پای ساختمانی که موشک خورده بود، گرد و خاک کار سنگین رفقای جهادی بلند شده بود، مرد خوش تیپی از همان ساختمان نزدیک آمد و گرم دستانم را فشرد، سرش را نزدیک آورد و یلی عذر خواهی می کنم اینجا به آخوندها خیلی فحش می دادند، شبی که اینترنشنال، خبر آقای خامنه ای را گفت، برخی از همین واحدها خوشحالی کردند، سوت و کف زدند.
از دیروز که شما آمده اید، به قول معروف هنگ کرده اند .
می گویند : این جهادی ها که می دانند ما چه کاره ایم، پس چرا این شکلی با جان و دل کار می کنند؟
گفتم حزب اللهی باید شبیه آقایش باشد. یادتان هست همین جوانان
فریب خورده را هم فرزندان خود نامید و شهیدشان دانست؟ رهبر شهیدمان، کل ایران را یک خانواده می دانست.
گفت : حاج آقا این افراد، خیلی تحت تاثیر قرار گرفته اند و پیشنهاد داشتند که ما یک نمایشگاه عکس در محوطه مجتمع از عکسهای زحمت گروه جهادی، بزنیم که این همدلی یادم نرود.
ما قبل از این بسیجی و طلبه می دیدیم، کهیر می زدیم و به خونش تشنه بودیم، اما الان .....
این هم از برکات جنگ است که سوء تفاهم ها را از بین می برد و عملا سوخت اغتشاشات را صفر می کند.
پنج شنبه 21 اسفند 1404
کد مطلب :
273692
لینک کوتاه :
newspaper.hamshahrionline.ir/mQ20G
+
-
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به روزنامه همشهری می باشد . ذکر مطالب با درج منبع مجاز است .
Copyright 2021 . All Rights Reserved