وداع با سروهای رمضان
میثاق در قطعه 42
گزارش تصویری از وداع با قربانیان جنگ رمضان در بهشت زهرای تهران
آسمان قرار نبود آتش ببارد. قرار بود ابر بیاورد، باران ببارد و شاید نوید بهاری زودرس را در کام خشک اسفندماه بریزد. اما جنگ، منطق آسمان را هم به هم میریزد. جنگ این بار در نزده بود؛ از آسمان فرود آمد و سقف خانهها را شکست. روز گذشته، قطعه ۴۲ بهشت زهرا، میزبان قافلهای جدید بود؛ قافلهای از مردان و زنانی که بیسلاح بودند و بیادعا پر کشیدند تا در ملکوت، به پیشواز مقتدای شهیدشان بروند.
مراسم تشییع شهدای رمضان، بدرقه سربازان میدان نبرد نیست؛ وداع با پدران، مادران و کودکانی است که زندگیشان در یک لحظه، میان آوار خانههایشان متوقف شد. اینجا خاک، بوی بهشت میدهد.
بوی باران و گلاب با داغی که بر دلها نشسته در هم آمیخته و حماسهای از اشک و غرور را رقم زده است. در قطعه ۴۲، هر تابوت، سندی است از یک جنایت جنگی و هر مشت خاک، گواهی بر مقاومت و صبوری ملتی که بیدفاعترین شهروندانش را به بهشت بدرقه میکند. این شانهها که امروز تابوتها را به دوش میکشند، همان شانههایی هستند که زیر بار جنگ و تحریم خم نشدند و امروز استوارتر از همیشه، امانتداران فرزندان
خود هستند.
لنز دوربین در این میان، نه فقط راوی یک وداع تلخ، که شاهد یک میثاق بزرگ است؛ میثاق با خونهایی که مظلومانه بر زمین ریخت تا ایران، سرافراز و استوار باقی بماند.
