نبض زندگی درتهران
با وجود سایه سنگین حملات هوایی، تهرانیها با حضور در خیابانها و بازارهای اسفندماه، جریان زندگی را به جلو میرانند
گروه صفحهآخر
تهران، این کلانشهر همیشه بیدار، راز عجیبی در سینهاش پنهان کرده است؛ رازی به نام «تداوم». خیابان ولیعصر(عج)، میدان تجریش، دالانهای تودرتوی بازار بزرگ و کوچهپسکوچههای این خطه، شاهدان عینی مردمی هستند که آموختهاند زندگی را در دل هر طوفانی و زیر سایه هر التهابی، با چنگ و دندان حفظ کنند. اینجا، درست در روزهایی که شاید اخبار و تیترهای نگرانکننده جنگ بخواهند سایهای از اضطراب بر دیوارها و خیابانها بیندازند، سمفونی بوق ماشینها، قدمهای تند و مصمم کاسبان در صبحگاه اسفندماه و صدای همهمه در ایستگاههای شلوغ مترو، روایتگر داستان دیگری است؛ داستانی از جنس تسلیم نشدن و ایستادگی.
وقتی به تقویم نگاه میکنیم و بوی بهار از لابهلای دود و سیمان برجها به مشام میرسد، نبض تهران تندتر و پرامیدتر میزند. بازارهای شب عید، از بساطیهای رنگارنگ حاشیه پیادهروها که سینهای هفتسین، سمنو و سماق را با وسواس روی پارچههای ترمه چیدهاند تا مغازههای پرنور لباسفروشی و شیرینیپزیها، مملو از جمعیتی است که نیامدهاند تا صرفاخریدی روزمره انجام دهند. آنها آمدهاند تا به خودشان و به تمام جهان ثابت کنند که هیچ سایه تاریکی نمیتواند رنگ روشن نوروز و امید به فردا را از تار و پود این سرزمین پاک کند. ماهیهای قرمزی که در تنگهای بلوری میچرخند، سبزههایی که با روبانهای قرمز گره خوردهاند و دستفروشانی که با صدای بلند نوید بهار را میدهند، همگی نمادهای کوچک اما بینهایت قدرتمندی از یک مقاومت شیرین مدنی در دل روزمرگیها هستند.
مردم تهران، با تمام دغدغهها و با همان خستگیهای آشنای پس از یک روز کاری طولانی، همچنان هر صبح کرکره مغازهها را بالا میدهند، به سر کار میروند و در شلوغی بازارها برای یافتن بهترینها
چانه میزنند.
این گزارش تصویری، برشی است از همین جریان پرخروش و توقفناپذیر؛ قابهایی واقعی از شهری که زیرحملات دشمن آمریکایی و صهیونی، شاید روزهای پرالتهابی را تجربه کند، اما هرگز از تپش نمیافتد و با قامتی استوار، آغوشش را برای استقبال از بهار و شکوفایی باز کرده است.
