مرد دیوانه در جستوجوی دستاورد
علی ودایع؛کارشناس بینالملل
رئیسجمهور آمریکا در یک چارچوب مشخص رفتاری با عنوان «مرد دیوانه» رفتار میکند. دونالد ترامپ به هر قیمتی میخواهد برای دوست و دشمن غیرقابل پیشبینی باشد و در این مسیر هزینه را به شکل جنونانگیزی بالا میبرد. الگوریتم او همیشه بر پایه بحرانسازی برای امتیازگیری بوده است؛ البته در لحظه آخر هم دست به تعدیل ناگهانی میزند.
تهاجم علیه ایران تا این لحظه برخلاف پیشبینی پنتاگون و بسته اطلاعاتی موساد پیش رفته است. آنها شاید «ضربات تاکتیکی» وارد کرده باشند اما فاصلهای طولانی تا «موفقیت استراتژیک» دارند.
پیش از فوریه، در قلب واشنگتن هشدارهایی درباره «جنگ سخت» مطرح شده بود اما ترامپ میخواهد پیش از نوامبر به یک «پیروزی بزرگ» برسد. ایران با استفاده از استراتژی «دفاع موزاییکی» و نفوذ در «منطقه خاکستری»، هزینههای آمریکا را بالا برده است. برکناری ژنرال رندی جورج دقیقا به این دلیل است که او و همقطارانش میدانستند «جنگ تمیز و سریع» با ایران یک «توهم بزرگ» است. ترامپ حالا با حذف واقعگرایان، بهدنبال کسی است که به او قول «پیروزی ارزان» بدهد؛ قولی که در میدان عمل وجود خارجی ندارد. شکار جنگندها و پهپادهای آمریکایی توسط ایران زیر ذرهبین چین و روسیه اتفاقی سخت در بلندمدت محسوب میشود.
ترامپ همچنان تلاش میکند با «دیپلماسی قایق توپدار» و تهدید «عصر حجر» تهران را بهسرعت پای میز مذاکره بکشاند. نکته اینجاست که رئیسجمهور آمریکا با ذهنیت قرن هجدهمی به ایران قرن بیستویکم آمده است. مرد دیوانه به نوعی در «لوپ» مرد دیوانه گرفتار شده است. حالا او مجبور است برای حفظ پرستیژ «مرد قدرتمند»، مدام سطح تهدید را بالا ببرد (از جمله اخراج ژنرالهای مخالف) تا دستاوردی ویژه دستوپا کند.
با توجه به شکافهای عمیق اجتماعی و سیاسی در قلب اردوگاه «ماگا» و ریزش جمهوریخواهان در میانه بازگشت دمکراتها به سنا، ترامپ به یک «پیروزی فوری» نیاز دارد تا توجهات را از بحرانهای داخلی و «کودتای سفید» خود در پنتاگون منحرف کند. رئیسجمهور آمریکا میخواهد به پایگاه رأی خود نشان دهد که برخلاف رؤسای جمهور قبلی، اوست که توانسته «صلح از موضع قدرت» را با زور تحمیل کند. تقابل جیدی ونس، معاون اول رئیسجمهور با مارکو روبیو هم وضعیتی پیچیده است.
ترامپ امروز در وضعیتی «بدون بازگشت» قرار گرفته است. رئیسجمهور آمریکا تمام پلهای دیپلماتیک را پشت سر خود تخریب کرده و با اخراج ژنرالهای باتجربه، عملا راه عقبنشینی عقلانی را بر ارتش ایالات متحده بسته است. جستوجوی او برای دستاورد در قلب جنگ، نه از روی قدرت، بلکه ناشی از یک تنگنای استراتژیک است. ترامپ میداند که اگر بدون یک امتیاز بزرگ (مانند یک توافق تحمیلی یا ویرانی زیرساختی) جنگ را تمام کند، قاب «مرد شکستناپذیر» او برای همیشه در تاریخ سیاسی آمریکا فرو خواهد پاشید. البته ممکن است ناگهان پایان جنگ اعلام شود و نگرانی از این موضوع در روزنامههای اسرائیلی به وضوح مشاهده میشود. بنیامین نتانیاهو نگران است که ترامپ ناگهان با یک توییت، او را در میانه معرکه تنها بگذارد تا به دستاورد شخصیاش برسد.
فرسایش جنگ و تساعد هزینههای انرژی به نفع ترامپ نیست. تابآوری و عنصر زمان، برنده نهایی را تعیین میکند. پیروز این میدان کسی نیست که بلندتر فریاد میزند، بلکه کسی است که «موازنه وحشت» را در زمین سخت غرب آسیا حفظ میکند.