان علاقهمند به ادبیات پایداری و دفاعمقدس، پنجرهای تازه بهسوی درک عمیقتری از مفهوم ایثار و انسانیت میگشاید.